لُؤلُؤ مَکنون


خرداد 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

لُؤلُؤ مَکنون

این وبلاگ به نام بانوی کرامت و بزرگواری حضرت معصومه(س) ،به لُؤلُؤ مَکنون نام گذاری شده و در آن سعی شده به مسائل مهم امروز جامعه زنان از جمله :حجاب ،عفاف ،حدود آزادی زن،نحوه برخورد و معاشرت زن در اجتماع و ... پرداخت. اگر چه کتاب ها و مقالات زیادی در رابطه با آن به نگارش درآمده است ولی در این وبلاگ سعی می شود که خلا ها و مسائلی مطرح شود که مورد نیاز زن امروز بوده و شاید در کمتر کتابی به آن پرداخته شده است.تعریف کامل و جامعی از حجاب،عفاف و آزادی و مقایسه حجاب و آزادی از مهم ترین محورهای این وبلاگ میباشد. این وبلاگ برگ سبزی است تقدیم به ساحت مقدس و نورانی بانوی کرامت،حضرت معصومه (س) و تمام بانوان پاکدامن و با عفت سرزمینم ایران و تحفه ایست ناقابل تقدیم به ساحت پر برکت مولا و صاحب امرمان امام زمان(عج).باشد که مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.انشاءالله.

جستجو


موضوعات

  • همه
  • مناجات
  • سخنان رهبر در مورد حجاب و عفاف
  • زندگی نامه حضرت معصومه(س)
  • حجاب
  • آزادی
  • رابطه حجاب با آزادی
  • داستان
  • شعر
  • دلنوشته
  • حدیث
  • آیات قرآنی مربوط به حجاب
  • مناسبات
  • دعاهای واردشده از اهل بیت(ع)

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    اوقات شرعی

    اوقات شرعی

    ذکر ایام هفته

    ذکر روزهای هفته

    پخش زنده حرم ها

    پخش زنده حرم

    ساعت

    ساعت فلش مذهبی
     
       
      روز جهانی قدس    

    روز جهانی قدس، روز همبستگی تمام مردم جهان در دفاع از مظلومیت مردم فلسطین گرامی باد.

    روز جهانی قدس

    روز قدس آخرین جمعه ماه رمضان است که در آن علیه اسرائیل و اشغال فلسطین راهپیمایی اعتراض‌آمیزی در کشورهای مختلف برگزار می‌شود. در بعضی کشورها به خاطر عدم مجوز پلیس برای روز جمعه، راهپیمایی در روز دیگری انجام شده[۱] یا فقط امکان برگزاری همایش‌هایی به این منظور داده می‌شود.

    این روز در ۱۶ مرداد ۱۳۵۸ش با پیام امام خمینی برای حمایت از مردم فلسطین نام‌گذاری شد.

    از آنجا که آخر ماه رمضان در کشورهای مختلف متفاوت است، در صورتی که روز آخر ماه رمضان در ایران جمعه یا شنبه باشد روز قدس معمولاً یک هفته زودتر برگزار می‌شود تا با سایر کشورهای اسلامی هماهنگ باشد.

    روز قدس به عنوان روز بیداری مسلمانان و اتحاد آنها در مقابل دشمنانشان بوده و اختصاص به قدس و فلسطین ندارد.

    تاریخچه
    از ابتدای اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸ این موضوع مورد توجه اکثر عالمان دینی به ویژه شیعیان قرار گرفته و با حساسیت به دنبال حل این مشکل بودند. فلسطینیان مصادف با پیروزی در جنگ کرامه بر صهیونیست‌ها روزی را به نام روز فلسطین در ماه اکتبر مطرح کردند که چندان مورد استقبال واقع نشد.[نیازمند منبع]

    امام خمینی نیز یکی از محورهای مبارزاتی خود را از ابتدا آزادی فلسطین و به رسمیت نشناختن اشغال آن معرفی کرد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران ارتباط با اسرائیل قطع و سفارت آن در ایران در اختیار فلسطینی‌ها قرار گرفت.[نیازمند منبع] با شروع دور تازه‌ای از حملات اسرائیل به جنوب لبنان، امام خمینی روز ۱۶ مرداد سال ۱۳۵۸ مصادف با ۱۳ رمضان ۱۳۹۹ با صدور پیامی، آخرین جمعه ماه رمضان را به عنوان روز قدس اعلام کرد:

    بسم الله الرحمن الرحیم

    من در طی سالیان دراز، خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانۀ خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانۀ ایشان را بمباران می‌کند.

    من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و پشتیبانان آن به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعۀ ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و می‌تواند تعیین کنندۀ سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طی مراسمی همبستگی بین المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. [۲]
    ابراهیم یزدی وزیر امور خارجه دولت موقت می‌گوید: نام‌گذاری روزی از تقویم به نام روز قدس پیشنهاد او بوده است. [۳]

    مراسم روز قدس

    بیش از ۸۰ کشور اسلامی و غیر اسلامی در این روز تظاهراتی برگزار می‌کنند،[۴] از جمله این کشورها می‌توان از مالزی، هند، سنگاپور، اندونزی، ترکیه، آمریکا، کانادا، نروژ، آذربایجان، سودان، انگلیس، بحرین، بوسنی و هرزگوین، تونس، پاکستان، استرالیا، آلمان، رومانی، کویت، اسپانیا، آفریقای جنوبی، سوئد، ونزوئلا، آلبانی، یمن و یونان نام برد.[۵]

    خبرگزاری‌های مختلف غربی با سکوت یا استفاده از عباراتی چون هزاران نفر یا دهها هزار سعی در کم تعداد نشان دادن جمعیت شرکت کننده در این راهپیمایی‌ها دارند و تلاش می‌کنند با انتخاب جملاتی از سخنان رئیس جمهور ایران که معمولاً سخنران این مراسم در تهران است یا گزارشاتی همچون توزیع بازی‌های رایانه‌ای ضد صهیونیستی در این روز، اسرائیل را مظلوم جلوه دهند.

    در ایران پیش از نماز جمعه راهپیمایی‌های گسترده‌ای در شهرها و روستاها برگزار شده و پس از صدور قطعنامه پایانی روز قدس، راهپیمایان در نماز جمعه حاضر می‌شوند. مهم‌ترین مراسم در تهران و با حضور گسترده مردم از طیف‌های مختلف سیاسی و غیرسیاسی برگزار می‌شود.

    روز قدس در کلام شخصیت‌ها

    امام خمینی

    «روز قدس، جهانی است، و روزی نیست که فقط اختصاص به قدس داشته باشد. روز مقابله مستضعفین با مستکبرین است، روز مقابله ملت‌هایی است که در زیر فشار ظلم آمریکا و غیر آمریکا بودند، روزی است که باید مستضعفین مجهز بشوند در مقابل مستکبرین، و دماغ مستکبرین را به خاک بمالند.»[۶]
    «روز قدس فقط روز فلسطین نیست، روز اسلام است؛ روز حکومت اسلامی است. روزی است که باید جمهوری اسلامی در سراسر کشورها بیرق آن برافراشته شود. روزی است که باید به ابرقدرت‌ها فهماند که دیگر آنها نمی‌توانند در ممالک اسلامی پیشروی کنند. من روز قدس را روز اسلام و روز رسول اکرم می‌دانم، روزی است که باید ما تمام قوای خودمان را مجهز کنیم؛ و مسلمین از آن انزوایی که آنها را کشانده بودند خارج شوند، و با تمام قدرت و قوت در مقابل اجانب بایستند.»[۷]
    «روز قدس روزی است که باید به همهٔ ابرقدرت‌ها هشدار بدهیم که اسلام دیگر تحت سیطره شما، به واسطه عمال خبیث شما، واقع نخواهد شد، روز قدس، روز حیات اسلام است.»[۸]
    «روز قدس یک روز اسلامی است، و یک بسیج عمومی اسلامی است. من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا.» [۹]
    «اگر ملت اسلام بیدار نشوند و به وظایف خود آگاه نگردند، اگر علمای اسلام احساس مسئولیت نکنند و به پا نخیزند، اگر اسلام واقعی که عامل وحدت و تحرک کلیه فرق مسلمانان در مقابل بیگانگان است و ضامن سیادت و استقلال ملل مسلمان و کشورهای اسلامی می‌باشد به دست عوامل و ایادی اجانب و در زیر پرده سیاه استعماری افروخته گردد، روزهای سیاهت و نکبت بارتری برای جامعه‌های اسلامی در پیش است و خطر ویران کننده‌ای متوجه اساس اسلام و احکام قرآن است.»[۱۰]
    «اکیداً شایسته و بلکه واجب است که قسمتی از وجوه شرعی مانند زکوات و سایر صدقات به مقدار کافی به این مجاهدان راه خدا اختصاص داد… و کمک به آنان با تمام نیروها و امکانات واجب است.»[۱۱]

