لُؤلُؤ مَکنون


اردیبهشت 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        

لُؤلُؤ مَکنون

این وبلاگ به نام بانوی کرامت و بزرگواری حضرت معصومه(س) ،به لُؤلُؤ مَکنون نام گذاری شده و در آن سعی شده به مسائل مهم امروز جامعه زنان از جمله :حجاب ،عفاف ،حدود آزادی زن،نحوه برخورد و معاشرت زن در اجتماع و ... پرداخت. اگر چه کتاب ها و مقالات زیادی در رابطه با آن به نگارش درآمده است ولی در این وبلاگ سعی می شود که خلا ها و مسائلی مطرح شود که مورد نیاز زن امروز بوده و شاید در کمتر کتابی به آن پرداخته شده است.تعریف کامل و جامعی از حجاب،عفاف و آزادی و مقایسه حجاب و آزادی از مهم ترین محورهای این وبلاگ میباشد. این وبلاگ برگ سبزی است تقدیم به ساحت مقدس و نورانی بانوی کرامت،حضرت معصومه (س) و تمام بانوان پاکدامن و با عفت سرزمینم ایران و تحفه ایست ناقابل تقدیم به ساحت پر برکت مولا و صاحب امرمان امام زمان(عج).باشد که مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.انشاءالله.

جستجو


موضوعات

  • همه
  • مناجات
  • سخنان رهبر در مورد حجاب و عفاف
  • زندگی نامه حضرت معصومه(س)
  • حجاب
  • آزادی
  • رابطه حجاب با آزادی
  • داستان
  • شعر
  • دلنوشته
  • حدیث
  • آیات قرآنی مربوط به حجاب
  • مناسبات
  • دعاهای واردشده از اهل بیت(ع)

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    اوقات شرعی

    اوقات شرعی

    ذکر ایام هفته

    ذکر روزهای هفته

    پخش زنده حرم ها

    پخش زنده حرم

    ساعت

    ساعت فلش مذهبی
     
       
      حجاب اجباری    

    شهید بهشتی مخالف حجاب اجباری بود

    علیرضا بهشتی فرزند آیت‌الله شهید بهشتی و استاد فلسفه سیاسی دانشگاه تربیت مدرس تاکید کرد شهید بهشتی با حجاب اجباری مخالف بوده و خود نیز تا آخرین روز حضور در دادگستری، حجاب اجباری را اعمال نکرد.

    به گزارش ایسنا، مشروح گفت‌وگوی «عصر ایران» با علیرضا بهشتی را در ادامه می‌خوانید:

    مسئله حجاب یکی از مواردی است که این روزها مورد توجه بسیاری از اقشار جامعه قرار گرفته است. این موضوع از جانب برخی مسئولان نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته و حتی بر بسیاری از اولویت های اصلی کشور ارجح دانسته شده، دیدگاه و نگاه شهید بهشتی به عنوان یکی از ارکان انقلاب درمورد حجاب در زمان انقلاب و بعد از آن چگونه بود؟

    تفکر شهید بهشتی قطعاً با حجاب اجباری سازگاری نداشت و در دوران مسئولیت در دادگستری نیز چنین کاری را نکرد. در دادگستری تا آخرین روزهای حضور شهید بهشتی خانم‌هایی بودند که بدون حجاب با ایشان کار می‌کردند و هم آقایانی بودند که با کراوات یا مُد غربی در کنار ایشان مشغول به کار بودند.

    خاطره ای را از یکی از همکاران شهید بهشتی نقل می‌کنم. ایشان می‌گفتند که من در زمان کار همیشه کراوات می‌زدم. یک روز قرار شد نزد شهید بهشتی بروم و آن روز کراوات نزدم. ایشان تا بنده را دیدند نگاه عمیقی کردند و گفتند چرا کراوات نزدید؟ بنده گفتم به خاطر آمدن خدمت شما احساس کردم ممکن است درست نباشد. شهیدبهشتی بلافاصله به من گفتند که هرگز این کار را نکن و مجددا کراوات بزن و به همان چیزی که اعتقاد داری و هستی پایبند باش.

    در این زمینه چه برای برداشتن حجاب باشد و چه برای گذاشتن آن، اجبار جواب نمی‌دهد. با طبع انسان سازگار نیست و پیامبر هم این کار را نکرد. البته فرهنگ‌سازی، روشنگری و تبلیغ برای حجاب خوب است. شهید بهشتی بارها در جاهای مختلف می‌گوید که من از خانم‌ها می‌خواهم که حجاب خود را آن طور که شأنشان حفظ شود رعایت کنند. بعد می‌گویند من حجاب را صرفاً به چادر محدود نمی‌کنم و همین روسری و مانتو هم حجاب است. اما این را نفی کردیم و مانتو را حجاب کامل ندانستیم. هنوز ما در امامزاده‌ها افراد را مجبور می‌کنیم چادر سر کنند وگرنه راه نمی‌دهند. چرا باید این رفتار باشد؟ کدام یک از ائمه ما در دوران حیات به این سبک رفتار کردند که ما امروز به عنوان متولیان آنها کاری می‌کنیم که آنها راضی نیستند؟

    ما هنوز در اماکن مقدس غیرمسلمان را راه نمی‌دهیم اما چطور است که امام صادق (ع) با یک زندیق نشست و برخاست می‌کند و غذا می‌خورد؟ واقعیت این است که ما در شناخت راه ائمه کوتاهی کردیم و چیزی از تشییع درست کرده‌ایم که فکر نمی‌کنم اگر آنها بودند می‌پذیرفتند. این مسئله را با ده‌ها مدرک تاریخی و روایی می‌توان اثبات کرد که ما از خواست و عملکرد ائمه منحرف شده‌ایم.

    در نتیجه اگر ما می‌خواهیم گفتمان انقلاب اسلامی ادامه داشته باشد باید با شیوه زیستن، خوب بودن خود را به دیگران نشان دهیم. صدور انقلاب هم با درگیری و جنگ نظامی نیست، صدور انقلاب همان است که شهید بهشتی می‌گفت، که ما یک جامعه نمونه درست کنیم آن وقت دیگر کشورها خودشان می‌آیند و از ما می‌پرسند که چه کردید چنین جامعه‌ای را به اینجا رسانده‌اید. در داخل نیز باید این شیوه را دنبال کنیم.

    بنده فکر می‌کنم طرح حجاب اجباری از ابتدا اشتباه و اشتباهی بود که همه تو رودربایستی با آن قرار گرفتند و هیچکس روی آن را نداشت که بگوید این کار اشتباه است. فکر کردیم که اگر بگوییم این کار اشتباه است، اصل دین به باد خواهد رفت. ایمان باید در قلب انسان خانه بگیرد وگرنه اگر قرار باشد به ظاهر خود را نشان دهد، همین خواهد شد که امروز شاهدش هستیم. ما نباید انتظار داشته باشیم کسی که حجاب را قبول ندارد، منافقانه رفتار کند و به خاطر ما حجاب را به اجبار استفاده کند.

    ما می‌توانیم طی یک فرایند عقلانی و تدوین‌شده اعلام کنیم حجاب اجباری نیست اما خانم‌ها ملزمند که یک‌سری کدهای اخلاقی را مثل همه جای دنیا رعایت کنند. این کدها برای آقایان نیز الزام‌آور است. امروز در تمام دنیا هر کسی که لخت بگردد دستگیر می‌شود و اگر کسی هم مزاحمت ایجاد کند دستگیر خواهد شد. باید این کدها براساس فرهنگ ما، عرف ما و اصول دینی و اعتقادی ما لحاظ شود.

    شما ببینید و بررسی کنید که چه اتفاقی افتاد که در انقلاب خیلی‌ها خودشان محجبه شدند؟ چرا که در آن زمان نه قدرتش بود و نه عزمی برای اجبار کردن حجاب وجود داشت. علت این بود که زن مسلمان به عنوان الگو و پیشرو از سوی زنان جامعه شناخته شد. طبیعتاً اگر شما الگوی عملی خوب درست کنید همه جذب آن خواهند شد. اما ما گمان کردیم با وضع قوانین سخت و بگیر و ببند می‌توانیم الگو درست کنیم.

    تجربه تاریخی قبلا نشان داده بود که بعد از رفتن رضا شاه خیلی‌ها مجدد حجاب به‌ سر کردند. چون گزارشات دوران رضاشاه نشان داد که کشف حجاب موفق نبوده چون اجبار در کار بوده است.

    درحوزه مطالبات اجتماعی شاهد بروز برخی کنش‌ها از سوی جامعه به صورت جمعی و انفرادی هستیم. راهکار مواجهه یا مفاهمه این کنش‌ها چیست؟

    باز هم باید بازگشت به مرحله صداقت و رابطه بدون حجاب با مردم. در مورد همین حوادثی که در دی ماه رخ داد، نباید به دنبال این باشیم که چه کسی این کبریت را زد و آتش شعله‌ور شد. امروز همه بحث‌ها منحرف به این موضوع شده است. اما باید این را ببینیم که یک هیزمی تلنبار شده و همچنان هست. باید بررسی کنیم که چه شد این هیزم جمع شده و آتش گرفت. کار درست این بود که از مسئولان کشور اعم از وزرا، استانداران، ائمه جمعه، فرماندهان نظامی، سیاسیون و … به میان مردم می‌رفتند و می‌گفتند ما آمده‌ایم حرف شما را بشنویم، مشکل شما چیست؟

    اگر صمیمانه با مردم می‌نشستند و تلخی‌های فریاد و دشنام آنها را به جان می‌خریدند اینگونه نمی‌شد. پیامبر اسلام را خاکروبه به سرشان می‌ریختند، ما که از پیغمبر بالاتر نیستیم. باید گوش می‌کردیم مطالبات آنها را و دستور بررسی و پیگیری می‌دادیم. نه اینکه وعده سرخرمن به آنها دهیم. باید در دولت، مجلس و قوه قضائیه در صدد حل این مطالبات برمی‌آمدیم. با پاک کردن صورت مسئله کار درست نمی‌شود. اینکه ما مرتب همه مشکلات را به بیرون از کشور ارجاع دهیم برای آبروی نظام و انقلاب شرم‌آور است. برخی مسئولان متوجه نیستند که عملاً می‌گویند دشمن در همه حوزه‌های این کشور نفوذ کرده و همه کار می‌تواند بکند. این برای ما اقتدار ما بسیار بد است و به معنای ناتوانی ما در ایجاد امنیت است.

    این نگرش بسیار اشتباه است. مگر ما تا قبل از این شاهد اجتماع و اعتراضات مختلف جلو مجلس و دیگر نهادها نبودیم. پس باید به فکر درمان باشیم نه اینکه صرفاً مشکلات را به دوش دولت بیندازیم چون برخی بخش های حکومت ما دچار آفت شده است. این مسئله شوخی و تعارف نیست که ما مدام برای کوبیدن یکدیگر تقصیر را به گردن این و آن بیندازیم. این مشکلی از ما حل نمی کند. مردم کاری به این ندارند که شما از چه جناح و خط فکری هستید. آنها خواهان حل مشکلشان هستند خواستار حل مشکلات معیشت روزانه خود هستند.

    ما قبلاً موسساتی داشتیم که بنابر مسائلی تشکیل شدند، اما قرار بود سال های پیش بندناف ارتزاقشان از دولت بریده شود اما هنوز وابسته اند و چشم به جیب دولت دارند. درحالی که این موسسات باید خودشان به صورت داوطلبانه جلو می آمدند و می گفتند امسال برای حل مشکلات مردم و امور معیشتی جامعه این مقدار از بودجه ما را لازم نیست بدهید. اما نه تنها این کار صورت نمی گیرد بلکه نشسته اند تا بیشتر از سال قبل بودجه بگیرند. این غیرقابل انکار است که اگر شما جواب مناسب به مطالبات مردمت ندهید، کس دیگری به آنها پاسخ خواهد داد…

    دربخشی از صحبت ها به رای مردم اشاره داشتید و امروز در دهه چهارم عمر انقلاب مسائلی همچون رفراندوم و حتی بعضاً روایت هایی از انتخابات زودهنگام در فضای سیاسی کشور منتشر شده است. به لحاظ حقوقی و سیاسی جایگاه این مسائل در قانون ما و نحوه اجرای آن به چه صورت تفسیر می شود یا علت مطرح شدن چنین دیدگاه هایی فارغ از توجه به مطرح کنندگان آن را ناشی از چه عواملی می دانید؟

    این موضوعات تفاسیر و درجات مختلفی دارد و نمی توان گفت که یک وفاق صد درصدی درمورد آن وجود دارد اما اکثریت جامعه ما در اقشار مختلف فکر می کنند که ما به یک حالت انسداد رسیده ایم. علت اینکه زمینه طرح این حرف ها وجود دارد و بعضاً مورد استقبال قرار می گیرد، برداشت همین انسداد است که احساس می کنند به بن بست رسیده اند. البته این موضوع هیچ اشکالی ندارد و نباید بترسیم از این موضوع. شما وقتی یک موسسه ای را که با مشکل مواجه شده، از واقعیت دور کنید و مدام وعده بهبودی اوضاع را بدهید، چیزی تغییر نمی کند. بلکه باید بررسی کنید که مشکل آن چیست و موارد شکستش را بررسی کنیم.