    آیت الله خامنه‌ای

    «آنچه مهم است این است که دنیای اسلام از مسألۀ فلسطین باید غفلت نکند… آمریکا، استکبار و پشتیبانان همیشگی صهیونیست‌ها خواسته‌اند به مسلمین تحمیل کنند که مسئلۀ فلسطین را فراموش کنند ولی ملت اسلام و ملت ایران نباید بگذارد مسئلۀ فلسطین فراموش شود.»
    «در داخل فلسطین هم باید این شعلۀ مقدس روز به روز برافروخته شود. آن جوان‌ها آن زنان و مردان و جوانان و آن فداکارانی که در داخل فلسطین با رژیم غاصب مبارزه می‌کنند، باید بدانند نقطۀ اصلی همان جایی است که آنها بر روی آن انگشت گذاشتند، این، آنجایی است که دشمن در آنجا شکست خواهد خورد. اینکه سازمان‌ها در خارج از مرزهای فلسطین پشت میزهای مذاکره بنشینند و یا به نام فلسطین در تریبون‌ها خودنمایی کنند، مشکلی را حل نخواهد کرد. پشتیبانی عمومی دنیای اسلام از بیرون و مبارزۀ واقعی و محسوس ملت فلسطین در داخل، این دو با هم مشکل را حل خواهد کرد و سر دشمن فلسطین را به سنگ خواهد کوبید.»
    «روز قدس را گرامی بدارید و آن را بزرگ بشمارید، البته اگر تبلیغات جهانی منعکس نمی‌کنند، نکنند. آن کسانی که در زندان‌های فلسطینی هستند… از نیت و عزم صادقانه شما احساس قوت و قرت کرده و ایستادگی می‌کنند. آن که در پشت دیوار زندان‌های فلسطین اشغالی است، باید احساس تنهایی نکند تا بایستد. آن زن و مردی که در کوچه و خیابان‌های بیت المقدس و نوار غزه و شهرهای دیگر فلسطین اشغالی مورد تهاجم اراذل و اوباش صهیونیست است باید احساس کند شما از آن‌ها حمایت می‌کنید، تا بتواند مقاومت کند. دولت‌ها هم البته تکالیفی دارند».
    «من صریحا اعلام می‌کنم هر جوان فلسطینی که به خاک و خون کشیده می‌شود و هر خانواده فلسطینی که بی‌سرپرست و متلاشی می‌شود،رئیس جمهور و دولت آمریکا به طور مستقیم در این جرم شریک وسهیم هستند.»
    «مسئله فلسطین یک راه حل بیشتر ندارد و آن تشکیل دولت فلسطینی در تمام سرزمین فلسطین است‌».
    «هر یک وجب از خاک فلسطین، یک وجب از خانه مسلمین است. هر حاکمیتی غیر از حاکمیت فلسطین و حاکمیت مسلمین بر کشور فلسطین، حاکمیت غاصب است. حرف، همانی است که امام راحل عظیم الشان فرمود: اسرائیل بایستی محو بشود…. بحث، بحث یهودی ستیزی نیست. مسئله، مسئله غصب خانه مسلمین است.»[۱۲]

    اهداف روز قدس
    مهم‌ترین اهداف روز قدس در کلام آیت الله خامنه‌ای را می‌توان این محورها دانست:[۱۳]

    *روز قدس به عنوان نماد صف بندی مظلومان در مقابل زورگویان
    *متوقف کننده حذف فلسطین از نقشۀ جغرافیای جهانی و فراموشی مسئله فلسطین
    *روزی که مردم مظلوم فلسطین احساس می‌کنند که ملت‌ها پشت سرشان هستند
    *روز دمیدن خون در رگ‌های امت اسلامی
    *روزی که ملت‌های مسلمان بی‌واسطه مقامات رسمی حرفشان را در دنیا مطرح می‌کنند
    *روز سرمشق شدن ملت ایران برای سایر ملت‌ها
    *روز حفظ امنیت کشور، ملت و دستاوردهای انقلاب اسلامی

    دیگر شخصیت‌ها

    سید حسن نصرالله دبیر کل حزب الله لبنان در سخنانی درباره مسئله قدس می‌گوید:

    «اولویت باید تاکید بر مبارزه و مواجهه با دشمن صهیونیستی باشد و اگر از همان ابتدا این‌گونه بود، به آن نقطه‌ای که امروز بدان رسیدیم، نمی‌رسیدیم… اگر یک پنجم بودجه‌ای که اعراب برای جنگ با ایران و شیعه هراسی خرج کردند را برای فلسطین خرج کرده بودند فلسطین تاکنون آزاد شده بود.»[۱۴]

    پی نوشت ها

    1-سایت شهید آوینی
    2-صحیفه امام، ج۹، ص۲۶۷
    3-کتاب خاطرات دکتر ابراهیم یزدی، ج۳، ص۷۳۷
    4-شبکه خبر
    5-خبرگزاری تسنیم
    6-صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۷
    7-صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۸
    8-صحیفه امام، ج۹، ص۲۷۷
    9-صحیفه امام، ج۹، ص۲۸
    10-صحیفه امام، ج۶، ص۴۸۸
    11-صحیفه نور، ج۲، ص۱۹۹
    12-سایت حوزه
    13-سایت آیت الله خامنه‌ای
    14-سخنرانی روز قدس، بیروت، ۲۰۱۳م

    منبع: ویکی شیعه

    کلیدواژه ها: راهپیمایی, راهپیمایی روز جهانی قدس, روز قدس, قدس, مسجدالاقصی
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [جمعه 1397-03-18] [ 11:34:00 ق.ظ ]

    2 نظر »

       
      شهادت مولای متقیان امیر المومنین علی(ع)    

    شهادت امام على (عليه السلام) بر عموم شیعیان جهان و محبان ولایت و امامت تسلیت باد. 

    علامه طبرسى گويد: على عليه‏ السلام شصت و سه سال زندگانى كرد، ده سال پيش از بعثت، و در سن ده سالگى اسلام آورد. و پس از بعثت‏ بيست و سه سال با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم زندگانى كرد، سيزده سال در مكه پيش از هجرت در امتحان و گرفتارى به سر برد و سنگين‏ترين بارهاى رسالت آن حضرت را به دوش كشيد.

    ده سال پس از هجرت در مدينه در دفاع از حضرتش با مشركان جنگيد و با جان خود او را از شر دشمنان دين نگاه داشت، تا آنكه خداى متعال پيامبر خود را به سوى بهشت انتقال داد و او را به بهشت آسمانى بالا برد و على عليه‏ السلام در آن روز سى و سه ساله بود، و بيست و چهار سال و چند ماه حق او را از ولايت غصب كردند و او را از تصرف در امور بازداشتند، و آن حضرت در اين دوران با تقيه و مدارا مى ‏زيست، و پنج‏ سال و چند ماه خلافت را به دست گرفت و در اين سالها گرفتار جهاد با منافقان از ناكثين و قاسطين و مارقين (اصحاب جمل و صفين و نهروان) بود چنانكه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سيزده سال از روزگار نبوت خود را ممنوع از پياده كردن احكام آن و ترسان و محبوس و فرارى و مطرود بود و نمى ‏توانست‏ با كافران به جهاد پردازد و از مؤمنان دفاع كند، سپس هجرت كرد و ده سال پس از هجرت با مشركان به جهاد پرداخت و گرفتار منافقان بود تا خداوند او را به سوى خود برد.


    آن حضرت در شب بيست‏ و يكم ماه مبارك رمضان سال چهل هجرى با شمشير به شهادت رسيد. عبدالرحمن بن ملجم مرادى شقى ‏ترين امت آخر زمان - لعنة الله عليه - در مسجد كوفه او را ضربت زد; بدين قرار كه آن حضرت در شب نوزدهم به مسجد رفت و مردم را براى نماز صبح بيدار مى‏ كرد و ابن ملجم ملعون از آغاز شب در كمين حضرتش بود، چون حضرت در مسجد عبورش به او افتاد او كه مطلب خود را پنهان مى‏ داشت و از روى نيرنگ خود را به خواب زده بود ناگهان از جاى جست و ضربتى با شمشير زهر آلود بر فرق مباركش زد.

    آن حضرت روز نوزدهم و شب و روز بيست و يكم را تا نزديك ثلث اول شب زنده بود آن گاه به شهادت رسيد و در حالى كه محاسن شريفش به خون سرش رنگين بود مظلومانه به ديدار خداى خود شتافت.