    اما درمورد مسئله رفراندوم و مسئله انتخابات زودهنگام یک نکته بسیار مهم مطرح است. اینکه اساساً رفراندوم برای چه چیزی؟ صرفاً مطرح کردن رفراندوم که مشکلی حل نمی شود. اتفاقا رفراندوم ابتدای انقلاب برای ما درس است. ما درمورد آنچه نمی خواستیم یعنی نظام ستم شاهی همه اتفاق نظر داشتیم اما در مورد آنچه که می خواستیم داشته باشیم دچار ابهام بودیم و این رای آری برای کلیت آن بود. اما امروز شما باید بگویید که آلترناتیو شما چیست که می خواهید به رفراندوم بگذارید. انتخابات زودهنگام برای چه چیزی؟ آیا صرف آمد و رفت اشخاص و گروه ها مشکلی حل می شود؟ آیا کم در کشور ما جناح قدرت دست به دست شده آیا مشکلی از ما حل شده است.

    پس مسئله ما رفت و آمد افراد نیست، بلکه باید بگوییم ما یک برنامه جدید داریم برای اداره کشور یا طرح جایگزین دارم برای کل نظام وحتی این هیچ اشکالی ندارد و ما به فرض می پذیریم که نظام با این روند شکست خورده و دلایل آن راهم می پذیریم. اما باید طرح جدید عرضه شود و راهکارهای برون رفت مشکلات به مردم توضیح داده شود. باید گفته شود که هدف این نسخه جدید چیست. اگر به دنبال تغییر قوانین هستیم هیچ اشکالی ندارد اما باید جایگزین آن را مشخص کنیم و به استحضار عموم برسانیم تا نواقص قبلی مشخص شود.

    این مسئله ای کاملا پذیرفته است که ما اشکالات را برطرف و نسخه های جدید و بروز شده را جایگزین آن کنیم. به عنوان مثال قانون اساسی هند بیش از ۱۰۰ متمم خورده است، قانون اساسی آمریکا بیش از۵۴ متمم خورده است. این اصلاحات هیچ اشکالی ندارد چرا که قوانین ما وحی منزل که نیستند. وقتی ما به سمت جلو درحرکت باشیم مسلماً شرایط عوض خواهد شد و قوانین نیاز به اصلاح پیدا می کنند اما باید مشخص شود که درچه بخشی چه موردی باید اصلاح و چه چیزی جایگزین آن خواهد شد.

    ما در اول انقلاب به دلیل تعجیل درست حضرت امام در نهادینه کردن ساختار نظام، وقت آن نشد که مجلس موسسان تشکیل شود و به جای آن مجلس خبرگان تشکیل شد. درآن زمان هنوز سایه سنگین کودتای ۲۸ مرداد بر انقلاب سنگینی می کرد. این انتظار وجود داشت که یک کودتا شود و یا یک حمله نظامی شکل گیرد که اتفاقا هر دو مورد رخ داد. بنابراین در آن شرایط خیلی سریع مجلس خبرگان تشکیل شد و قانون اساسی را تدوین کردند و سریع به رای گذاشته شد.

    اما الان ما با یک نظام مستقر و فرصت کافی داریم. به عنوان مثال می توانیم بگوییم که ما قصد داریم مجلس موسسان تشکیل دهیم و دوسال هم وقت می گذاریم تا مسائل و مراحل حقوقی و اجتماعی و سیاسی آن مورد بررسی قرار گیرد. باید این موضوع در دانشگاه، رسانه ها، مراکز قدرت، نهادهای حقوقی و سیاسی، فضاهای مجازی و عمومی نظرسنجی کنیم، عیب یابی کنیم، بحث و چکش کاری کنیم. لذا وقتی ما رفراندوم یا انتخابات زودهنگام مطرح می کنیم باید طرح خود را نیز ارائه کنیم. این مردم هستند که باید به آن رای دهند، پس باید از جزئیات آن مطلع باشند که درچه رفراندومی شرکت می کنند ویا انتخابات زودهنگام برای چه چیزی برگزار شود.

    اینجاست که مسئله شفافیت ها مطرح می شود. همه چیز در کشور باید شفاف باشد و اگر ماهم نخواهیم امروز شرایط پساانقلاب ارتباطاتی این موقعیت را برای همه ایجاد می کند که از همه چیز مطلع شوند و دیگر هیچ کس نیست که عملکردش در اتاق شیشه ای در انظار مردم قرار نگیرد. این روزها تلخ است که حوادثی آشکار می شود که زمانی پنهان نگه داشته می شد.

    این نکته ای است که شهید بهشتی به شدت به آن تاکید داشتند و هیچ چیزی را از مردم پنهان نمی کرد. این مسئله موجب جلب اعتماد مردم می شود. حتی اگر ما بیاییم به مردم بگوییم که در بحران شدید اقتصادی قرار داریم و تا سه سال آینده باید کمبرندها را محکم تر ببندید هیچ اشکالی ندارد و از سوی مردم قابل پذیرش است. تا اینکه مدام بگوییم همه چیز خوب است رشد در تمام زمینه ها حاصل شده، اما وقتی مردم به بازار می روند لمس می کنند که شرایط بحرانی است. اینجا عدم صداقت پیش می آید و اعتمادها از بین خواهد رفت واگر چنین شود به هیچ طریقی نمیتوان آن را برگرداند.

    چرا باگذشت ۴۰ سال از انقلاب شاهد هدر رفت سرمایه اجتماعی در لایه‌ها و اقشار مختلف جامعه هستیم؟

    در هشت سال دفاع مقدس در مقابل متجاوز عراقی، همه متفقاً معتقدند که اگر نیروها و بسیج مردمی نبود نتایج به دست آمده این چنین رقم نمی‌خورد. آن زمان نه تنها هیچ کشور و قدرتی پشت ما نبود بلکه تمام دنیا برای مقابله با ایران پشت سر عراق قرار گرفتند. این نتیجه حمایت‌های مردمی بود که به لحاظ تدارکات و به لحاظ روحی جبهه‌ها را تقویت می‌کردند. به پشتوانه همین فرهنگ عمومی بود که دولت در آن زمان توانست شرایط را مدیریت کند و انصافاً کارنامه درخشانی به جای گذاشت. اما تا این سرمایه اجتماعی نباشد هیچ دولت و دولتمردی نمی‌تواند کار را اداره کند.

    در آن زمان ما نیروی نظامی منسجمی نداشتیم، البته ارتش کارآزموده‌ای داشتیم اما به سبب مشکلات پیش‌آمده انسجام لازم را نداشت، سپاه تازه تشکیل شده بود و تا به حال کار نظامی نکرده بود، لذا بدنه اصلی جنگ را بسیج تشکیل میداد که مردم عادی بودند که با کمترین آموزش به جنگ می رفتند چون عشق و علاقه صادقانه به امام و انقلاب داشتند و اگر این بسیج نبود نه تنها امام بلکه هیچ قدرت دیگری نمی توانست کشور را اداره کند و درجنگ یک وجب از خاک کشور تصرف نشود.

    پس باید نتیجه گرفت که می توان از سرمایه اجتماعی در تحقق اهداف بزرگ و منافع ملی استفاده کرد. اما لازمه آن همان دوعامل کلیدی است که ابتدا عرض شد، یکی “صداقت” و دیگری"هدف” . وجود این دوعامل باعث اعتماد عمومی می شود این که مردم صداقت گفتار شما را باور کنند و اطمینان پیدا کنند که راهنما آنها را به سمت قله هدف حرکت می دهد. وقتی این اتفاق رخ ندهد سرمایه اجتماعی از دست خواهد.

    این سرمایه اجتماعی از دوبخش تشکیل می شود: یکی اعتماد مردم به حکومت است و دیگری اعتماد مردم به مردم. در دوران مدرنیته و تشکیل دولت مدرن، حکومت ها دیگر به وظایف حداقلی خود یعنی حفظ امنیت داخلی و صلح با خارج بسنده نمی کند، بلکه بسیار فراتر از آن رفته و در همه حوزه های زندگی اجتماعی شهروندان ورود پیدا می کند تا موجب ارتقای آن شود. ما نیز در این مرحله گذار قرار داریم، اما متاسفانه جامعه مدنی ما نه تنها فراخ تر نشده بلکه از قبل از آمدن مدرنیته تنگ تر هم شده، بنابراین مسئله اعتماد مردم به حکومت محور مهمی برای سرمایه اجتماعی است. اگر این اعتماد مردم به حکومت آسیب ببیند و کم شود، در بخش اعتماد مردم با مردم نیز شاهد تاثیرات منفی خواهیم بود. و مصداق “الناس علی دین ملوکهم” خواهیم شد.

    در ادوار مختلف تاریخ شاهد رفت و آمد حکومت ها و سلسله ها بوده ایم و مردم نیز از این رفت و آمدها آسیب دیده اند، اما جامعه ایران پا برجا و استوار بوده است. چرا که در این ادوار رابطه مردم با مردم زیاد بود. به عنوان مثال دوران قبل از صفویه را در نظر بگیرید، حکومت کاری با بازار نداشت و مالیاتش را می گرفت تا امورات دربار و ارتش را بگذراند. اگر مالیات پرداخت می شد دیگر کاری با اینکه شما چه وارد می کنی یا چه تولید می کنی یا چه می فروشی نداشتند. این باعث شده بود اعتماد بین مردمی گسترش پیدا کند. باید ببینیم که ما از کجا به کجا حرکت کرده و امروز به کجا رسیده ایم. امروز عوامل مختلفی باعث شده که دیگر برادر به برادر، شریک به شریک، پدر به پسر و … اعتماد ندارند و هرچه جلوتر آمده ایم شاهد گسست شراکت های تجاری در بازار بوده ایم. اینها از جمله نشانه های کاهش سرمایه اجتماعی است.

    امروز براساس گزارش های مختلف باید اذعان داشت که ما دچار کاهش و ریزش سرمایه اجتماعی شده ایم. اما به جای اینکه آن را نادیده بگیریم باید تلخی آن را بپذیریم و به فکر چاره باشیم.

    واقعیت این است که تحولات اجتماعی از صفر تا صد متکی به شخصیت ها نیست، اما در طول تاریخ مشاهده کرده ایم که افراد چه نقش بسزایی درجهت دهی و هدایت اجتماع داشته اند. ما بعد از دو سه سال اول انقلاب بیشترین نیروی راهوری توانمند خود را از دست دادیم. از طرفی دیگر برای شکل دادن به یک ساختار جدید نیازمند یک برنامه دراز مدت و نیروی انسانی مناسب و کار مستمر هستیم چرا که اینها معجزه آسا اتفاق نمی افتد.

    ما برای پیشبرد مناسب این ساختار نیازمند این هستیم که دو کارکرد مهم را درون سازمان لحاظ کنیم. یکی کارکرد عیب یابی و رفع عیوب و دوم تربیت نیروی انسانی که بتواند به این حرکت تداوم ببخشد. چرا که به هرحال افراد با توانایی های مختلف وجود دارند و باید جایگزین داشته باشند. حتی ممکن است نیروهای قبلی که تا به این مرحله رسیده اند و زحمت کشیدند از این جای کار به بعد، گزینه مناسبی برای ارتقای ساختار نباشند. شهید بهشتی در این باره کتابی به نام “مراحل اساسی یک نهضت” که سال ۱۳۴۷ بحث شده و درآن ایشان نکته قابل تاملی را از منظر نیروی انسانی مطرح می کنند و مراحل مختلف پیروزی نهضت را تعریف می کنند تا می رسند به مرحله انقلاب. می گویند مشخص نیست که رهبرانی که نهضت را تا این مرحله آورده اند در مرحله ساختن نظام جدید توانمندی های لازم را داشته باشند. آنها زحمت کشیده و رنج دیده اند تا نهضت را به اینجا رسانده اند اما ضرورتاً به معنای این نیست که در مرحله جدید نیز موفق باشند.

    بنابراین ما باید دائماً درحال تربیت و ساختن نیروهای لازم باشیم. چون شما هزینه شکل گیری مدیران جدید را نمی توانید به مردم تحمیل کنید. یعنی بنده که مدیریت بلد نیستم، قرار نیست عهده دار اداره ای شوم و تازه مدیریت بیاموزم. من باید درجای دیگری این آموزش را دیده باشم. بخشی از این آموزش تحصیلات است و بخش مهم آن تجربه است. این تجربه باید درون احزاب به دست آید چرا که حزب هزینه هایش را خودش پرداخت میکند و به مردم چیزی تحمیل نمی شود.