    سبب كشتن آن حضرت را داستانى دراز است كه اينجا گنجايش ذكر آن را ندارد. حسن و حسين عليهم السلام به امر آن حضرت مراسم غسل و تكفين او را عهده‏ دار شدند و بدن شريفش را به سرزمين غرى در نجف انتقال دادند و شبانه پيش از سپيده صبح در همان جا به خاك سپرده شد.

    حسن و حسين و محمد پسران آن حضرت عليه‏السلام و عبدالله بن جعفر رضى الله عنه وارد قبر شدند و بنا به وصيت‏ حضرتش اثر قبر پنهان گرديد. اين قبر پيوسته در دولت‏ بنى ‏اميه پنهان بود و كسى بدان راه نمى‏برد تا آنكه امام صادق عليه‏السلام در ولت‏ بن ى‏عباس آن را نشان داد. (1)


    يك معجزه

    وقايع پس از شهادت آن بزرگوار جدا بسيار است و به تاليف جداگانه ‏اى نيازمند است. اينجا گنجايش آن را ندارد، لذا از ذكر آنها چشم مى‏ پوشيم و تنها به يك واقعه تكوينى اشاره مى‏كنيم.

    زمخشرى در «ربيع الابرار» از ام‏معبد آورده است كه گفت: «روزى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم وضو گرفت و در پاى درخت‏ خاردار خشكيده‏اى در نزد ما آب دهان افكند و آن رخت‏ سبز شد و ميوه داد و در زمان حيات آن حضرت ما از ميوه آن شفا مى‏ جستيم… اما سپس از پايين به بالا خشك شد و خار روييد و ميوه‏ هايش ريخت و سبزى و تازگى آن از ميان رفت. در اين حال بود كه ما از شهادت اميرالمؤمنان على عليه‏ السلام باخبر شديم. و ديگر ميوه نداد و ما از برگ آن بهره‏ مند بوديم و پس از چندى صبح كرديم و ديديم كه از ساقه آن خونى تازه مى‏ جوشد و برگ آن هم خشك شده است.

    در همين حال خبر شهادت حسين عليه‏السلام به ما رسيد و درخت‏ به كلى خشك گرديد.» (2)

    اصبغ بن نباته گويد: هنگامى كه اميرمؤمنان عليه‏ السلام ضربتى بر فرق مباركش فرود آمد كه به شهادتش انجاميد مردم بر در دارالاماره جمع شدند و خواستار كشتن ابن ملجم - لعنه الله - بودند. امام حسن عليه‏السلام بيرون آمد و فرمود: اى مردم! پدرم به من وصيت كرده كه كار قاتلش را تا هنگام وفات پدرم رها سازم. اگر پدرم از دنيا رفت تكليف قاتل روشن است و اگر زنده ماند خودش در حق او تصميم مى‏گيرد. پس بازگرديد خدايتان رحمت كند.

    مردم همه بازگشتند و من بازنگشتم. امام دوباره بيرون آمد و به من فرمود: اى اصبغ! آيا سخن مرا درباه پيام امير مؤمنان نشنيدى؟ گفتم: چرا. ولى چون حال او را مشاهده كردم دوست داشتم به او بنگرم و حديثى از او بشنوم، پس براى من اجازه بخواه خدايت رحمت كند.

    امام داخل شد و چيزى نگذشت كه بيرون آمد و به من فرمود: داخل شو. من داخل شدم ديدم اميرمؤمنان عليه‏السلام دستمال زردى به سر بسته كه زردى چهره ‏اش بر زردى دستمال غلبه داشت و از شدت درد و كثرت سم پاهاى خود را يكى پس از ديگرى بلند مى‏ كرد و زمين مى‏ نهاد. آن گاه به من فرمود: اى اصبغ آيا پيام مرا از حسن نشنيدى؟ گفتم: چرا، اى اميرمؤمنان، ولى شما را در حالى ديدم كه دوست داشتم به شما بنگرم و حديثى از شما بشنوم. فرمود: بنشين كه ديگر نپندارم كه از اين روز به بعد از من حديثى بشنوى.

    بدان اين اصبغ، كه من به عيادت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتم همانگونه كه تو اكنون آمده‏اى، به من فرمود: اى اباالحسن، برو مردم را جمع كن و بالاى منبر برو و يك پله پايين‏تر از جاى من بايست و به مردم بگو: «هش داريد،هر كه پدر و مادرش را ناخشنود كند لعنت‏ خدا بر او باد. هش داريد، هر كه از صاحبان خود بگريزد لعنت‏ خدا بر او باد. هش داريد هر كه مزد اجير خود را ندهد لعنت‏ خدا بر او باد.»

    اى اصبغ، من به فرمان حبيبم رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم عمل كردم، مردى از آخر مسجد برخاست و گفت: اى اباالحسن، سه جمله گفتى، آن را براى ما شرح بده. من پاسخى ندادم تا به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم رفتم و سخن آن مرد را بازگو كردم.

    اصبغ گفت: در اينجا اميرمؤمنان عليه‏السلام دست مرا گرفت و فرمود: اى اصبغ، دست‏خود را بگشا. دستم را گشودم. حضرت يكى از انگشتان دستم را گرفت و فرمود: اى اصبغ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز همين گونه يكى از انگشتان دست مرا گرفت، سپس فرمود: هان، اى اباالحسن، من و تو پدران اين امتيم هر كه ما را ناخشنود كند لعنت‏خدا بر او باد. هان كه من و تو مولاى اين امتيم هر كه از اجرت ما بكاهد و مزد ما را ندهد لعنت‏خدا بر او باد. آن گاه خود آمين گفت و من هم آمين گفتم.

    اصبغ گويد: سپس امام بيهوش شد،باز به هوش آمد و فرمود: اى اصبغ آيا هنوز نشسته‏اى؟ گفتم: آرى مولاى من. فرمود: آيا حديث ديگرى بر تو بيفزايم؟

    گفتم: آرى خدايت از مزيدات خير بيفزايد. فرمود: اى اصبغ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در يكى از كوچه‏ هاى مدينه مرا اندهناك ديد و آثار اندوه در چهره‏ ام نمايان بود. فرمود: اى اباالحسن! تو را اندوهناك مى‏بينم؟ آيا تو را حديثى نگويم كه پس از آن هركز اندوهناك نشوى؟

    گفتم: آرى، فرمود: چون روز قيامت‏ شود خداوند منبرى بر پا دارد برتر از منابر پيامبران و شهيدان، سپس خداوند مرا امر كند كه بر آن بالا روم، آن گاه تو را امر كند كه تا يك پله پايين‏تر ازمن بالا روى، سپس دو فرشته را امر كند كه يك پله پايين‏تر از تو بنشيند و چون بر منبر جاى گيريم احدى از گذشتگان و آيندگان نماند جز آنكه حاضر شود.

    آن گاه فرشته ‏اى كه يك پله پايين‏تر از تو نشسته ندا كند: اى گروه مردم; بدانيد: هر كه مرا مى‏ شناسد كه مى‏ شناسد و هر كه مرا نمى شناسد خود را به او معرفى مى‏كنم، من «رضوان‏» دربان بهشتم، بدانيد كه خداوند به من و كرم و فضل و جلال خود مرا فرموده كه كليدهاى بهشت را به محمد بسپارم و محمد مرا فرموده كه آنها را به على بن ابیطالب بسپارم، پس گواه باشيد كه آنها را بدو سپرده ‏ام.

    سپس فرشته ديگر كه يك پله پايين‏تر از فرشته اولى نشسته بر مى‏ خيزد و به گونه‏ اى كه همه اهل محشر بشنوند ندا كند: اى گروه مردم، هر كه مرا مى‏ شناسد كه مى‏ شناسد و هر كه مرا نمى ‏شناسد خود را به او معرفى مى‏كنم، من «مالك‏» دربان دوزخم، بدانيد كه خداوند به من و فضل و كرم و جلال خود مرا فرموده كه كليدهاى دوزخ را به محمد بسپارم و محمد مرا امر فرموده كه آنها را به على بن ابى‏طالب بسپارم، پس گواه باشيد كه آنها را بدو سپردم.

    پس من كليدهاى بهشت و دوزخ را مى‏گيرم. آن گاه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به من فرمود: اى على، تو به دامان من مى‏ آويزى و خاندانت ‏به دامان تو و شيعيانت‏ به دامان خاندان تو مى‏ آويزند. من (از شادى) دست زدم و گفتم: اى رسول خدا، همه به بهشت مى‏رويم؟ فرمود: آرى به پروردگار كعبه سوگند.

    اصبغ گويد: من جز اين دو حديث از مولايم نشنيدم كه حضرتش چشم از جهان پوشيد درود خدا بر او باد. (3)

    —————————————
    پى‏ نوشتها:
    (1)تاج المواليد / 18.
    (2)تاريخ الخميس، باب هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم.
    (3)روضه 22 و 23.
    اميرالمؤمنين على بن ابى‏طالب عليه‏السلام ص 954
    مؤلف: احمد رحمانى همدانى
    ترجمه: حسين استاد ولى
    منبع:www.imamalinet.net

    کلیدواژه ها: حضرت علی علیه السلام, شهادت, شهادت حضرت علی(ع), مسجد کوفه
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-03-16] [ 05:13:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شب قدر    

    گفتم ای چشمه ی خوبی ، سحری چشم گشا
    نگر اعمال شرر بار بدم ، گفت : “بیا”
    گفتم ای صاحب این سفره که خوبان جمعند
    گفته بودی که خریدار بِدم ، گفت : “بیا”
    گفتم آینه شیطان شده بودم عمری
    خسته از دست همین یار بدم ، گفت : “بیا”

    ******

    با خودم میگفتم
    که چگونه خواهی بخشید
    این شکننده توبه های مکرر را
    و نومید میشدم …

    اما تو در جانم زمزمه کردی
    که کریمی
    و با کریمان کارها دشوار نیست …

    التماس دعا

    کلیدواژه ها: شب قدر, قدر, نزول قرآن
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 05:04:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      قیام 15 خرداد    

    پانزدهم خرداد، نقطه عطفی است در تاريخ معاصر؛ يادگاری است از پيوند معنوی توده های عظيم مردم کشور ما؛ واکنشی است از احساس عميق مذهبی ملت ايران؛ نمايشی است ازبه پاخاستن مردمی که می خواستند ظلم و ستم را از بن بر کنند؛ تجسمی است از تاريخ اسلام و درجه ای است برای سنجش فداکاری و از خود گذشتگی انسان هايي که به دنبال آرمان الهی حرکت می کنند. پانزدهم خرداد، روز قيام خونين مردم جان برکفی است که به نام اسلام و برای اسلام به ميدان آمدند تا سلطه طاغوتيان را از کشورشان برچينند.

     

    تظاهرات ۱۵ خرداد

    موضع گیری گروه ها و احزاب سیاسی در برابر جنبش پر شور مردم در پانزده خرداد، گامی مهم در شناسایی و تحلیل عملکرد این گروه هاست. در آن زمان حزب توده با تأیید اصلاحات ارضی، قیام پانزده خرداد 1342 را کوشش ارتجاع طلبان در راه مخالفت با اصلاحات ارضی و آزادی زنان دانست و آن را محکوم کرد.

    جبهه ملی ایران نیز به امید فراهم کردن زمینه دوباره حکومت خود، از مدت ها قبل از هرگونه موضع گیری بر ضد شاه خودداری می کرد. به همین دلیل، رهبران آن در تماس با مأموران ساواک و سفارت امریکا، به طور رسمی اعلام کردند در این قیام شرکت نداشته اند.

    دکتر مصدق هم که هنگام قیام پانزده خرداد 1342 در املاک خود در حال تبعید به سر می برد، در مورد قیام مردم ایران و سرکوب آن از سوی رژیم ستم شاهی سکوت اختیار کرد و کشتار مردم ایران را محکوم نکرد.

    در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، مردم تهران هم چون ساير شهرها، در اعتراض به دستگيری امام خمينی (ره) به خيابان ها ريختند و قيام خونين خويش را آغاز کردند. سيل خروشان کشاورزان غيور و کفن پوش ورامين، دهقانان کن و نيز مردم جماران به سوی تهران سرازير شد. انبوه جمعيت بازاری، بار فروش، دانشگاهی و اقشار مختلف مردم، با فريادهای رعد آسای “يا مرگ يا خمينی” و “مرگ بر شاه” تهران را به لرزه درآورد. شاه که در برابر قيام قهر آلود ملٌت، تاج و تخت خود را درحال زوال می ديد، با رگبار مسلسل به جنگ ملٌت مظلوم رفت و تهران را در پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، به کشتارگاه مخوف و حمام خون تبديل ساخت.

    در روز پانزدهم خرداد ۱۳۴۲، در بيشتر شهرها، درگيری، راه پيمايی، برگزاری جلسات و نيز سخنرانی بر ضد رژيم و اعتراض به دستگيری امام صورت گرفت. در بعضی از شهرها مانند شيراز، تبريز و مشهد، اعتراض از شدٌت و گشتردگی بيشتری برخوردار بود که در اثر اين حوادث، تعداد زيادی کشته، مجروح يا زندانی شدند.

     

    گردآوری:بخش سرگرمی بیتوته

    کلیدواژه ها: تظاهرات, خرداد, قیام 15 خرداد, مردم ایران
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 04:25:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      14 خرداد سالگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره)    

    14 خرداد ساگرد ارتحال ملکوتی امام خمینی(ره) بر مردم ولایت مدار ایران و عموم مسلمانان جهان تسلیت باد.


     
     
    امام خمینی(ره) از تولد تا رحلت
     
    اول مهر ماه 1381 هجری شمسی مطابق با بیستم جمادی الثانی 1320 هجری قمری و در سالروز میلاد پربرکت حضرت فاطمه زهرا(س) در خانواده ای از تبار فقیهان و عالمان ، بزرگترین مولود قرن ، پا به عرصه ی گیتی نهاد . پدرش سید مصطفی که عالمی وارسته و مجاهدی نستوه بود ، با الهام از قرآن کریم او را روح اله نام نهاد . هنوز سن روح اله به 5 ماه نرسیده بود که سید مصطفی در راه مبارزه با خان ها و حکام ستمگر منطقه به شهادت رسید و سرپرستی روح اله را مادرش بانو هاجر خانم ، دختر آیت الله میرزا احمد و عمه اش صاحبه خانم ، به عهده گرفتند . کودکی او با شور و نشاط و بازی های کودکانه و در عین حال با مراقبت های دقیق و تربیت صحیح همراه بود . آن طور که برادرش نقل می کند ، روح اله در همه ی امور حتی بازی های کودکانه از همه همسالان خود برتر و جلوتر بود .

    دوران تحصیل و جوانی :

    دروس ابتدایی را مثل سایر کودکان در مکتب خانه فرا گرفت و صرف و نحو و منطق (مقدمات ) را نزد برادرش و شوهر خواهرش آموخت . در آغاز جوانی و به سال 1298 هجری شمسی به حوزه ی علمیه ی اراک رفت .
    یک سال بعد و در پی مهاجرت آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی از اراک به قم ، او هم برای ادامه تحصیل به قم رفت و با تکمیل دوره ی سطح ، در درس خارج آیت الله حائری یزدی حضور یافت و به قدری کوشش و جدیت به خرج داد که در 25 سالگی به درجه ی اجتهاد نائل شد .آقا سید روح اله همزمان با تحصیل ، زیر نظر آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی به امور معنوی و عرفانی نیز مشغول بود و در این عرصه نیز توفیقات شایانی کسب کرد .
    کرسی درس فقه و اصول و عرفان او ، تشنگان علم و دانش و معرفت را سیراب می کرد تا اینکه با توجه به کسب مدارج عالی علمی و درخواست های مکرر علما و فضلا ، در سن 42 سالگی ، تدریس خارج فقه و اصول را آغاز نمود آقا سید روح الله از همان کودکی تا حدود 25 سالگی ، در کنار تحصیل ، ورزش و تفریحات سالم را در برنامه داشت .از دوستان وی نقل شده که جمعه ها همراه با هم در بیابان های خاکفرج قم به ورزش با توپ می پرداختند .

    ازدواج :

    آقاسید روح الله در سن 28 سالگی با دختر مرحوم حجت الاسلام آقای ثقفی ازدواج نمودند و بعد از مدت کوتاهی سکونت در تهران ، برای ادامه ی فعالیت های علمی به قم بازگشتند .ایشان نسبت به حقوق زن و رعایت آداب همسرداری بسیار مقید بودند و تا آخر عمرشریف خود، در نهایت محبت و احترام با همسرشان رفتار کردند .ثمره ی این پیوند مبارک دو پسر به نام های مصطفی و احمد و سه دختر به نام های صدیقه ، فریده و فهیمه بود .