    اساس تشکیل حزب جمهوری نیز همین بود و شهید بهشتی می دانست که دراین مرحله از نهضت ما نیاز به نیروهای جدید داریم که براساس تفکر جدید این نظام جدید را شکل و مدیریت کنند. بنابراین هدف حزب کشف استعدادها، جذب استعدادها، پرورش استعدادها و ارائه آنها به جامعه برای امورات مختلف می باشد. ما دراین مسئله ناموفق بودیم و امروز به بحران مدیریت در کشور مواجه می شویم. حال باید پرسید آیا ما نیروی انسانی ماهر نداریم؟ که این حرف درست نیست و افراد مدیر بسیارند. آیا ما نظامی نداریم که شایسته سالاری بر آن حاکم باشد؟ این سوالی جدی است. واقعیت این است که ما سیستمی نداریم که افراد را کشف و جذب و پرورش دهد چرا که احزاب قوی نداریم.

    نکته بعدی، در زمان انقلاب تمام مردم ایران و گروه ها به اجماع خواستار برکناری نظام شاهنشاهی بودند و صدای خود را از گلوی امام می شنیدند. تمام گروه ها از ملیون، سکولارها، لیبرال ها حتی کومونیست ها نیز پشت امام می ایستند. هرکس به این موضوع شک دارد می تواند کتاب “ده شب” کانون نویسندگان را مطالعه کند، چرا که در آن زمان از کانون نویسندگان روشنفکرتر نداشتیم.

    درمورد نفی حکومت واین که همه حکومتی را نمی خواستند اجماع و سلیقه ای واحد بود، اما بعد از این مرحله باید دید که کشور چه حکومت و چه ساختاری برای اداره اتخاذ می کند. شهید بهشتی در این باره نکته ای را مطرح می کند و می گوید ما قبل از انقلاب همه میدانیم که حکومتی را نمی خواهیم و انقلاب پیروز می شود. ولی در باره اینکه ازاین پس کشور چطور اداره شود اتفاق نظر وجود ندارد و این نشان می دهد که ایشان متوجه تکثر عقاید و سلایق در شکل گیری انقلاب شده اند. این یعنی پذیرش پلورالیسم که تعدد و تکثر در آن حتی اگر ارزشمند هم نباشد یک واقعیت انکار ناپذیر است. آموزه های قران نیز به ما می گوید که اساس خلقت براین نیست که تمام انسان ها و موجودات به یک شکل آفریده شوند.

    حال راه حل سیاسی در اینجا این است که گفتمان های مختلف که اعتقادات مختلف دارند در قالب احزاب شکل بگیرند و خود و برنامه های خود را عرضه کنند. مردم باید صادقانه آنها را بشناسند و ببینند که آیا این حزب برای اداره امور آمده و صادق است یا کاسب است و اهداف دیگری دنبال می‌کند.

    اما اینکه کدام گفتمان بر نظام برنامه ریزی ما مسلط باشد توسط رای مردم مشخص می شود. ما حداقل این موضوع را در مورد زمان غیبت امام معصوم قطعی می دانیم. اینکه حضرت امام می گویند “میزان رای مردم است” از همین جهت بوده و هست. برخی این ابهام را مطرح می کنند که آیا رای مردم همیشه درست است؟ خیر همیشه درست نیست اما اگر به تاریخ نگاه کنیم می بینیم که نظرات جمع نسبت به نظرات فردی از خطای کمتری برخوردار بوده است. برهمین اساس که دکتر بهشتی می گویند ما “دیکتاتور صالح” نمی توانیم داشته باشیم حتی اگر بخواهد صالح باشد. چون اصلا مصلحت کشور را با استبداد گره زندن امکان پذیر نیست و حاصلی نخواهد داشت.

    منبع: خبرگزاری ایسنا

    کلیدواژه ها: ایران, ایسنا, حجاب اجباری, شهید بهشتی
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت [یکشنبه 1397-02-30] [ 11:02:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حلول ماه مبارک رمضان    

    حلول ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن، ماه رحمت و غفران و ماه میهمانی خدا بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

     

    با سنگ هر گناه پرم را شكسته ام

    آه اي خدا ، خودم كمرم را شكسته ام

    نه راه پيش مانده برايم نه راه پس

    پلهاي امن پشت سرم را شكسته ام

    من دانه دانه اشك خودم را فروختم

    نرخ طلايي گهرم را شكسته ام

    ديگر مرا نشان خودم هم نمي دهند

    آيينه هاي دور و برم را شكسته ام

    دنيا شكست خورده تر از من نديده است

    حالا به سنگ خورده ، سرم را شكسته ام

    آرام كن مرا و در آغوش خود بگير

    حالا كه بغض شعله ورم را شكسته ام

    راهم بده به باغهاي شجرهاي طيبه

    من توبه كرده ام ، تبرم را شكسته ام

    حالا ببين كه به غير از گدا شدن

    در پيشگاه تو هنرم را شكسته ام

    منبع: بیتوته

    کلیدواژه ها: حلول ماه, حلول ماه مبارک رمضان, رمضان, ماه
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-02-26] [ 11:18:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      نذر    

    خیلی دلش می خواست امام زمان(عج)را ملاقات کند.برای همین نذر کرد چهل صبح جمعه برود ودر چهل مسجد زیارت عاشورا بخواند.

    در یکی از جمعه ها هنگامی که مشغول خواندن زیارت عاشورابودکه ناگهان شعاع نوری را دید.نور از خانه ای در نزدیکی های مسجد بیرون می تابید.

    خوشحالی وشعف وجودش را فرا گرفت. برخاست و به سمت نور حرکت کرد.

    مسیر نور تا درب خانه ی یککلبه ی فقیرانه ادامه داشت.وارد خانه شدو با حیرت ولی عصر(عج) را درآن خانه دید.

    آقا دریکی از اتاق های خانه بر سر جنازه ای که پارچه سفیدی رئی آن کشیده شده بود ,حاضر شده بودند.

    اشک ریزان وارد شد وبر حضرت سلام کرد.حضرت پاسخش را دادː<چرا اینگونه دنبال من می گردیو رنج ها متحمل می شوی!مثل این باشید تا من به دنبال شما بیایم.

    این بانویی است که در دوره بی حجابیهفت سال از خانه بیرون نیامد تا مبادا نامحرمی او را ببیند!>تا مدت ها بعد از ملاقات با امام زمان(عج)صدای آقا در گوشش بود.شرح حالات(مرحوم آیت الله سید محمد باقرمجتهد سیستانی پدر آیت الله العظمی حاج سید سیستانی)

    (کتاب ملاقات,ملاقات بانوان با امام زمان(عج))

    هیچ کس نمی داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا (ص)مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.(حضرت زهرا(س),چهل حدیث از حجاب)

    منبع: کلام پویا

    کلیدواژه ها: امام زمان(عج), حجاب, داستان, نذر
    موضوعات: داستان  لینک ثابت [سه شنبه 1397-02-25] [ 11:28:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      قرار    

    بلوز تمیزوقشنگی تنش بود.جلوی آینه ایستاده بود وبا وسواس موهایش را

    شانه می کرد.گفتم :مزاحم شدم.جایی می خوای بری…؟

    گفت : جایی که نه اما… حرفش را نصفه گذاشت.موهایش را بافت و پشت سرش انداخت.

    همین طور که با من حرف می زد صورتش را آرایش کرد.ملیح و زیبا شده بود.کم کم نگران شدم,

    نکند مهمان دارد و من بی موقع مزاحمش شده ام.بین رفتن و ماندن مردد بودم که بوی عطر خوشی

    فضا را پر کرد.<یادته!این عطررو خودت برای تولدم خریدی…>

    وقتی حسابی مرتب و خوش بو شد.آمدوکنار من نشست تصمیم گرفتم بروم.

    گفت: کجا؟من که جایی نمی خوام برم,فقط ساعت 12/5 قرار دارم…

    بعد به ساعتش نگاهی انداخت.ساعت12/5 بود.سجاده نماز را پهن می کرد تازه فهمیدم

    با چه کسی قرار دارد… .

    امام علی(ع):بهترین لباس,لباسی است که تورا از خدا به خود مشغول نسازد.

    (چهل حدیث از حجاب).

    منبع: کلام پویا

    کلیدواژه ها: حجاب, داستان, قرار
    موضوعات: داستان  لینک ثابت  [ 11:23:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دلایل کاهش گرایش زنان ایرانی به حجاب    

    عباس عبدی در روزنامه اعتماد نوشت:

    مطالعه و پیمایش ملی ایران در سال ١٣٥٣ که از سوی زنده‌یاد دکتر اسدی و همکاران‌شان انجام شد، نشان می‌دهد که ٧٥ درصد پاسخگویان، زنان با حجاب را ترجیح می‌دادند و فقط ٧ درصد زنان بی‌حجاب و ١٢ درصد نیز فرقی نمی‌کند را پاسخ داده‌اند.

    البته اين تفاوت در شهر و روستا به نسبت زياد است؛ در حالي كه در شهر ٦١ درصد زنان باحجاب را ترجيح مي‌دادند در روستا اين رقم به ٨٧ درصد مي‌رسيد. ولي مهم‌ترين تاثير را عامل سواد داشته است.

    ملاحظه مي‌شود كه با افرايش تحصيلات گرايش به ترجيح زنان باحجاب كمتر مي‌شده است و اين روند خيلي معنادار و تفاوت‌ها زياد است. پس از انقلاب كه حجاب اجباري شد، سازوكار اين متغير، تاثير خود را نشان داد. به اين معنا كه روند رو به گسترش آموزش عالي شدت گرفت، در نتيجه چندان غيرمنتظره نيست كه گرايش به ترجيح زنان باحجاب كمتر شود. همچنان كه گرايش خروج مفهوم حجاب از نظام ترجيحات افراد بيشتر شده است، و حدود ٤٠ درصد افراد با تحصيلات عالي مساله‌اي جز حجاب را براي ترجيح زنان در نظر داشته‌اند.

    گزارشي كه اخيرا از سوي مركز بررسي‌هاي استراتژيك رياست‌جمهوري منتشر شده و مربوط به سه سال و نيم پيش است، توضيح مي‌دهد كه در دهه گذشته تمايل مردم به الگوهاي رسمي از حجاب كاسته شده است. در اين گزارش به نقل از مجموعه مطالعاتي كه شوراي فرهنگ عمومي انجام داده آورده است كه وضعيت پوشش و آرايش در دولت احمدي‌نژاد در سال ١٣٨٦ تا ١٣٨٨ در بهترين وضع خود بود ولي پس از آن آغاز به كاهش كرده است.

    روند توسعه آموزش عالي و عامليت بيشتر زنان و مردان موجب مي‌شود كه از چارچوب‌هاي رفتارهاي سنتي موجود فراتر روند و ارزش‌هاي ديگري را كه عموما مبتني بر ارزش‌هاي مدرنيته است، بپذيرند. اين روند اجتناب‌ناپذير است و چنان نيست كه گمان كنيم با آموزش مفهوم حجاب يا تغيير گزاره‌هاي آموزشي مي‌توان اين مساله را حل كرد. اين ارزش‌ها صرفا محصول آگاهي نيست كه با تغيير آگاهي بتوان آن را حل كرد. مساله ساختاري و فرآيندي است.

    ممكن است اين پرسش مطرح شود كه پس چرا در رژيم گذشته شاهد فرآيند معكوس حجاب بوديم؟ پاسخ اين است كه در همان رژيم نيز تفاوت‌ها برحسب سطح تحصيلات كاملا روشن است. ولي علت تحول كلي در گرايش به سوي حجاب، اجبار سياسي آن رژيم بود كه مي‌خواست بي‌حجابي را فراتر از وضعيت طبيعي جامعه به آن تحميل كند، لذا جامعه در برابر اين فشار واكنش منفي نشان داد.

    عامل دیگر، تحول در وسايل ارتباط‌جمعي و نقش آنها در اجتماعي كردن افراد است. با آمدن ماهواره و فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي و دافعه‌هاي صداوسيما، مردم رو به سوي اين شبكه‌ها آوردند و در اين شبكه‌ها نيز به‌طور معمول تصويري از زنان و موقعيت‌هاي آنان نشان داده مي‌شود كه مطلوب ارزش‌هاي رسمي نيست. اين عامل تحت تاثير دافعه‌هاي صداوسيما است. چرا كه صدا و به ويژه سيما الگوهاي به‌شدت غيرواقعي در اين زمينه را ترويج مي‌كردند. الگويي كه پشت دوربين كاملا محجبه است، ولي وقتي براي سفر به آن طرف آب مي‌رود، به كلي رفتارش تغيير مي‌كند. از ميان رفتن اين پرده‌هاي اخلاقي تاثير بسيار زيادي بر تغيير الگوهاي پوششي داشته است.

    عامل بعدي كه مهم است مربوط به سال ١٣٨٨ به بعد مي‌شود. الگوي كلي صداوسيما و سياست رسمي در مقاطع خاص سياسي، تن دادن و حتي به رسميت شناختن پوششي از زنان است كه به لحاظ معيارهاي رسمي و در شرايط عادي مورد تاكيد و حمايت نيست ولي مصلحت سياسي اقتضا مي‌كند كه در هنگام انتخابات به آنان ميدان داده شود.