    فعالیت های سیاسی :

    آقا سید روح الله که دوران سیاه حکومت رضاخان را دیده بود ، با مشاهده ی اوضاع زمان محمدرضا (پسر رضا شاه پهلوی ) و سرعت گرفتن تسلط اجانب بر مقدرات کشور و رشد انحرافات همه جانبه ، اولین گام های علنی را در مبارزه با ظلم و طاغوت برداشت . تألیف کتاب «کشف الاسرار » در سال 1322 که در واقع پاسخ به کتاب منحرف «اسرار هزار ساله » بود ، نقش عظیمی در رسوا نمودن تفکرات منحط وهابیت و دفاع از حقانیت مکتب تشیع داشت و نخستین گام در راه مبارزات به شمار می رفت . سال بعد ، اولین بیانیه ی سیاسی آیت الله خمینی (ره) صادر شد که در آن صریحاً علما و امت اسلام را به قیام فرا خوانده بود .با درگذشت آیت الله العظمی سید ابوالحسن اصفهانی ، آیت الله بروجردی جانشین ایشان و مرجع اکثر شیعیان جهان شد . ایشان در موارد متعددی ، آیت الله خمینی (ره) را به عنوان نماینده ی تام الاختیار خود در امور حوزه و مسائل سیاسی معرفی فرمود . اما تا زمان وفات آیت الله بروجردی ، آیت الله خمینی به علت حفظ وحدت و اقتدار مرجعیت ، دخالت عملی در مسائل سیاسی نمی کردند اما در عین حال ارتباط خود را با عناصر سیاسی موجه در تهران مثل آیت الله کاشانی ، حفظ نمودند .

    در سال 1340 و با رحلت آیت الله بروجردی ، مرجعیت آیت الله خمینی (ره)فراگیر شد و بسیاری از علما از سراسر کشور ایشان را به عنوان اعلم معرفی کردند .در حالی که ایشان مرجعیت را نمی پذیرفت و حتی حاضر نبود که رساله ی عملیه ی خود را چاپ کند . در سال 1341 با تصویب لایحه ی انجمن های ایالتی و ولایتی در مجلس ، آیت الله خمینی و سایر مراجع به پا خاستند و با ارسال تلگراف به شاه و صدور بیانیه ، موجبات لغو این تصویب نامه را فراهم آوردند .در ادامه و با فشار استعمارگران خارجی ، شاه مسئله ی اصلاحات شش گانه و انقلاب سفید را مطرح کرد و خواستار رفراندوم شد که باز هم با مخالفت علما و روحانیون و دستور تحریم آیت الله خمینی (ره) ، این طرح استعماری ناکام ماند .واکنش مردم و سرکوب آنها توسط رژیم باعث شد تا آیت الله خمینی عید نوروز سال 42 را تحریم فرمودند .

    در اولین روزهای سال 42 فاجعه ی حمله ی ساواک به مدرسه ی فیضیه بوجود آمد و موجب ایجاد جو رعب و وحشت در بین مردم و علما شد که ناگهان با صدور اعلامیه ی آیت الله خمینی ، شعله ی مبارزات دوباره برافروخته شد .سخنرانی ایشان در 13 خرداد (عصر عاشورا ) باعث دستگیری و انتقال ایشان به تهران شد که تا عید سال بعد در تهران زندانی و تحت الحفظ بودند و دوباره به قم بازگشتند .مهر ماه 1343 بود که در پی تصویب کاپیتولاسیون ، دوباره خشم آیت الله خمینی (ره)و سایر علما برافروخته شد و سخنرانی شدیداللحن آیت الله خمینی (ره)در 13 آبان 43 باعث شد که رژیم ایشان را به ترکیه تبعید کند .در طول یازده ماه اقامت در ترکیه ، ایشان کتاب تحریرالوسیله را تألیف و احکام سیاسی اسلام را در کنار احکام عبادی طرح نمودند .

    مهر ماه 44 آیت الله خمینی (ره)به عراق منتقل شد و با سکونت در نجف فعالیت های علمی و سیاسی ایشان دوباره اوج گرفت .در طی 13 سال اقامت در عراق ،با ارسال نامه و پیام و صدور بیانیه اوضاع ایران را در کنترل داشتند .آبان 56 بود که سید مصطفی پسر ارشد امام این مصیبت تأثیری در اراده ی پولادین امام نداشت .چند ماه چاپ مقاله ی توهین آمیز نسبت به امام در روزنامه ی اطلاعات ،موجب راهپیمایی و اعتراض مردم قم شد که به خاطر سرکوب مردم در قم ،موج اعتراضات به سراسر کشور کشیده شد . همزمان در پی فشار رژیم ایران به دولت عراق ، سختگیری عراق به امام بیشتر شد و ایشان تصمیم به ترک عراق و عزیمت به کویت گرفتند که با ممانعت مسئولان کویتی روبرو شدند و با پیشنهاد حاج احمد آقا ، فرانسه را به عنوان مقصد بعدی انتخاب کردند .

    نزدیک به 5 ماه هم در فرانسه بودند و بعد تصمیم گرفتند به ایران بازگردند ، 10 روز پس از مراجعت امام به ایران ، انقلاب اسلامی مردم ایران پیروز شد .
    پس از پیروزی انقلاب فشارها و توطئه های جدید داخلی و خارجی با حمایت مستقیم آمریکا شروع شد .برخی از بهترین یاران امام در اوایل انقلاب ترور شدند و به شهادت رسیدند اما امام با بصیرت و بینش عمیق و با اتکال به قدرت لایزال الهی ، امت اسلامی را به بهترین وجه ، رهبری نموده و از بحران ها عبور دادند .13 آبان 58 و در واکنش به شیطنت های آمریکا ، سفارت این کشور در ایران توسط دانشجویان پیرو خط امام اشغال شد و امام با تأیید این حرکت آن را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامید .وقتی همه ی طرح ها و توطئه های دشمنان انقلاب ناکام ماند ، جنگی نابرابر و تمام عیار را بر علیه انقلاب نوپای ایران آغاز کردند .(این جنگ هشت ساله گر چه ضربات سنگینی بر پیکره ی نظام اسلامی وارد کرد اما در اثر رهبری داهیانه ی امام خمینی (ره)و مقاومت جانانه ی امت اسلام ، دستاوردهای بسیار مهمی مثل پیشرفت در صنایع نظامی ، کشاورزی و صنعتی و …داشت ) 26 تیر ماه 1367 ، امام خمینی (ره)با پذیرش قطعنامه ی 598 سازمان ملل ، به تعبیر خودشان جام زهر را نوشیدند و جنگ خاتمه یافت .

    در اسفندماه پیام مهم امام درباره ی حفظ اصول و ارزش ها که به منشور روحانیت معروف است صادرشد .حادثه ی مهم فروردین 68 ، عزل آیت الله منتظری بود .
    موضعگیری های اشتباه ایشان ، وجود افراد ناصالح در بیت ایشان و ممانعت او از پاکسازی بیت خود ، از عوامل اصلی عزل وی از قائم مقامی امام خمینی (ره)بود .بعد از این جریانات بود که امام به علت بیماری قلبی در بیمارستان بستری شدند و یک بار تحت عمل جراحی قرار گرفتند .بیماری ایشان تا خرداد ماه به طول انجامید و سرانجام در 14 خرداد 68 ، روح مطهر پیشوای آزادگان جهان و رهبر کبیر انقلاب به ملکوت اعلی پیوست .آخرین فراز وصیت نامه ی امام خمینی (ره)حسن ختام این نوشتار است :
    «با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص و به سوی جایگاه ابدی سفر می کنم » .

    نویسنده:یحیی صالحی زاده

    منبع:مجله قدر(ش 19)

    کلیدواژه ها: 14 خرداد, ارتحال امام خمینی(ره), امام خمینی
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [دوشنبه 1397-03-14] [ 10:08:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      جواز حضور در اجتماع    

    جواز حضور در اجتماع

    کنار گذاردن زنان، نادیده گرفتن حضور فعال نیمی از جامعه می باشد. عدم استفاده از نظرات کاری آنان موجب انتقال مسئولیت شان بر نیمه دیگر جامعه می شود. هر گاه نیمه دیگر از این مهم به خوبی برنیاید، جامعه دچار رکود و ازهم پاشیدگی می شود.

    اگر زنان با خودآرایی و فریبایی وارد جامعه شوند، جامعه به فساد و تباهی کشیده خواهد شد که ضرر آن بیشتر است چون جامعه را از درون متلاشی نموده، زمینه را برای تسلط دشمنان دین فراهم می آورد. پس چه باید کرد؟ از یک طرف نمی توان حضور نیمی از انسان ها را که می توانند بار سنگینی از جامعه بردارند نادیده گرفت، از طرف دیگر نباید جامعه را به فساد و تباهی کشاند آن هم با حضور هوس انگیز زنان.

    راه حل این است که زنان با پوشش درست، هم جواز حضور در اجتماع را پیدا کنند و هم از فساد و تباهی جامعه جلوگیری شود.

    زنان با استفاده از پوشش مناسب اسلامی و حفظ شئون خویش می توانند در تمام زمینه ها (فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و …) وارد جامعه شده و بسیاری از امور را حتی بهتر از مردان انجام دهند.

    اسلام با طرح پوشش زنان، جواز حضور آنان در جامعه را فراهم ساخته و با دستورهای حکیمانه و راهگشایی که در باره منش و روش زن ارائه داده است، از یک سو، از تباه شدن این نیروی عظیم و بی هدف رها شدن آن جلوگیری کرده، از سوی دیگر، از فساد گسترده و ناهنجاری هایی که از اختلاط زن و مرد ناشی می شود، جلوگیری کرده است.

    همه افراد در مقابل سلامت جامعه مسئولیت دارند اما مسئولیت مهم تر و بزرگ تر بر دوش زن هاست. همان طور که از دامن زن، مرد به معراج می رود، می تواند بر عکس هم باشد، یعنی در صورت رواج فساد توسط زنان، جامعه به تباهی کشانده می شود.

    منبع: وب سایت جوابگو

    کلیدواژه ها: اجتماع, جواز, حجاب, حضور
    موضوعات: رابطه حجاب با آزادی  لینک ثابت [پنجشنبه 1397-03-10] [ 12:05:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      میلاد امام حسن مجتبی(ع)    

       آن را که ولایت حسن نیست
    طاعات قبول ذوالمنن نیست

     

     از بعد علی قبای لولاک
    جز در خور قامت حسن نیست

     

    آن را که محبت تو ای شاه
    چون پاک روان به ملک تن نیست

     

     در حیرتم آنکه این چنین کس
    چون مرغ چرا به بابزن نیست

     

     خاک ره هندوی تو باشد
    مشکی که به خطه ختن نیست

     

    چون بازوی تو به کسر اصنام
    نیروی خلیل بت‌شکن نیست

     

      چون است که دشمن تو ای شاه
    برگردنش از قضا رسن نیست

     

    بی نور تو عرش مستقر نه
    بی رای تو عقل موتمن نیست

     

     ای شاه قرین یک غلامت
    صد همچو اویس در قرن نیست

     

    جز مهر تو مایه جنان نه
    جز مدح تو زینت سخن نیست

     

    بی‌ خاتم مهر تو فرشته
    جز جان بلیس اهرمن نیست

     

    من بنده دودمان اویم
    حقا که درین سخن، سخن نیست

     

    بی مهر علی و آل پاکش
    آسوده «هما» روان به تن نیست

    منبع: وب سایت تاپ ناز

    کلیدواژه ها: امام حسن, تبریک, تبریک میلاد امام حسن علیه السلام, میلاد
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-03-09] [ 01:20:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعر وفات حضرت خدیجه(س)    

    از درد غربت داشت کوثر گریه میکرد
    زهرا به روی قبر مادر گریه میکرد

    خاک مزار مادرش را میگرفت و
    با دست خود میریخت بر سر گریه میکرد

    یاد گذشته یاد آینده برای
    این مادر و دختر، پیمبر گریه میکرد

    گرم تماشای عزاداری آنها
    یک گوشه ای آرام حیدر گریه میکرد

    تکرار شد این قِصه اما در دل شب
    این بار زینب زار و مضطر گریه میکرد

    بر روی قبر مخفی مادر به یاد
    آن شعله ها و یاس پرپر گریه میکرد

    وقتی که خون تازه از مسمار میریخت
    انگار بر حال علی در گریه میکرد

    دست خدا را دست بسته میکشیدند
    زهرا به مظلومی شوهر گریه میکرد

    صیادها با تازیانه حمله کردند
    کوچه قفس بود و کبوتر گریه میکرد

    یک روز هم زینب به زیر تازیانه
    در قتلگه پیش برادر گریه میکرد

    وقتی که طفلان بین آتش میدویدند
    بر نیزه چشم آب آور گریه میکرد

    شاعر: علی صالحی

    کلیدواژه ها: حضرت خدیجه, شعر, شعر وفات حضرت خدیجه(س), وفات
    موضوعات: شعر  لینک ثابت [یکشنبه 1397-03-06] [ 11:07:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سالروز وفات حضرت خدیجه کبری(س)    

    سالروز وفات حضرت خدیجه کبری (س) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد.

    امروز ، دهم ماه مبارک رمضان سال 1438 هجری قمری سالروز وفات حضرت خدیجه (س) همسر گرامى حضرت محمد (ص) پیامبر اسلام است.

     
    حضرت خدیجه (س) که از زنان نامدار و ثروتمند قریش بود، پانزده سال قبل از بعثت با پیامبر گرامی اسلام (ص) ازدواج کرد.

    این بانوی بزرگوار، نخستین زنی بود که به رسالت پیامبر ایمان آورد و با تمام توان و ثروت خود به یاری دین اسلام برخاست.

    جایگاه و نقش حضرت خدیجه (س) در سخت ترین دوران تاریخ اسلام بر کسی پوشیده نیست، او در دوران بعثت با حمایت های مادی ومعنوی خویش از پیامبر اکرم (ص)نقش مهمی را در تثبیت و گسترش اسلام ایفا نمود.

    حضرت خدیجه (س) قبل از اسلام نیز به خاطر دارا بودن صفات پسندیده و فضائل اخلاقى و پاکدامنى، طاهره‏ لقب گرفته بود.

    او یک الگوی نمونه برای زنان و مردان جامعه می باشد چرا که در وجود ایشان ارزش ها و کمالات انسانی فراوان بوده است.

    او تمام ثروت، امکانات اقتصادی و هستی خویش را در راه رضای حق بخشید و نیز با حمایت های روحی، روانی و اجتماعی از پیامبر در ترویج اسلام و پیشبرد اهداف آن نقش بسزایی داشت و با این کار نام خویش را به عنوان الگوی واقعی و راستین تاریخ آفرینش ثبت نمود.

    وی در سال دهم بعثت و اندکی پس از وفات حضرت ابوطالب (ع) درگذشت.

    وجود حضرت خدیجه (س) برای پیامبر گرامی اسلام (ص) به قدری اهمیت داشت که پیامبر اکرم (ص) رحلت این بانوی بزرگ را مصیبتی عظیم خواندند و سال رحلت حضرت خدیجه (س) و حامی بزرگ دیگر خود یعنی عموی خود حضرت ابوطالب (ع) را عام الحزن یعنی سال اندوه نامیدند.

    منبع: خبرگزاری صدا و سیما

    کلیدواژه ها: خدیجه, سالروز وفات حضرت خدیجه(س), همسر, وفات, پیامبر
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 11:04:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حجاب و عفاف از بچگی    

    سند ده ساله حجاب و عفاف

    اگر انتظار داریم دختران و فرزندان ما در جامعه اسلامی بعد از رسیدن به سن تکلیف خود را ملزم به رعایت حجاب کنند، نمی توان این پایبندی دینی و قبولی در تکالیف الهی را بدون آمادگی مهیا کردن پیش از امتحان انتظار داشت، همان طور که برای شرکت در امتحانات دانش آموزی و دانشجویی، ملزم به خواندن و تعلیم در بازۀ زمانی خاص هستیم، در خصوص تکالیف الهی نیز سزاوار است پیش از تکلیف، تدابیر لازم اندیشیده شود تا بهترین نتیجه به دست آید.

    به بیان دیگر یکی از ارکان پیشرفت در حوزه تربیت، اصل تدریج است. برای دستیابی به یک نتیجه مطلوب در حوزه فرهنگ و تربیت دینی نیازمند زمان هستیم، از اینرو اگر خواهان فرزندانی مقید به دستورات دینی هستیم لازم است از بدو تولد تا سن تکلیف برنامه های تربیتی دینی آنان تنظیم شود تا اینکه ماحصل و خروجی تربیتی ما فرزندانی صالح و متدین باشند.

    در منابع روایی توجه خاص به مقوله تربیت فرزندان شده است. این اندازه توجه مسئولیت والدین را مشخص می نماید امام علی (علیه السلام) در خصوص تربیت دینی فرزندان خود می فرماید:«فَبَادَرْتُک بِالْأَدَبِ قَبْلَ أَنْ یَقْسُوَ قَلْبُک؛[2] فرزند عزیزم، من در آغاز جوانی ات به ادب و تربیت تو مبادرت کردم، پیش از آنکه عمرت به درازا بکشد و دلت سخت شود».