    پس از سال ١٣٨٨ و با اتفاقاتي كه در آن مقطع رخ داد و گسست بزرگي را ميان بخش‌هايي از جامعه و ساخت سياسي ايجاد كرد جذب نظر زنان با اين پوشش به سياست عملي جناح غالب و دستگاه‌هاي رسمي آن تبديل شد و اين تغيير رفتار مصلحتي آنان ديگر منحصر به مقطع انتخابات نبود، لذا خيلي طولاني شد و در نتيجه به عنوان يك قاعده در آمد.

    منبع: تابناک

     

    کلیدواژه ها: حجاب, دلایل, زن ایرانی, کاهش گرایش زنان ایرانی به حجاب
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت [دوشنبه 1397-02-24] [ 12:01:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حجاب زن ایرانی در گذر تاریخ    

    حجاب و پوشش زنان در تاریخ ایران فراز و فرودهایی را به خود دیده است. در برخی از دوره ها پوشش از سوی حکومت ها مورد حمله قرار گرفته و در دوره هایی نیز مورد حمایت بوده است. اما در تمامی دوره ها، آنچه نمود دارد فرهنگ عفاف است که ریشه های خود را حفظ کرده و به نسل های دیگر انتقال یافته است.

     

    پوشش زن ایرانی پیش از اسلام[1]
    با استناد به مدارک به دست آمده از دوره هخامنشیان، مانند تندیس ها، سکه ها، نقوش فرش، پارچه و نقش برجسته هایی که تعدادی از آن ها به خارج از ایران منتقل شده اند، و یا نوشته های برخی از تاریخ نگاران، می توان چنین برداشت کرد که پوشاک زنان ایرانی عبارت از لباس های بلند تا قوزک پا و گاهی فراخ، پیراهن های ساده تا پایین ساق پا به صورت ساده یا ریشه دار، و با آستین های بلند یا کوتاه بوده است.[2]

    لباس های زنان ایرانی در دوره اشکانی عبارت از پیراهنی بلند تا به روی زمین، گشاد، پُرچین، آستین دار یا بدون آستین و یقه راست بوده است. همچنین پیراهنی دیگر داشته اند که روی اولی می پوشیدند و قد آن نسبت به اولی کوتاه و ضمناً یقه باز بوده است. روی این دو پیراهن، چادری سر می کرده اند.[3]

    با مقایسه چندین نقش سنگی آناهیتا و نقوش دیگر با هم، به نظر می رسد که بانوان ساسانی، پیراهن بلند بسیار پرچین و گشاد می پوشیده اند و آن را با نواری در زیر سینه ها، مانند بانوان اشکانی، جمع کرده، می بستند.[4]زنان عهد ساسانی گاهی چادرِ گشاد پرچین به سر می کردند که تا به وسط ساق پا می رسیده است.[5]

    پوشش زن ایرانی پس از اسلام

    از اوایل دوره اسلامی تا عصر مغول
    بحث پوشاک زنان ایرانی را در ارتباط با تمدن و فرهنگ اسلامی، باید از دوران سامانیان آغاز کرد. چون سامانیان خود را از نسل ساسانیان می دانستند، باید اذعان کرد که پوشش ایرانیان در این دوران(از اوایل دوره اسلامی تا عصر مغول) همان پوشش دوره ساسانی است که پیش تر درباره آن توضیح داده شد و زنان بالطبع از پوشش های سنتی چادر و روبندهای ابریشمی برای حجاب و پوشش خود استفاده می کردند، آن هم در رنگ های مختلف زرد، آبی و سیاه. در همین رابطه، مینیاتوری از یک نسخه بسیار قدیمی در کتابخانه ملی پاریس موجود است که ترکان خاتون، مادر سلطان محمد خوارزمشاه و حرم های او در لشکر مغول را می نمایاند که دو زن، یکی با چادر سفید و دیگری با مقنعه و چادر سیاه نقاشی شده اند.[6]

     

    دوران مغول و ایلخانان
    در جامعه ایلی ایران قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی(پنجم و ششم و هفتم هجری قمری)، بنابر نحوه زندگی ساده و بی پیرایه، همگام با اقتصاد شبانی، لباس و طرز آرایش زنان بسیار ساده و نزد همه طبقات یک شکل بوده است. این لباس عبارت بود از نیم تنه بلندی که بر روی سینه آستر داشت. همه زنان شلوار می پوشیدند و دارای پوستین های یک شکل بودند.[7]

    کمی پس از این دوره، در اثر تماس با ممالک متمدن همسایه، به خصوص چین و افزوده شدن بر قدرت اقتصادی مغول ها، لباس ها تغییر شکل یافت و زنانه تر شد. زنان شوهردار بر روی پیراهن خود چیزی شبیه به کیمونوی چینی، که بسیار گشاد بود و جلو آن تا پایین باز و آستین ها نیز بسیار گشاد بود و تا نوک پا می رسید، می پوشیدند. کلاهی بر سر داشتند که از جنس حصیر یا پوست درخت بود.[8] موهای زنان و طرز آرایش آن ساده بود. فرق را از میان سر، باز می کردند، گیسوان را دو تا می بافتند و بر شانه ها می انداختند و به این ترتیب موها از زیر کلاه نمایان بود.[9]

    در دوره ایلخانی، در ایران ملکه ها و همسران طبقه اشراف به همین ترتیب لباس می پوشیدند و طرز آرایش گیسوانشان نیز همان گونه بود که وصف شد. زنان ایرانی هنگام بیرون رفتن از منزل در حجاب بودند و برقع بر رخ می افکندند، به طوری که هیچ گوشه ای از بدن آن ها نمایان نمی شد؛ در حالی که در همین زمان زنان ترک و مغول، پوششی نداشتند.[10]

     

    دوران تیموریان و صفویه
    از نوشته های سیاحان معروفی مانند کلاویخو و آثار مینیاتوری باقی مانده از دوره تیموری می توان دریافت که زنان در این دوره از انواع کلاه، چارقد، روسری سه گوش (لچک)، نوار، عرقچین، روسری توری، روبنده و چادر برای پوشش سر و بدن خود، استفاده می کردند.[11]

    زنان هنگام بیرون رفتن از خانه، از روی همه ملبوسات، لباس بلند سفیدی می پوشیدند که از سر تا پا، بدن و صورتشان را مستور می ساخت و تنها مردمک چشم آن ها قابل رؤیت بود. زنان عموماً چهار پوشاکِ حجاب داشتند؛ دو تا را در خانه سر می کردند و دو تای دیگر را هنگام خروج از منزل به آن ها اضافه می نمودند.[12]

     

    دوران افشاریه و زندیه
    در دوره افشاریه، حجاب و پوشش زنان همانند دوره پیش از آن بوده و زنان با پوشش کامل و چادر در اجتماع ظاهر می شدند. در کتاب «عالم آرای نادری»[13] به مواردی بر می خوریم که گویای این مدعاست.

    در دوران زندیه نیز زنان از چارقد برای پوشش سر استفاده می کردند که گاه چارقد را در زیر چانه با جقه تزیین می کردند. موها بیشتر به صورت بافته شده نگهداری می شد و از تزئینات طلایی نیز استفاده می گردید. در خارج از منزل، زنان چادری به رنگ سیاه و سرمه ای یا رنگ های تیره دیگر به سر داشتند و از روبنده نیز برای پوشاندن خود استفاده می کردند.[14]

     

    دوران قاجاریه
    پوشش زنان در عهد قاجار را می توان در سه دوره بررسی کرد:

    دوره اول، تا پیش از ناصرالدین شاه است که پوشش زنان عبارت بود از چادرهای بلند مشکی که بالای آن پارچه ای سفید بود که زنان آن را به سر خود می انداختند و به وسیله چند شبکه ای که آن پارچه سفید در مقابل چشمان زن داشت، جلوی خود را می دیدند.

    دوره دوم، دوره ناصرالدین شاه بود که پوشش زنان، چادرهایی بود که از سر تا پایشان را می پوشاند و فقط چشم هایشان از پشت روبند توری یا قلاب دوزی شده که در زیر چادر به صورت می انداختند، به بیرون دید داشت.

    پس از مسافرت ناصرالدین شاه به روسیه و فرنگ و دیدن پوشش زنان آنجا، شاه زنان حرمسرا را واداشت تا چاقچورها (شلوار بلند چین دار مخصوص زنان) را کنار گذارند، شلیته های کوتاه سر کنند و سر و موی خود را نیز با روسری های سفید ساده بپوشانند! سلیقه شاه به تدریج از درون حرمسرا به بیرون سرایت کرد و بسیاری از زنان و دختران خواص نیز به آن گراییدند؛ اما این خواست در میان مردم عادی، به دلیل فضای مذهبی حاکم بر جامعه ایران، جای خود را پیدا نکرد.

    دوره سوم، از زمان سلطنت مظفرالدین شاه تا پایان دوره قاجار بود. در این دوره، کت و دامن و لباس به شیوه فرنگی، به ویژه در میان زنان طبقه مرفه، افزایش یافت. خانواده های وابسته به دربار از این نوع پوشش استفاده می کردند و زنان روشن فکری چون «قرة العین» بهایی نیز بدون حجاب در جمع ظاهر می شدند.[15]

     

    دوران پهلوی اول
    پس از مشروطیت و به قدرت رسیدن گروهی از طرفداران غرب، روند نوگرایی و تجددخواهی شکل تازه ای به خود گرفت و کم کم عقده های محبوس در سینه غرب زدگان گشوده شد. شعرایی چون عارف قزوینی و ایرج میرزا، اشعاری در مخالفت با سنن دینی و حجاب سرودند و برخی نویسندگان و علمای دین را به باد ناسزا و مسخره گرفتند. سال های پایانی سلطنت قاجار در حقیقت سال های انزوای روحانیت شیعه و دوران میدان داری غرب زدگان و وابستگان بود.

    در کنار غرب زدگان مسلمان، گروهی از بهاییان نیز به آرامی و در لوای فعالیت های آموزشی، در پی القای فرهنگ بی حجابی به نسل آینده کشور بودند. مدرسه «تربیت» به وسیله بهایی ها تأسیس شده بود و نمونه ای از این مراکز آموزشی بود که نسبت به ثبت نام مسلمانان نیز مضایقه نمی کرد. در این مدرسه، آزادی از نوع جدید آن وجود داشت و دختران نیز همانند پسران حق داشتند آواز بخوانند و برقصند.[16]

    وقایع نگاران از سفر رضاشاه به ترکیه به عنوان نقطه عطفی در حکومت پهلوی اول و عامل اساسی جلب توجه وی به موضوع کشف حجاب یاد می کنند. در بهار سال 1313، هنگامی که رضاشاه سفر خود را به ترکیه آغاز می کرد، همسر و دختران شاه برای اولین بار بی حجاب ظاهر شدند.

    بلافاصله پس از بازگشت از سفر، رضاخان در تدارک کشف حجاب برآمد. در این سال به آموزش و پرورش ابلاغ شد که لازم است معلمان و دانش آموزان بدون حجاب در مدرسه حاضر شوند؛ اما در بسیاری از موارد نسبت به رعایت این ابلاغ با مماشات برخورد می شد. این ابلاغیه خود مخالفت هایی را از سوی نیروهای مذهبی برانگیخت.

    بالأخره در روز 17 دی ماه 1314 قانون اجباری کشف حجاب به سرتاسر کشور ابلاغ شد و از آن پس زنان از حضور در خیابان ها و معابر عمومی و مجالس با حفظ حجاب منع شدند. پاسبان ها و مأموران حکومتی هر زن محجبه ای را در کوچه و خیابان می دیدند به تعقیب وی می پرداختند و گاه تا داخل خانه ها می رفتند تا چادر و روسری را از سر زنان بکشند. در جریان این یورش ها، بسیاری از زنان به شدت مضروب شدند و تعدادی از آن ها بچه های خود را سقط کردند. کار به جایی رسید که برخی از زنان برای حفظ حجاب و از ترس مقابله با مأموران مجبور شدند به مدت چند سال در خانه بمانند و جز مواقع خاص، که نیروهای حکومتی در کوچه و خیابان دیده نمی شدند، خارج نشوند.

     

    دوران پهلوی دوم
    پس از روی کار آمدن محمدرضا، گروهی از زنان که از فشار حکومت پدرش سخت به ستوه آمده بودند، در مخالفت با کشف حجاب، در معابر عمومی با چادر ظاهر شدند. در مهرماه 1320ش، آیت الله سیدابوالقاسم کاشانی طی نامه شدیداللحنی به نخست وزیر وقت، خواهان کم کردن فشار بر زنان محجبه شد و پاسخ مساعد دریافت داشت. بالأخره در سال 1323ش، آیت الله سید حسین طباطبایی قمی، از مراجع وقت، طی نامه ای از شاه تقاضا کرد کشف حجاب اجباری را لغو کند.