    منبع: نمناک

    کلیدواژه ها: حجاب, سند ده ساله حجاب و عفاف, عفاف
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت [شنبه 1397-03-05] [ 03:42:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دعاهای توصیه شده امام صادق(ع) به مردم آخرالزمان    

    دعاهای توصیه شده امام صادق (ع) به مردم آخرالزمان

    وی گفت: یکی از موضوعاتی که در روایات امام صادق (ع) به زیبایی بیان شده است، دعاهای آن حضرت درباره امام زمان (عج) است، امام جعفر صادق (ع) احادیث و دعاهای زیادی راجع به حضرت مهدی (عج) بیان کردند، از جمله کتاب «صحیفه مهدیه» نوشته «مجتهدی سیستانی» که مضامین زیبایی در آن وجود دارد، همچنین دعای امام صادق (ع) در روز جمعه که بعد از نماز عصر توصیه شده است.

    نویسنده کتاب «از حسین تا مهدی (عج)» عنوان کرد: امام جعفر صادق (ع) در زیارتی که برای امام حسین (ع) بیان فرموده است، فرازهایی از امام زمان (عج) وجود دارد، از همه مهم‌تر امام صادق (ع)، مردم آخر الزمان را به دو دعا توصیه فرموده است.

    حجت الاسلام و المسلمین فوادیان ادامه داد: امام صادق (ع) دعای معرفت را در دوران غیبت سفارش فرمودند تا به وسیله این دعا شناخت خدا، پیامبر و امام را طلب کنیم که محتوای دعای معرفت بدین شرح است: «اَللهُمَ عَرِفنی نَفسَکَ فَاِنَکَ اِن لَم تُعَرِفنی نَفسَکَ لَم اَعرِف نَبِیَک، اَللهُمَ عَرِفنی رَسُولَکَ فَاِنَکَ اِن لَم تُعَرِفنی رَسُولَکَ لَم اَعرِف حُجَتَکَ، اَللهُمَ عَرِفنی حُجَتَکَ فَاِنَکَ اِن لَم تُعَرِفنی حُجَّتَکَ ضَلَلتُ عَن دینی».

    وی اظهار داشت: همچنین امام جعفر صادق (ع) می‌فرماید: «بزودي با شبهه‌ای مواجه مي شويد که علم و امام براي اينکه شما را از شبهه خارج کند، نداريد و سرگردان مي‌شويد و از این شبهه كسی نجات پیدا نمی‌كند، مگر كسی كه به وسیله دعای غریق خدا را بخواند» و مضمون دعا این است: « يَا اللَّهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ، يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى دِينِكَ»

    منبع: خبرگزاری شبستان

     

    کلیدواژه ها: آخرالزمان, دعا, دعاهای امام صادق, مردم
    موضوعات: دعاهای واردشده از اهل بیت(ع)  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-03-02] [ 11:43:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      6 فایده بی حجاب بودن    

    6 فایده بی حجاب بودن

    وقتی بی حجاب می شوید احساس می کنید اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده اید، با قدرت بیشتری در بین مردم حاضر می شوید و گاهی احساس می کنید که با تسلط بیشتری می توانید در بین جمعیتی صحبت کنید. شاید حتی تصمیم بگیرید در آینده یک سخنران اجتماعی بشوید.

    در جامعه ای که مدام از فواید حجاب صحبت می شود شاید سخن گفتن درباره فواید بی حجابی کمی عجیب به نظر برسد. اما افزایش تقاضا برای شل حجابی این ذهنیت را ایجاد می کند که حتماً این سبک پوشش فواید و مزایایی را برای پیروان خود دارد لذا بر آن شدیم تا برخی فواید بی حجابی را بررسی نماییم. حال این سؤال را از بانوان کم حجاب یا بانوانی می پرسیم که قصد دارند کمی بی حجاب شوند؛  به نظر شما فواید بی حجابی چه چیزهایی است؟

     

    1_مورد توجه و محبت بیشتری قرار می گیرید

    نمی توان این فایده را کتمان کرد که وقتی بی حجاب می شوید، مورد توجه بیشتری قرار می گیرید. در این بین برخی مردان نیز به شما بیشتر توجه می کنند و گاهی مورد محبت آنان قرار می گیرید. این ممکن است فرصت ها یا موقعیت هایی را برای شما ایجاد کند. اما حقیقت چیست؟

    چه چیزی در این بین تغییر کرده است که برخی مردان به شما بیشتر از یک زن با پوشش مناسب توجه می کنند؟ واضح است که مردان مزاحم که در دل خود نیت های سالمی نسبت به زنان ندارند، از بین زنانی که در اطراف خود می بینند جذب آنهایی می شوند که پوشیدگی کمتری در ظاهر و در رفتار خود دارند.

    بنابراین وقتی بی حجاب می شوید ناخواسته به مردان می گویید از این پس مرزی بین ما نخواهد بود، شما می توانید با من راحت تر باشید. وندی شلیت فارغ التحصیل فلسفه از آمریکا می گوید: چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم مردان محترمانه رفتار کنند در حالی که تعداد زیادی از زنان دائماً پیام می فرستند که لازم نیست اینگونه باشند؟! (فمینیسم در امریکا، ص۳۳)

     

    ۲_ با شل حجابی زیباتر و جذاب تر به نظر می رسید

    واضح است که وقتی بی حجاب می شوید، بیش از گذشته زیبا و جذاب به نظر می رسید. ممکن است بسیاری از اطرافیان نیز شما را تحسین کنند و زیبایی های شما را که تا قبل از این آشکار نبودند، ستایش کنند. طبیعی است خودتان هم لذت بیشتری از زندگی می برید زیرا احساس می کنید از زیبایی های دنیا استفاده می کنید.

    حال سعی کنید به این سؤال فکر کنید و پاسخی قانع کننده برای خود بیابید.

    زیبایی چیست؟ معیار آن چیست؟ چه کسی آن را تعیین می کند؟

    دکتر کریستین نورتراپ چنین می گوید:

    « اگر قرار باشد مرتب با معیارهای پیشنهاد شده از طرف دستگاه ارتباط جمعی خود را مورد قضاوت قرار دهیم ، تمام مدت با جسم مان در جنگ و ستیز خواهیم بود.»

    دکتر ناتالی راجرز، نویسنده کانادایی در کتاب زن شاداب می گوید: « اینکه اجتماع ما برای ظاهر خوب و محبوبیت چنین ارزش بالایی قائل است، یک ناهنجاری است ، چرا که هیچ یک از این دو، معیار ارزش های واقعی نیستند . انسان های زشت و فاقد جذابیت هم می توانند محبوبیت به دست آورند.» (استانداردی برای زیبایی ص۸۳)

    شما به عنوان یک بانوی زیبا در نگاه نخست این حق را دارید که از زیبایی خود بهره بیشتری ببرید، شما به وسیله آرایش خود را زیباتر از آنچه هستید نمایش می دهید و مورد تحسین دیگران نیز قرار می گیرید. آیا می دانید با آرایش های خود هر لحظه در حال تبلیغ کردن خودتان هستید تا مورد انتخاب افراد خاص قرار بگیرید؟

     

    ۳_اعتماد به نفس بیشتری پیدا می کنید

    وقتی بی حجاب می شوید احساس می کنید اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرده اید، با قدرت بیشتری در بین مردم حاضر می شوید و گاهی احساس می کنید که با تسلط بیشتری می توانید در بین جمعیتی صحبت کنید. شاید حتی تصمیم بگیرید در آینده یک سخنران اجتماعی بشوید.
    واقعیت این است که درون شما تغییری نکرده است بلکه فقط ظاهر شماست که تغییر کرده است. شما با زدن یک ماسک دروغین توانسته اید ضعف شخصیتی خود را پنهان کنید و از این پس می بینید که به خاطر رنگ ولعاب ظاهرتان است که مرود تحسین قرار می گیرید و نه باطن وتوانمندی هایتان.

    شما در صورتی یک انسان با اعتماد به نفس هستید که در شرایط و محیطی که باحجاب بودن را طرد می کنند و گاهی حتی سرزنش و توهین می کنند، پوشش و رفتار عفیفانه خود را حفظ نمایید. در واقع در این شرایط است که از اعتماد به نفس بسیار بالایی برخوردارید که کمتر کسی آن را خواهد داشت.