    پس از لغو کشف حجاب، زنان مسلمان به طور علنی باحجاب ظاهر شدند؛ اما در این دوره بیشتر زنان در خارج از خانه از چادر رنگی استفاده می کردند. البته برخی از زنان خانواده های بی تقیّد که طی چند سال طعم آزادی به سبک غربی را چشیده بودند، دیگر حاضر به بازگشت به فرهنگ حجاب نبودند. مهم ترین تفاوت کشف حجاب در عصر پهلوی اول و دوم این بود که کشف حجاب در عصر رضاشاه به زور سرنیزه و در عصر محمدرضا به پشتیبانی تبلیغات حکومتی، گسترش یافت.[17]

    در واقع پهلوی دوم با برنامه ای حساب شده و از طریق رسانه های گروهی، مراکز آموزشی، ادارات و سینماها تلاش کرد تا زنان را به بی حجابی و برهنگی تشویق کند. وی می خواست با وارد کردن زنان به صحنه های اجتماعی، خود را مدافع حقوق آنان جا بزند، حال آنکه زنان نیز همانند مردان از ابتدایی ترین حقوق انسانی مثل حق انتخاب آزاد، محروم بودند. اما هر چه به روزهای پایانی عمر رژیم شاه نزدیک تر می شدیم، جریان رواج حجاب شدت می گرفت و اقشار گوناگون با انگیزه های متفاوت به پوشش اسلامی روی می آوردند.[18]

     

    پس از انقلاب اسلامی
    با توجه به اهمیتی که مبحث حجاب، پیش از انقلاب و نیز در جریان انقلاب پیدا کرده بود، طبیعی بود که پس از انقلاب هم انقلابیون در صدد ترویج، تعمیق و گسترش آن باشند. بنا بر این حجاب به عنوان امری ضروری تلقی شد و رعایت آن الزامی گردید. این مسئله اعتراضات اندکی را در پی داشت و برخی از اقلیت ها و گرایش های لائیک و ضددین، به اعتراض و راهپیمایی بر ضد آن دست زدند که با عکس العمل مردم و خصوصاً زنان انقلابی و محجبه مواجه شد و نهایتاً با حضور مردم در انتخابات و رأی دادن به جمهوری اسلامی، به تدریج حجاب در همه جامعه فراگیر شد.[19]

     

    سوتیتر
    مهم ترین تفاوت کشف حجاب در عصر پهلوی اول و دوم این بود که کشف حجاب در عصر رضاشاه به زور سرنیزه و در عصر محمدرضا به پشتیبانی تبلیغات حکومتی، گسترش یافت. در واقع پهلوی دوم با برنامه ای حساب شده و از طریق رسانه های گروهی، مراکز آموزشی، ادارات و سینماها تلاش کرد تا زنان را به بی حجابی و برهنگی تشویق کند.

     

    پی نوشت ها:

    [1] مریم شاهچراغیان، فراز و فرودهای حجاب در ایران.

    [2] مرتضی راوندی، تاریخ اجتماعی ایران، ص 476.

    [3] بنفشه حجازی، زن به ظن تاریخ (جایگاه زن در ایران باستان)، ص 141.

    [4] جلیل ضیاءپور، پوشاک باستانی ایرانیان از کهن ترین زمان تا پایان شاهنشاهی ساسانیان، ص 307.

    [5] حجازی، همان، ص 198.

    [6] سید قاسم موسوی، نگاهی بر سیر تاریخی حجاب زنان در فرهنگ ایران، ص 310.

    [7] شیرین بیاتی، زن در ایران عصر مغول، ص 45.

    [8] همان

    [9] رشیدالدین فضل الله همدانی، جامع التواریخ، ترجمه برزین، جلد 3، ص 202.

    [10] سفرنامه مارکوپولو، ترجمه حبیب الله صحیحی، ص 303.

    [11] سفرنامه کلاویخو، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 82.

    [12] سیاحت نامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 4، ص 218.

    [13] محمدکاظم مروی، عالم آرای نادری، جلد 3، 1364، ص 958.

    [14] غلامرضا ورهام، تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران در عصر زند، 1366، ص 160.

    [15] میترا مهرآبادی، زن ایرانی به روایت سفرنامه نویسان فرنگی، 1379، ص 120.

    [16] زیبایی نژاد و سبحانی، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، 1383، ص 152 تا 155.

    [17] زیبایی نژاد و سبحانی، همان، ص 163.

    [18] رضا رمضان نرگسی، بررسی وضعیت حجاب در ایران از سال های آخر حکومت پهلوی تا پایان جنگ تحمیلی، «حجاب، مسئولیت ها و اختیارات دولت اسلامی»، جلد 2، 1387، ص 58 تا 61.

    [19] رمضان نرگسی، همان، ص 76.

    منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه

    کلیدواژه ها: تاریخ, حجاب, حجاب زن ایرانی در گذر تاریخ, زن ایرانی
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت [یکشنبه 1397-02-23] [ 11:52:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شش حدیث از امام علی(ع) در مورد آزادی    

    امام على عليه السلام فرمودند:

    1- أيُّها الناسُ ، إنّ آدمَ لَم يَلِدْ عَبدا و لا أمَةً ، و إنّ النّاسَ كلَّهُم أحْرارٌ
    اى مردم ! آدم نه بنده اى زاييد و نه كنيزى. مردم همه آزادند.
    ( نهج السعادة : 1/198 )


    2- لا تَكُونَنَّ عَبدَ غَيرِكَ و قَد جَعلَكَ اللّه ُ سُبْحانَه حُرّا
    بنده ديگران مباش كه خداوند سبحان تو را آزاد آفريده است.
    ( نهج السعادة : 1/198 )


    3- لا يَسْتَرِقَّنَّكَ الطّمَعُ و قَد جَعلَكَ اللّه ُ حُرّا
    طمع ، تو را به بندگى نگيرد، كه خداوند تو را آزاد آفريده است.
    ( غرر الحكم : 10371 )


    4- لا تَكُنْ عَبدَ غَيرِكَ و قَد جَعلَكَ اللّه ُ حُرّا، و ما خَيرُ خَيرٍ لا يُنالُ إلاّ بِشَرٍّ ، و يُسرٍ لا يُنالُ إلاّ بعُسْـرٍ؟!
    بنده ديگرى مباش، كه خدا تو را آزاد آفريد. در آن نيكى كه جز با بدى و آن آسانى كه جز با سختى به چنگ نيايد، چه خير و بركتى است؟
    ( غرر الحكم : 10371)


    5- الحُرُّ حُرٌّ و لَو مَسَّهُ الضُّرُّ
    آزاده ، آزاده است گر چه سختى و گزند بيند.
    ( مطالب السؤول : 56 )


    6- الحُرُّ حُرٌّ و إنْ مَسَّهُ الضُّرُّ ، العَبدُ عَبدٌ و إنْ ساعَدَهُ القَدَرُ
    آزاده ، آزاده است هر چند سختى و مرارت بيند و بنده ، بنده است هرچند تقدير ياريش كند.
    ( غرر الحكم : 1322)

    منبع: شبکه اطلاع رسانی افغانستان

    کلیدواژه ها: آزادی, امام علی(ع), حديث
    موضوعات: حدیث  لینک ثابت [شنبه 1397-02-22] [ 12:03:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      روش های آسان شدن حجاب برای دانش آموزان    

    روش های آسان شدن حجاب برای دانش آموزان


    همیشه چادر سر کردن در راه مدرسه برایش سخت بود، نه می توانست چادر را کنار بگذارد و نه می توانست چادر، کیف و وسایل مدرسه را با هم جمع کند. چادرش را دوست داشت و هرچقدر با خودش کلنجار می رفت که مثل دوستانش وقتی از مدرسه خارج می شود چادرش را دربیاورد دلش راضی نمی شد…

    این موضوع معضل بسیاری از دانش آموزان چادری است که عده کثیری از آنها به خاطر دشواری سر کردن چادر و حمل وسایل مدرسه، چادر را کنار می گذارند. اینجاست که استفاده از چادرهای مدل دار مانند چادر ملی و چادر دانشجویی و… برای آسان سازی حجاب مطرح می شود. هم چنین دانش آموزان می توانند از هد سر و ساق دست های کوتاه برای حفظ حجاب خود در مسیر رفت و آمد مدرسه استفاده نمایند.

     اما نکته قابل تأمل این است که آیا همه این چادرها حجاب کامل هستند؟ تحقیق و انتخاب چادر مناسب در بین چادر های مدل دار موجود در بازار بستگی زیادی به والدین دارد.

    در مسیر حفظ حجاب، اولیاء و مربیان مدرسه نیز بسیار تأثیر گذار هستد. آنها می توانند با برگزاری اردوهای تفریحی برای دانش آموزان همراه با چادر، تجربه یک روز چادر سرکردن، یک روز حفظ کامل حجاب با هر پوشش مناسبی، طرح محرم سازی مدارس برای راحت تر بودن دانش آموزان و یا استفاده از مکان هایی مثل مجموعه های ویژه بانوان از فعالیت هایی است که می توانند یاری بخش دانش آموزان دختر در تشویق و حفظ چادر آنها باشند.
    امید است که با حمایت های والدین و مربیان دلسوز پوشش مناسب دانش آموزان هیچ گاه کم اهمیت نشود.

    منبع: سایت فرهنگی- تحلیلی با حجاب

    کلیدواژه ها: آسان, استرس دانش آموزان, حجاب, حجاب دانش آموزان
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت [جمعه 1397-02-21] [ 11:37:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حجاب زنان سالمند    

    حجاب زنان سالمند
    قرآن مجید به شکل ظریفی به این تأثیر و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه می‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمایی، لباس‎های رویی خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولی در نهایت می‎گوید: اگر عفت بورزند، یعنی حتی لباس‎هایی مثل چادر را نیز بر ندارند، بهتر است.
    وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یَرْجُونَ نِکاحاً فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُناحٌ أَنْ یَضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ.(نور؛60)

    علاوه بر رابطه‌ی قبل، بین پوشش ظاهری و عفت باطنی، رابطه‌ی علامت و صاحب علامت نیز هست؛ به این معنا که مقدار حجاب ظاهری، نشانه‎ای از مرحله‌ی خاصی از عفت باطنی صاحب حجاب است. البته این مطلب به این معنا نیست که هر زنی که حجاب و پوشش ظاهری داشت، لزوماً از همه‌ی مراتب عفت و پاکدامنی نیز برخوردار است.

    کلیدواژه ها: حجاب, حجاب زنان سالمند, زن, زن سالمند, سالمند
    موضوعات: آیات قرآنی مربوط به حجاب  لینک ثابت [جمعه 1397-02-14] [ 11:45:00 ب.ظ ]

    2 نظر »

       
      حجاب و بزهکاری های اجتماعی    

    آیا حجاب مانع همه بزهکاری های اجتماعی است؟

    با توجه به همین نکته، پاسخ این اشکال و شبهه‌ی افرادی که برای ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهری، تخلفات بعضی از زنان با حجاب را بهانه قرار می‎دهند آشکار می‎گردد؛ زیرا مشکل این عده از زنان، ضعف در حجاب باطنی و فقدان ایمان و اعتقاد قوی به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهری است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامی ابعادی گسترده دارد و یکی از مهم‌ترین و اساسی‏ترین ابعاد آن، حجاب درونی و باطنی و ذهنی است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقاید و ایمان راسخ درونی برخوردار می‌کند؛ و اساساً این حجاب ذهنی و عقیدتی، به منزله‎ی سنگ بنای دیگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهری است؛ زیرا افکار و عقاید انسان، شکل دهنده‌ی رفتارهای اوست.
    البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهری، لزوماً به معنای برخورداری از همه‌ی مراتب عفاف نیست، عفاف بدون رعایت پوشش ظاهری نیز قابل تصور نیست. نمی‎توان زن یا مردی را که عریان یا نیمه عریان در انظار عمومی ظاهر می‎شود عفیف دانست؛ زیرا گفتیم که پوشش ظاهری یکی از علامت‎ها و نشانه‎های عفاف است، و بین مقدار عفاف و حجاب، رابطه‌ی تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضی نیز رابطه‌ی عفاف و حجاب را از نوع رابطه‌ی ریشه و میوه دانسته‌اند؛ با این تعبیر که حجاب، میوه‌ی عفاف، و عفاف، ریشه‌ی حجاب است. برخی افراد ممکن است حجاب ظاهری داشته باشند، ولی عفاف و طهارت باطنی را در خویش ایجاد نکرده باشند. این حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهری است. از سوی دیگر، افرادی ادعای عفاف کرده و با تعابیری، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم می‌کنند؛ چنین انسان‎هایی باید در قاموس اندیشه‌ی خود این نکته‌ی اساسی را بنگارند که درون پاک، بیرونی پاک می‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن میوه‌ی ناپاکِ بی‌حجابی نخواهد شد.