    از طرفی وقتی شما محجبه هستید ممکن است احساس کنید مورد پذیرش جامعه نیستید و در ظاهر کسی شما را تحسین نکند که البته در برخی موقعیت ها چنین است ولی در همین مکان ها نیز اغلب مردم در دل خود محجوب بودن را تحسین می کنند اما به زبان جاری نمی کنند. پس به درون خود متکی باشید.

     

    ۴_با کم حجابی یک بانوی با شخصیت خواهید بود

    وقتی بی حجاب یا کم حجاب می شوید، مورد احترام افرادی قرار می گیرید که این نوع ظاهر شما را می پسندند. بنابراین از آنجا که این افراد با دیسیپرین خاصی با شما رفتار می کنند، لذا احساس می کنید شخصیت اجتماعی شما تقویت شده و  ارتقاء شخصیت یافته اید.

    اما اندیشمند فرزانه استاد مطهری در مورد شخصیت زنان اینگونه می نویسد :

    « مرد ، بسیاری از هنر نمایی ها و شجاعت ها و دلاوری ها و نبوغ ها و شخصیت های خود را مدیون زن و خود داری های  ظریفانه زن، مدیون حیا و عفاف زن می داند. زن همیشه مرد را ساخته و مرد اجتماع را، آنگاه که حیا و عفاف و خودداری زن از میان برود و زن بخواهد در نقش زن ظاهر شود، اول به زن مهر باطله می خورد و بعد مرد مردانگی خود را فراموش می کند و سپس اجتماع منهدم می گردد.»

    در آیه ۵۹ سوره احزاب می بینیم که قرآن کریم پس از آنکه توصیه می کند زنان خود را بپوشانند می فرماید : «این کار برای اینکه به عفاف شناخته شوند و معلوم شود خود را در اختیار مردان قرار نمی دهند بهتر است.»

    بنابراین شخصیت واقعی یک زن، شخصیتی برخواسته از حیا و عفاف و محجوب بودن است و چنین شخصیتی در پیشگاه الهی و وجدان انسانی انسان ها معتبر و ارزشمند است.

     

    ۵_از این پس به موقعیت های بیشتری دست پیدا می کنید

    وقتی بی حجاب می شوید موقعیت های شغلی بیشتری خواهید داشت. برخی شرکت ها حتی ظاهر غیراسلامی را نیز از شما طلب می کنند و در غیراینصورت به شما شغلی نمی دهند. اگر یک دانشجو باشید اغلب در دانشگاه ها ممکن است برخی اساتید شما را بیشتر از یک دانشجوی باحجاب تحویل بگیرند، بنابراین در مجموع با بی حجابی در جامعه کنونی به موفقیت های بیشتری دست پیدا می کنید.

    اما یک موقعیت مطلوب چه موقعیتی است؟ آیا اینکه مردانی بخاطر ظاهر زیبا و جذاب به شما توجه بیشتری کنند در حالیکه نسبت به همسر خود چنین توجهی ندارند، یک موقعیت مطلوب است؟

    شاید بد نباشد به این جنبه نیز فکر کنیم که نهایت زندگی و موقعیت ما به کجا خواهد رسید. اینکه نهایت موقعیت ما در پیشگاه الهی است. ما چه موقعیتی را در این محضر خواهیم داشت؟ دسترسی به کدام موقعیت برای ما موفقیت آمیزتر است؟

     

    ۶_شادتر و با نشاط تر خواهید بود

    وقتی بی حجاب می شوید احساس می کنید نشاط بیشتری دارید و به دنبال شادتر شدن هستید. احساس می کنید به آرامش بیشتری دست پیدا کرده اید و شاید روزتان را با انرژی بیشتری شروع می کنید.

    اما حقیقت این است که شل حجابی شاید در ابتدا نشاطی را به دنبال داشته باشد اما بعد از مدتی نه چندان دور متوجه می شوید که این نشاط حقیقی نبوده و بلکه آرامش گذشته را نیز از دست داده اید. بسیار طبیعی است که وقتی ساعت ها در معرض نگاه های نامحرم و ناپاک قرار می گیرید، اثرات منفی آن بر روح، روان و جسم شما باقی خواهد ماند و اینگونه شما بدون اینکه خود بدانید نشاط واقعی را از دست خواهید داد.

    با توجه به موارد ذکر شده که می توان آن ها را منفعت های بی حجابی یا شل حجابی نام نهاد، قضاوت با خوانندگان محترم است که فواید و نتایج سودمند حجاب را برگزینند یا منفعت های دنیایی کم حجابی را.

    منبع:پورتال فرهنگی تحلیلی با حجاب

     

    کلیدواژه ها: بی حجابی, فایده, فایده بی حجابی
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت [سه شنبه 1397-03-01] [ 05:15:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      عذاب زنان بی حجاب پس از مرگ    

    زنان بی حجاب در قیامت

    امیرالمومنین علی (علیه السلام) میفرماید: « روزی با فاطمه (سلام الله علیها) محضر پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) رسیدیم ٬ دیدیم حضرت به شدت گریه می کند .

    گفتم: پدر و مادرم به فدایت یا رسول الله! چرا گریه می کنی؟

    فرمود: یا علی! آن شب که مرا به معراج بردند ٬ گروهی از زنان امت خود را در عذاب سختی دیدم و از شدت عذابشان گریستم. (و اکنون گریه ام برای ایشان است.)

    زنی را دیدم که از موی سر آویزان است و مغز سرش از شدت حرارت می جوشد.

    زنی را دیدم که از زبانش آویزان کرده اند و از آب سوزان جهنم به گلوی او می ریزند.

    زنی را دیدم که از پستانش آویزان کرده اند.

    زنی را دیدم که دست و پایش را بسته اند و مارها و عقربها بر او مسلط هستند .

    زنی را دیدم که کر و کور و لال بود و در تابوتی از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخ های بینی اش بیرون می آمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود.

    زنی را دیدم که ٬ که از پاهایش در تنور آتشین جهنم آویزان است.

    زنی را دیدم که گوشت بدنش را با قیچی های آتشین ریز ریز می کنند .


    زنی را دیدم که صورت و دستهایش در آتش می سوزد و امعا و احشای داخلی اش را می خورد.

    زنی را دیدم که سرش سر خوک و بدنش بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود.

    و زنی را به صورت سگ دیدم و آتش از نشیمنگاه او داخل می شود و از دهانش بیرون می آید و فرشتگان عذاب عمودهای آتشین بر سر و بدن او می کوبند.

    حضرت فاطمه (سلام الله علیها) عرض کرد : پدر جان ! این زنان در دنیا چه کرده بودند که خداوند آنان را چنین عذاب می کند؟!

    رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلّم) فرمود:

    دخترم ! زنی که از موی سرش آویخته شده بود ٬ موی سر خود را از نامحرم نمی پوشاند.

    زنی که از پستانش آویزان بود ٬ زنی است که از حق شوهرش امتناع می ورزیده.

    و زنی که از زبانش آویزان بود ٬ شوهرش را با زبان اذیت می کرد …

    و زنی که گوشت بدن خود را می خورد ٬ خود را برای دیگران زینت می کرد و از نامحرمان پرهیز نداشت.

    و زنی که دست و پایش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند ٬ به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و حیض اهمیت نمی داد و نظافت و پاکیزگی را مراعات نمی کرد ٬ و نماز را سبک می شمرد و مورد اهانت قرار می داد.

    و زنی که کر و کور و لال بود ٬ زنی است که از راه زنا بچه به دنیا می آورد و به شوهرش می گوید بچه تو است.

    و زنی که گوشت بدن او را با قیچی می بریدند ٬ خود را در اختیار مردان اجنبی می گذاشت.

    و زنی که صورت و دستانش می سوخت و او او امعا و احشای داخلی خودش را می خورد ٬ زنی است که واسطه کارهای نامشروع و خلاف عفت و عصمت قرار می گرفت.

    و زنی که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود ٬ او زنی سخن چین و دروغگو بود.

    و اما زنی که در قیافه سگ بود و آتش از نشیمنگاه او وارد و از دهانش خارج می شد ٬ زنی خواننده و حسود بود.

    سپس فرمودند: وای بر زنی که همسرش از او راضی نباشد و خوشا به حال آن که همسرش از او راضی باشد.

    منبع: بحارالانوار ٬ ج۵ ٬ص۶۹ – زبده القصص ٬ ص۲۰۲

    کلیدواژه ها: بی حجاب, زن, زنان بی حجاب در قیامت, قیامت
    موضوعات: داستان  لینک ثابت  [ 05:04:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  موضوعات  
    •  آرشیوها  
    •  آخرین نظرات