    منبع: شبکه رشد

    کلیدواژه ها: اجتماعی, بزهکاری, حجاب, حجاب و بزهکاری های اجتماعی
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت  [ 11:41:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      آیات قرآنی درمورد وجوب حجاب    

    آیات وجوب حجاب

    اقسام حجاب : جوارح ، جوانب ، جوانح (اقوال و افعال )

    1 – حجاب در رفتار
    وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ ( نور / 31 )
    و پاهاى خود را [به گونه‏اى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مى‏دارند معلوم گردد

    وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى ( احزاب /33)
    و مانند روزگار جاهليت قديم زينتهاى خود را آشكار مكنيد

    2 - عدم رابطه و دوستی زنان با مردان و بالعکس
    وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ (نساء /25 ) و( زنان اهل ) دوست‏گيران پنهانى نباشند
    وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ ( مائده / 5 ) و (مردان ) زنان را نباید در پنهانى دوست‏ خود بگيريد

    3 - عدم قرار مخفیانه با زنان :
    لاَّ تُوَاعِدُوهُنَّ سِرًّا إِلاَّ أَن تَقُولُواْ قَوْلًا مَّعْرُوفًا وَلاَ تَعْزِمُواْ عُقْدَةَ النِّكَاحِ حَتَّىَ يَبْلُغَ الْكِتَابُ أَجَلَهُ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا فِي أَنفُسِكُمْ فَاحْذَرُوهُ ( بفره / 235)
    با آنان قول و قرار پنهانى مگذاريد مگر آنكه سخنى پسنديده بگوييد و به عقد زناشويى تصميم مگيريد تا زمان مقرر به سرآيد و بدانيد كه خداوند آنچه را در دل داريد مى‏داند پس از [مخالفت] او بترسيد.

    قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنّ َ ( نور/ 30و31)
    به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند.

    4 – حجاب در پوشش

    يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِن جَلَابِيبِهِنَّ (احزاب / 59)
    اى پيامبر به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوششهاى خود را بر خود فروتر گيرند.

    وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ (نور/31)
    و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند( البته در برابر نامحرم )

    5- حجاب در گفتار
    فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ( احزاب /32)
    پس به ناز سخن مگوييد تا آنكه در دلش بيمارى است طمع ورزد و گفتارى شايسته گوييد.

    نتیجه
    وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا
    و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمى‏يابند بايد عفت ورزند.

    هشدار
    إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا
    همانا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش خواهند بود.

     

    کلیدواژه ها: آیات وجوب حجاب, آیه, حجاب, وجوب
    موضوعات: آیات قرآنی مربوط به حجاب  لینک ثابت  [ 11:34:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چادر حجاب برتر    

    پوشش کامل از دیدگاه اسلام

    حجاب یک حداقلی دارد که اگر آن حداقل رعایت نشود حجابی در کار نیست، یعنی فرد بدحجاب به حساب می‌آید. پوشاندن موی سر به طور کامل، پوشاندن تمام بدن به جز قرص صورت و کف دست و پا به نحوی که تمام بدن پیدا نباشد؛ پوشش کامل به حساب می‌آید که البته مراتبی دارد که پوشش چادر به طور کامل مرتبه کمال حجاب است. اما به شرط آنکه شخص جلوه فروشی و تبرج نداشته باشد یعنی رفتار و سکناتش جلب توجه نکند. تبرج از عروج به معنای ستاره مشتق می‌شود، یعنی فرد مانند ستارگان در آسمان بدرخشد و خود نمایی کند، جلوه فروشی داشته باشد تمام اینها بدحجابی است، پس حجاب علاوه بر حدود، اصول نیز دارد. حدود حجاب این است که زن‌ها به جز صورت و کف دست و پا بقیه بدنشان باید پوشیده باشد. اصولش هم عدم جلوه‌گری و تبرج است. یعنی با مانتوی تنگ وکوتاه یا رنگ‌های زننده در اجتماع ظاهر نشود یا مثلاً با آرایش بیرون نرود. قرآن کریم که حداقل حجاب را بیان می‌کند؛ سفارش دیگری در سوره احزاب دارد و خطاب به پیامبر می‌فرماید: «به همسران و دختران خودت اولاً و بعد هم به زنان مومنان بگو اگر می‌خواهند در شرایط امن کامل قرار بگیرند باید جلباب به سر کنند.» در رابطه با جلباب اختلاف نظر بین مفسرین است ولی همه گفته‌اند که یک تن پوش بلندی است. یعنی یک چیزی غیر از این چارقد و مقنعه‌هایی است که سر و گردن و سینه را می‌پوشاند. یک چیزی است بزرگ‌تر ولی اینکه محدوده‌اش چقدر باشد بعضی‌ها گفته‌اند چیزی شبیه یک ملافه و بعضی فضاهای مختلفی را آورده‌اند، بعضی به عباء تعبیر کرده‌اند و بعضی گفته‌اند مقنعه بلندی است که تا بالای زانو را می‌پوشاند. در هر صورت جلباب از نظر اهل لغت و تفسیر معانی گوناگونی دارد ولی همه اتفاق دارند جلباب پوشش وسیع‌تر از مقنعه است که تمام بدن را یکجا می‌پوشاند که ما آن را چادر می‌نامیم. س آیه 59 سوره احزاب می‌فرماید: به زنان با ایمان بگو چادر بر سر کنند؛ تا به عفت و حیاء معروف شوند به تعبیر قرآن کریم این حالت به عفت نزدیک‌تر است ذلک ادنی ان یعرفن، کلمه ادنی افعل تفضیل است، یعنی آن برآوردی که از زنان با حجاب دارند به عفت و پاکی نزدیک‌تر است تا کسانی که این طور رعایت نمی‌کند در نتیجه زنان با حجاب، کمتر در معرض آزار بیماران قلبی و مزاحمان قرار می‌گیرند.‌

     

    چادر کامل‌ترین حجاب اسلامی

    چادر ریشه در سیره زنان اهل بیت بویژه حضرت فاطمه‌ زهرا(س) دارد. پیامبر اکرم(ص) چادر را به عنوان یکی از اقلام نوزده گانه ضروری جهیزیه برای دخترش حضرت فاطمه‌زهرا(س) قرار داد. چادر مشکی بهترین و سالم‌ترین پوشش زن مسلمان است که سراسر حجم بدن او را می‌پوشاند و به او وقار و متانتی خاص می‌بخشد. از این رو چادر حجاب برتر و کامل‌ترین نوع پوشش زن مسلمان است.

     

    امتیازات چادر نسبت به سایر حجاب ها:‌

    ‌1. چادر یادگار زنان اهل بیت(ع) بویژه حضرت فاطمه زهرا(س) است.‌

    ‌2. چادر بیش از هر لباسی حجم و شکل بدن را پوشش می‌دهد.‌

    ‌3. چادر سمبل حجاب اسلامی است که بارزترین نمود عینی پوشش دینی را به خود اختصاص داده است.‌

    ‌4. چادر با پوشش یکنواخت و یکپارچه بدن، جلب توجه نامحرم را به کمترین حدّ خود می‌رساند.‌

    ‌5. چادر، پوشش دینی و ملی زنان ایران است که دیانت، ملیت و استقلال فرهنگی ملت مسلمان ایران را در دنیا تجلّی می‌بخشد.‌

    ‌6. چادر، دارای بیشترین بار فرهنگی حیا و عفاف است که بیش از هر پوششی دست رد بر سینه نامحرم می‌زند.‌

    ‌7. چادر، سمبل مبارزه با استعمار است.‌

    ‌8. چادر زیبایی، وقار و متانتی معنوی برای زن به ارمغان دارد.‌

    ‌9. چادر با اهدای کامل‌ترین پوشش به زن مسلمان، وسیله کمال و تقرّب بیشتر را در او مهیا می‌سازد و بالاترین تواضع در برابر فرامین حق را تجلی می‌کند.‌

     

    ارکان عفاف

    عفت و پاکدامنی ارکانی دارد که حجاب و پوشش کامل یکی از ارکان است اما گاهی دیده می‌شود که با رعایت حجاب باز ارتباط دختر و پسر رایج است حتی در میان دختران عفیف. چرا؟ چون از رکن اساسی عفت غفلت شده است.‌

    زدست دیده ودل هر دو فریاد

    که هرچه دیده بیند دل کند یاد

    فروبستن دیده از حرام

    چه دختران پاک و معصوم و چه پسران پاک و معصوم باید نگاه خود را کنترل کنند و چه بسا جوانان که فقط به خاطر عدم کنترل نگاه در دام شهوت خودشان یا مسائل این چنینی افتادند. پس حفظ نظر یکی از موارد خیلی خیلی اساسی است که واقعاً جای بحث مفصل دارد.

    غیرت
    رکن سوم عفت؛ غیرت است. خانواده‌ها همان طور که به دختران عفت و حجاب آموزش می‌دهند؛ ـ که خیلی کار درستی است ـ باید به پسران هم یاد دهند که نگاهشان را حفظ کنند و به دختران نیز نحوه راه رفتن، چگونه صحبت کردن با نامحرم، نگاه نکردن و… را خاطر نشان کنند. تعلیم عفت به دخترها حیاتی‌تر است چون دختران با عدم رعایت حریم عفت گرفتار مشکلات عدیده‌ای در زندگیشان می‌شوند چرا که اولین بی عفتی دختران کلید ورودشان به فحشاء و روسپی‌گری است. البته عفت و پاکدامنی ارکان دیگری هم دارد، مثل ازدواج آسان که از حوصله بحث ما خارج است. البته زن‌ها به لحاظ کرامت انسانی یک میل و کشش درونی برای حفظ عفت دارند که آموزش و یادآوری عفت را راحت‌تر می‌کند.‌

     

    فراوانی منفعت حجاب در مقابل سختی‌ها

    اساساً همه قوانین ریز تا درشت یک گوشه‌ای از راحتی آدم را می‌گیرند و محدودیت ایجاد می‌کنند ولی قانون آمده تا نظم ایجاد کند و الا بشر برای رعایت قوانین دلیلی ندارد. این بحث که برخی می‌گویند ما با مدل‌ها و پوشش‌های مختلف ـ چه آن کسی که مقنعه و مانتوی مناسب می‌پوشد یا آن کسی که حجاب را حفظ نمی‌کند ــ راحت‌تریم حرف غلطی است چون اینها یا معنای راحتی را نفهمیده‌اند و یا راحتی آنی خود را بر آسایش جمعی و نظم همگانی ترجیح می‌دهند. نکته مهم‌تر اینکه توان جسمی بشر، حتی یک قابلیت‌هایی دارد که اگر آنها را دائماً شکوفاً کند و به آنها دست پیدا کند اصلاً تعریفش از راحتی متفاوت می‌شود. گاهی وقت‌ها می‌خواهیم پیاده روی کنیم، نیم ساعت پیاده روی می‌کنیم و دیگر نمی‌توانیم ادامه بدهیم. ولی در یک شرایطی که عجله داریم و نمی توانیم منتظر وسایط نقلیه بشویم ممکن است بیش از یک ساعت به سرعت پیاده روی کنیم. انسان آن زمان می‌فهمد که ظرفیتش بیشتر بوده است. یعنی انسان‌ها وقتی در شرایط خاصی قرار می‌گیرند و خودشا ن را با قوانین تطبیق می‌دهند، ظرفیتشان را شکوفا می‌کنند آن گاه می‌بینند که در آن شرایط هم راحت تر هستند.‌ پس این ایده را باید تغییر داد و نظام تربیتی مان را هم باید تغییر بدهیم.‌

    منبع: پژوهشکده باقرالعلوم

    کلیدواژه ها: حجاب, حجاب برتر, چادر, چادر برترین حجاب
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت  [ 11:26:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      ۱۲ اردیبهشت، روز معلم و شهادت استاد مطهری    

    ۱۲ اردیبهشت، روز معلم و شهادت استاد مطهری، معلم مستضعفان و ستمدیدگان بر همه معلمان سرزمین پاکم ایران تبریک و تهنیت باد.

    حروف درس الفبا ی ما معلم بود
    تمام صحبت ما یک صدا معلم بود

    به روی تخته ی چوبی همیشه بی پایان
    شروع نام خدابود، تا معلم بود

    نگاه روشن دنیای کودکی هایم
    به خشم و بوسه ی مادر ؤ یامعلم بود

    خدا به وسعت ایمان به شکل هر واژه
    ؤ جمله جمله ی ایثار ،با معلم بود

    قسم به نام پیام آوران آگاهی
    تمام درد بشر را دوا معلم بود

    شکوه صبر وصلابت چو کوه می بارید
    سه تیغ مهر ؤ سنگ بلا معلم بود

    به دشتهای پر ازغنچه های پراحساس
    گلی شکفته به نام وفا ،معلم بود

    به هیچ زندگی و پوچ مرگ ،معنا داد
    تمام بود و نبود شما معلم بود

    به وقت گوش نهادن نشسته شاگردیم
    در اوج خستگیش هم به پا معلم بود

    هنوز پرسش بی پاسخی که می خواند
    معلم عشق خدا یا خدا معلم بود؟

     

    کلیدواژه ها: 12 اردیبهشت روز معلم, استاد مطهری, معلم
    موضوعات: شعر, مناسبات  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-02-12] [ 11:13:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دل نوشته امام زمان(عج)    

    برای عدالت می نویسم

    می نویسم، برای روزهایی که عطر عدالت، کوچه های دلتنگی را لبریز کند و نسیم شادی بخش شاپرک ها چتری برای دلخوشی شمعدانی ها باشند.

    به امید روزی که یک بار دیگر، صدای دلنشین بلال، از مأذنه های شهر بلند شود و خستگی را، از تن منتظران بزداید.

    به امید روزی می نویسم که پیچک های عاشق، از روشنای پنجره ها بالا روند و دست در دست ابرها با آسمان پیوند بخورند.

    دلخوشیم برای فردایی که بهار، پیراهن سبز خود را بر تن کند و پروانه ها، تمام کوچه باغ ها را با بال های طلایی خودشان جارو کنند و زمین، از دست های مهربان باران، فراوانی بنوشد و آن گاه است که مطمئن می شوم،

    «هزار آیینه می روید به هرجا می نهی پا را     همین قدر از تو می دانم، هوایی کرده ای ما را
    میان چشم هایت دیده ام قد می کشد باران  … و اندوهی که وسعت می دهد بی تابی ما را»

    آقای مهربان! هزار و این همه سال است که خنده ها، از لب ها گرفته شده و کوچه های امید، در حسرت یک بهار ماندگار تکیده. احساس ها در خود فراموشی خاموش می شود، وقتی که پرچم های رنگارنگ تزویر، بر فراز ویرانی های تمدّن در اهتزاز باشد.

    مهربان همدم! روزگار بدی شده است. برای تمامی عاشقانت. از خود می بریم و با گناه پیوند می خوریم و در گرداب معاصی دست و پا می زنیم و کسی به داد دلِ تنگ ما نمی رسد.

    … تو می دانی، بسیار سخت است که باشیم و از نیامدنت گلایه نکنیم. سخت است که تو را برای چهار فصل امید، نخوانیم و در خود بپوسیم.

    در روزگاری که پرستوها، از سرزمینِ وجودشان کوچ می کنند و تحمل سوز تازیانه های فراق را ندارند، جان می کَنیم. دریاها در رکودی به وسعت یک باور، می میرند و از دلِ دریاها مرداب ها جان می گیرد و ماهی های سرخ عاشق، در حسرت امواج خروشان دریا، پولک های طلایی خود را در تُنگ کوچک تنهایی شان می شویند و فریاد می زنند که:


    «ای آخرین ترانه و ای آخرین بهار               باز آکه بی حضور تو تلخ است روزگار
    مولای سبزپوش من، ای منجیِ بزرگ              تعجیل کن که تاب ندارم در انتظار.» (3) 

    نوشته شده توسط ابراهیم قبله آرباطان

    کلیدواژه ها: امام زمان, دلنوشته, دلنوشته امام زمان (عج), نیمه شعبان
    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت  [ 12:26:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      میلاد با سعادت امام زمان (عج)    

    میلاد با سعادت و نورانی یگانه منجی بشریت حضرت صاحب الزمان، امام مهدی (عج) بر عموم شیعیان و عاشقان حضرتش مبارک باد.

    به این غبار، نگاهی که آفتاب شود
    بسوز قلبِ مرا، کز غمت مُذابّ شود

    دوباره رویِ تو را آسمانِ جمعه ندید
    کدام جمعه، جمالِ تو ماهتاب شود؟

    برای آمدنت، شب به شب دعا کردم
    اشاره کن به دعایم که مستجاب شود

    زمان به خاطرِ ما دیر دیر می‌گذرد
    برایِ خاطرِ تو کاش پُرشتاب شود

    امیدِ گریه، مرا هم صحابه‌ی خود کن
    که آسمانِ نگاهم پر از سحاب شود

    نباید اشکِ تو بر صورتِ زمین بچکد
    سرشکِ چشمِ تو بایست که گلاب شود

    من آمدم که سلامِ مرا جواب دهی
    سلام می‌کنم و وای اگر جواب شود

    اگر اجازه دهی روضه‌خوان شوم امشب
    که قلبِ سوخته‌ات بیشتر کباب شود

    برایِ کودکِ خود آب خواست، امّا حیف
    همین دلیل بر این شد، حسین آب شود

    بگویم از شررِ خنده‌های حرمله‌ای
    که پاسخِ شرر گریه‌ی رباب شود

    و شیرخواره پس از این زنیزه خواهد دید
    که دستِ مادرِ او بسته در طناب شود

    کلیدواژه ها: امام زمان, امام زمان،میلاد امام زمان،شعبان, شعبان
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 12:07:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      میلاد با سعادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان    

    میلاد با سعادت حضرت علی اکبر(ع) و روز جوان مبارک باد.

    در بیت حسین بن علی جشن وسرور است
    میلاد عزیزی زسراپرده ی نور است

     

    لیلا به شعف دست پدر داد پسر را
    از چهره ی مولا غم واندوه بدور است

     

    او اکبر اولاد علی نام حسین (ع)است
    برخلقت او خالق دادار فخور است

     

    با دیدن رویش همه در حال تحیر
    در چشم همه روی پیمبر به ظهور است

     

    آتیه نشان داد که آقا علی اکبر
    از حیث عمل در ره جدش به عبور است

     

    از قول معاویه شده ثبت به تاریخ
    لایق به خلافت علی آن ماه فکور است

     

    تمرین اذان می کند از کودکی خویش
    در کرببلا صوت اذانش به وفور است

     

    روزی که به دنیا زده پا روز جوان است
    تبریک همه در طبق شادی وشور است

     

    تبریک بگو شیعه تو بر حضرت صاحب
    عیدی زسوی سرور ما اذن حضور است

     

    کلیدواژه ها: اکبر, روز جوان, علی, علی اکبر, میلاد حضرت علی اکبر(ع)
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [شنبه 1397-02-08] [ 10:36:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حدیث درباره حجاب    

    امام صادق  علیه السّلام  فرمودند:

     

    (روز قیامت) زن زیبا را که به خاطر زیبایی اش در فتنه افتاده است، و فریب زیبائی اش را خورده (و به بی حجابی و بی عفتی و گناه آلوده شده)، برای حساب می آورند. پس به خدا می گوید، خدایا، تو خود مرا زیبا خلق کردی و به سبب آن در فتنه افتادم. پس حضرت مریم سلام الله علیها  را حاضر می کنند و ندا داده می شود: آیا تو زیباتری یا مریم؟ ما او را در نهایت زیبائی آفریدیم، امّا او گناه نکرد.

     

    بحارالانوار، ج ۱۲، ص ۲۴۱

     

    کلیدواژه ها: امام صادق, حجاب, حدیث
    موضوعات: حدیث  لینک ثابت  [ 10:30:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دعای سریع الاجابه اسم اعظم    

    سید علیخان شیرازی در کتاب «کلم ط»

     

    ب» نقل فرموده: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او «الله» و اختتام او «هو» است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی 11 بار ورد خود قرار بدهد، هر آینه هر امر مهم جزئی و کلی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمی گیرد:

     

    «الله لا إله إلا هو الحی القیوم…» تا آخر آیه الکرسی

     

    «الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …»

     

    «الله لا إله ان هو لیجمعنکم …»

     

    «الله لا إله ان هو له الاسماء…»

     

    «الله لا إله الا هو و علی إلله…

     

     

    کلیدواژه ها: دعا, دعای اسم اعظم, دعای سریع الاجابه
    موضوعات: دعاهای واردشده از اهل بیت(ع)  لینک ثابت [پنجشنبه 1397-02-06] [ 10:09:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      راهکارهای بیست و شش گانه ترویج فرهنگ حجاب    

    راهکارهای بیست و شش گانه ترویج فرهنگ حجاب

    1-رفع اشکالات قانونی در نحوه تولید، توزیع و عرضه پوشاک داخلی و خارجی؛

    2-حمایت مادی و معنوی از آثار فرهنگی – هنری همانند تسریع در صدور مجوّز، ارائه یارانه و تشویق تولیدکنندگان آثار فرهنگی و هنرمندانی که راهکارهای تازه و جذاب در راستای توسعه فرهنگ عفاف ارائه می کنند؛

    3-استفاده از ظرفیت سازمان های فرهنگی غیر دولتی و خصوصی برای ترویج فرهنگ عفاف و حجاب؛

    4-نظارت بر تشکل های هنری – مردمی، نمایشگاه ها و محافل هنری عمومی مانند کنسرت ها و نمایشگاه ها در جهت رعایت فرهنگ عفاف و حجاب؛

    5-تهیه فیلم های سینمایی در مورد تاریخچه کشف حجاب در ایران و بررسی تاریخی علل و عوامل آن، به ویژه قیام مردم مشهد در سال 1314 علیه کشف حجاب رضا خانی؛

    6-کنترل اماکن تجاری عمومی شامل فروشگاه ها، مجتمع های تجاری و آرایشگاه ها از نظر پوشش و بد حجابی؛

    7-به تصویر کشیدن زنان تحصیل کرده، ممتاز و متعهد و با حجاب در فیلم ها و مجموعه های هنری و پرهیز از نشان دادن آن ها در نقش ها و شخصیت های عامه و کم سواد و نیز به تصویر کشیدن چهره بانوان محجبه کشورهای خارجی در زمینه های مختلف فرهنگی، هنری، اجتماعی و سیاسی از طریق برنامه های تلویزیون و تهیه فیلم از زندگی آنها؛

    8-نشان دادن اثرات منفی فرهنگ مبتذل و غیر اخلاقی غرب در زندگی اجتماعی و خانوادگی و احساس نا امنی و بحران های روانی و شغلی و اجتماعی و مقایسه آن با وضعیت مثبت زنان در ایران به منظور نشان دادن احساس رضایت خاطر زنان ایرانی از فرهنگ دینی – بومی و ملی خویش؛

    9-انعکاس آثار منفی استفاده از فیلم ها و نوارهای مبتذل، شرکت در پارتی های مختلط و خلاف اخلاق و حضور در گروه های منحرف بر زندگی فردی و اجتماعی از طریق برنامه های تولیدی صدا و سیما، منابر و خُطبا، معلمان و مربیان؛

    10-شناسایی و اعلام حدود و ضوابط قانونی عفاف و ملاک های مشخص شرعی و قانونی بدحجابی در جامعه به منظور تشخیص مصادیق آن؛11-اهتمام بیشتر به برخورد قانونی و در عین حال محترمانه با هنجارشکنان؛

    12-گسترش فرهنگ عمومی امر به معروف و نهی از منکرِ گفتاری در مورد رعایت پوشش مناسب در اماکن عمومی؛

    13-برخورد قانونی با مانکن ها، زنان بد سابقه، باندهای فساد و فحشا، محافل و پارتی های ضد اخلاق؛

    14-آموزش، ساماندهی و به کارگیری نیروهای آگاه از زنان برای نظارت بر رعایت حجاب و پوشش در اجتماع با رعایت حریم و حرمت شخصی افراد؛

    15-تلاش فرهنگی برای تبدیل فرهنگ عفاف و حجاب به یک مطالبه جدی و گسترده از سوی قشر زنان و دختران و خانواده ها؛

    16-فراهم کردن عرصه های مناسب برای خودنمایی مشروع و ابراز زیبایی ها و شایستگی های ظاهری در زنان و دختران در فضاهای خانوادگی، مهمانی های دوستانه از طریق فرهنگ سازی و…؛

    17-مَحرَم سازی محیط های آموزشی و پرورشی به منظور ایجاد زمینه بروز نیازهای دختران و تبرّج های مجاز به منظور جلوگیری از خودنمایی های آنها در مجامع عمومی؛

    18-گسترش مراکز اختصاصی ورزش و تفریح بانوان به منظور گذراندن اوقات فراغت و فضاسازی مناسب برای برخورداری زنان از آزادی عمل در رعایت حجاب؛

    19-آسان کردن ازدواج سالم و موفق؛

    20-یکسان سازی و استاندارد کردن معیارهای دینی و فرهنگ اجتماعی درباره حجاب؛

    21-تأکید بر مفهوم پیش نیاز حجاب که “حیاء” باشد و فراهم کردن ساز و کارها و زمینه های علمی و عملی تحقق آن؛

    22-اجتناب از افراط و تفریط در عرصه نظر یا عمل در مقوله حجاب؛

    23-کنترل، مراقبت، پیگیری  و تذکر به کارمندان اداری در سازمان ها و دستگاه ها که مقیّد به حجاب و عفاف نیستند؛

    24-تحلیل سوء استفاده های اقتصادی و سیاسی از زن در غرب و غارت پیکر زن برای فروش کالاهای خویش؛

    25-تولید چادرهای راحت، جالب و در عین حال اسلامی و ارزان کردن بهای چادر؛

    26-پرهیز از اصرار بر حجاب برتر، بلکه تأکید بر حجاب حداقلی به گونه ای که نظر شرع و کارکردهای حجاب تأمین شود.

    حجت الاسلام دکتر مرویان حسینی

    کلیدواژه ها: ترویج فرهنگ حجاب, حجاب, راهکار, راهکارهای ترویج فرهنگ حجاب, فرهنگ
    موضوعات: حجاب, رابطه حجاب با آزادی  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-02-05] [ 03:14:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      داستان زیبا درباره دختر چادری و رفیق امام حسین(ع)    

    ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﻧﺪﻳﺪ

    ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺯﻳﺒﺎﺳﺖ

    ﺣﺠﺖ ﺍﻻﺳﻼﻡ ﺩﺍﻧﺸﻤﻨﺪ : ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﯿﺶ ﺗﻮﯼ ﺗﻬﺮﺍﻥ، ﺗﻮﯼ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ، ﯾﻪ ﺟﻮﻭﻧﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺳﯽ ﺳﺎﻟﺶ بود .

    ﮔﻔﺖ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ.

    ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﻨﻮﯾﺲ،

    ﮔﻔﺖ: ﻧﻮﺷﺘﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ.

    ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻮ ﻗﺒﻮﻝ ﺩﺍﺭﯼ؟

    ﮔﻔﺖ: ﺁﺭﻩ.

    ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﺟﻮﻭﻧﺎ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺘﻮﻧﻪ ﺣﺮﻓﺸﻮ ﺑﻨﻮﯾﺴﻪ ﺑﻌﺪﺷﻢ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﮕﻪ . ﯾﮏ ﻭ ﺩﻭ ﻭ ﺳﻪ ﻭ ﭼﻬﺎﺭ ﮐﻦ ﻭ ﺑﻨﻮﯾﺲ .

    ﮔﻔﺖ: ﺑﺎﺷﻪ.

    ﻓﺮﺩﺍﺷﺐ ﮐﻪ ﺍﻭﻣﺪﯾﻢ، ﯾﻪ ﻧﺎﻣﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﻪ ﻣﺎ، ﻣﻦ ﺑﺮﺩﻡ ﺧﻮﻧﻪ، ﻧﺎﻣﻪ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﻧﺪﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻮﻧﯿﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺩﻧﺒﺎﻟﺶ ﻣﯿﮕﺸﺘﻢ . ﻓﺮﺩﺍﺷﺐ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ: ﭼﯽ ﺷﺪ؟ ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﻧﻮﮐﺮﺗﻮﻧﻢ، ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﺻﺤﺒﺖ ﮐﻨﻢ .

    ﻭﻋﺪﻩ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ : ﻣﻨﻮ ﭼﺠﻮﺭﯼ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ ﺷﻤﺎ؟

    ﮔﻔﺘﻢ: ﻣﻦ ﻧﻪ ﺭﻣﺎﻟﻢ ﻧﻪ ﺟﺎﺩﻭﮔﺮﻡ ﭼﯽ ﺑﮕﻢ؟

    ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﻇﺎﻫﺮﯼ،

    ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﭽﻪ ﻫﯿﺌﺘﯽ ﺯﺩ ﺯﯾﺮ ﮔﺮﯾﻪ ﮔﻔﺖ : ﺧﺎﮎ ﺗﻮ ﺳﺮ ﻣﻦ ﮐﻨﻨﺪ، ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﺑﺪﻭﻧﯽ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺟﻨﺎﯾﺎﺗﯽ ﮐﺮﺩﻡ، ﭼﻪ ﮔﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﺮﺩﻡ. ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺏ ﺧﻮﺑﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺑﮕﻢ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﮐﺘﮏ ﺯﺩﻡ، ﭘﺪﺭﻣﻮ ﺯﺩﻡ، ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺮﻕ ﻭ ﺷﺮﺍﺏ ﻭ ﮐﺎﺭﺍﯼ ﺩﯾﮕﻪ ﺷﻮ، ﺩﯾﮕﻪ …

    ﮔﻔﺘﻢ: ﭘﺲ ﺍﻵﻥ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ!!!!!

    ﮔﻔﺖ: ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﮔﺮﻓﺖ ﮔﻔﺖ: ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻣﻦ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ، ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟

    ﮔﻔﺘﻢ: ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟

    ﮔﻔﺖ: ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﮕﻦ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻟﯿﺸﻪ، ﻧﻪ ﻣﮑﺎﻥ، ﻧﻪ ﺷﺐ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺣﺎﻟﯿﺸﻪ، ﻧﻪ ﺗﻮ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ، ﻧﻪ ﻣﮑﺎﻥ ﻣﯿﻔﻬﻤﻪ ﻣﻦ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩﻡ،ﯾﻪ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺠﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺭﻓﯿﻘﺎﻣﻮﻥ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﯾﻢ، ﻫﺮﮐﯽ ﻫﺮ ﮐﯽ ﺭﻭ ﺟﻮﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﺧﻮﻧﻪ ﻣﺠﺮﺩﯼ ﺍﻭﻧﺠﺎ ﺭﺧﺘﺨﻮﺍﺏ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﻣﻌﺼﯿﺖ … ﺷﺐ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻫﺮﭼﯽ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﻡ ﺑﻪ ﺭﻓﯿﻘﺎﻡ، ﻫﯿﭽﮑﺪﻭﻡ ﺩﺭ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﻧﺒﻮﺩﻧﺪ،ﻧﻪ ﻧﻤﺎﺯﯼ، ﻧﻪ ﺣﺴﯿﻨﯽ، ﻫﯿﭽﯽ ﻣﺎﺷﯿﻨﻮ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﺮﻡ ﯾﻪ ﺳﺮﮐﯽ، ﭼﯽ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻦ؟ ﮔﺸﺘﯽ ﺑﺰﻧﻢ،ﺗﻮ ﺭﺍﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻤﯽ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ، ﺩﺧﺘﺮﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﺮﻓﺖ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺧﻼﺻﻪ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺟﻠﻮ ﻭ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻣﮑﺎﻓﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩ، ﻣﯿﺮﺳﻮﻧﻤﺖ ﻭ …. ـ ﺧﻼﺻﻪ، ﺑﺮﺩﻣﺶ ﺗﻮﯼ ﺍﻭﻥ ﺧﺎﻧﻪ ﯼ ﻣﺠﺮﺩﯼ،ﺍﯾﻨﻢ ﻣﺜﻞ ﺑﯿﺪ ﻣﯿﻠﺮﺯﯾﺪ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺑﺎﺑﺎ ﻣﮕﻪ ﺗﻮ ﻏﯿﺮﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ؟ ﺁﺧﻪ ﺷﺐ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍﺳﺖ !!! ﺑﯿﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﺣﯿﺎ ﮐﻦ ! ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺮﻭ ﺑﺎﺑﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﮐﯿﻪ؟ ﺗﻮﯼ ﮔﺮﯾﻪ ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﮔﻔﺘﺶ ﮐﻪ: ﺧﺠﺎﻟﺖ ﺑﮑﺶ ﻣﻦ ﺍﻭﻻﺩ ﺯﻫﺮﺍﻡ، ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺣﯿﺎ ﮐﻦ !!! ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭﻩ ﻧﯿﺴﺘﻢ، ﻣﻦ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ! ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻦ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺯﻫﺮﺍ ﻫﻢ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻢ، ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﯾﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﯿﺸﻨﺎﺳﻢ : ﺟﻮﺍﻧﯽ،

    ﺟﻮﺍﻧﯽ ﮐﺮﺩﻥ

    ﺟﻮﺍﻧﯽ، ﮔﻨﺎﻩ

    ﺟﻮﺍﻧﯽ، ﺷﻬﻮﺕ

    ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﻫﻢ ﻫﯿﭻ ﺣﺎﻟﯿﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﻤﻪ ﮔﻔﺖ: ﺗﻮ ﺍﮔﺮ ﻻﺕ ﻫﻢ ﻫﺴﺘﯽ، ﻏﯿﺮﺕ ﻻﺗﯽ ﺩﺍﺭﯼ ﯾﺎ ﻧﻪ؟

    ﮔﻔﺖ : ﭼﻄﻮﺭ؟ ﺧﻮﺩﺕ ﺩﺍﺭﯼ ﻣﯿﮕﯽ ﻣﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﺗﺎ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﭘﺮ ﮔﻨﺎﻫﻢ ، ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﺮﺩﯼ، ﺑﯿﺎ ﺍﻣﺸﺐ ﺭﻭ ﻣﺮﺩﻭﻧﮕﯽ ﻟﻮﺗﯽ ﻭﺍﺭ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺯﻫﺮﺍ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﮑﻦ، ﺍﮔﻪ ﺩﺳﺘﺘﻮ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺯﻫﺮﺍ ﻧﮕﺮﻓﺖ ﺑﺮﻭ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ ﺩﻟﺖ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﮑﻦ ﻣﺎ ﻏﯿﺮﺗﯽ ﺷﺪﯾﻢ،ﻟﺒﺎﺳﺎﻣﻮ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﯾﺎﻻ ﭼﺎﺩﺭﻭ ﺳﺮﺕ ﮐﻦ ﺑﺒﯿﻨﻢ، ﺍﻣﺸﺐ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﺍﯾﻦ ﺯﻫﺮﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﻨﻪ ﻣﺎﺭﻭ … ﯾﺎﻻ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺖ ﺑﺮﻩ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺍﺵ ﮐﺮﺩﻡ ﺍﺯ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﮐﻪ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺷﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ،ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭ ﮐﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺩﺭﻭ ﺯﺩ ﺑﻪ ﻫﻢ، ﺩﻡ ﺷﯿﺸﻪ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﺸﺎﺍﻟﻠﻪ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺩﺳﺘﺘﻮ ﺑﮕﯿﺮﻩ، ﺧﺪﺍ ﺧﯿﺮﺕ ﺑﺪﻩ ﺁﺑﺮﻭﯼ ﻣﻨﻮ ﻧﺒﺮﺩﯼ، ﺧﺪﺍ ﺧﯿﺮﺕ ﺑﺪﻩ … ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺣﺎﻻ ﺿﺪ ﺣﺎﻝ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ ﻭ …. ﺗﻮ ﺻﺤﺒﺖ ﻫﺎ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯿﺒﺮﺩﻣﺶ ﺗﺎ ﺩﻡ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ، ﻫﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﺩ، ﻣﻨﻢ ﻣﯿﺸﻨﯿﺪﻡ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻣﺎ ﺩﺍﺷﺖ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻔﺖ.

    ﻣﯿﮕﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﻪ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺳﯿﻠﯽ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﯿﺰﻧﯽ، ﺁﺧﻪ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻬﺪﯼ ﺭﻭ ﮐﺘﮏ ﻣﯿﺰﻧﯽ، ﻣﮕﻪ ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﯽ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﯾﻢ، ﺍﻣﺎﻡ ﺯﻣﺎﻥ ﺩﻟﺶ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ، ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻔﺖ،ﻣﻨﻢ ﺳﻔﺖ ﺭﺍﻧﻨﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﭘﯿﺎﺩﻩ ﮐﻪ ﺷﺪ ﺭﻓﺖ، ﺁﻣﺪﻡ ﺧﻮﻧﻪ ﺩﯾﺪﻡ ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﭘﺪﺭﻡ، ﺧﻮﺍﻫﺮﺍﻡ، ﺩﺍﺩﺍﺷﺎﻡ ﺍﯾﻨﺎ ﻫﻤﻪ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ،ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺎﻡ ﻓﻘﻂ ﻻﺕ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻧﻮ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺁﻧﻼﯾﻦ ﮐﺮﺑﻼ ﺭﺍ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺩﻭ ﺗﮑﻪ ﺷﺪﻩ، ﺗﮑﻪ ﯼ ﺭﺍﺳﺘﺶ ﺧﻮﺩ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﺤﺮﻣﯿﻦ ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺿﺮﯾﺤﻮ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ، ﺗﮑﻪ ﺩﻭﻣﺶ، ﻗﺴﻤﺖ ﺩﻭﻡ ﺻﻔﺤﻪ ﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﯾﻪ ﺗﻌﺰﯾﻪ ﻭ ﺷﺒﯿﻪ ﺧﻮﻧﯽ ﻧﺸﻮﻥ ﻣﯿﺪﺍﺩ، ﯾﻪ ﻣﺸﺖ ﻋﺮﺏ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﺑﯽ، ﺧﺸﻦ، ﺑﺎ ﭼﭙﯽ ﻫﺎﯼ ﻗﺮﻣﺰ، ﯾﻪ ﻣﺸﺖ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻋﺮﺑﯽ ﺳﺒﺰ، ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﻣﯿﺰﺩﻧﺪ ﻭ ﺭﻭ ﺧﺎﮐﻬﺎ ﻣﯿﮑﺸﻮﻧﺪﻧﺪ ﻣﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ، ﯾﺎﺩ ﺣﺮﻑ ﺍﯾﻦ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﻭﺍﺍﺍﺍﺍﺍﯼ ﯾﻪ ﻋﻤﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﺎﺯﯾﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﻣﻬﺪﯼ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﭘﺎﯼ ﺗﻠﻮﯾﺰﯾﻮﻥ ﺩﻟﻢ ﺷﮑﺴﺖ، ﮔﻔﺘﻢ ﺯﻫﺮﺍ ﺟﺎﻥ ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﯿﺮ ﺯﻫﺮﺍﺟﺎﻥ ﯾﻪ ﻋﻤﺮﻩ ﺩﺍﺭﻡ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﻢ، ﺩﺳﺖ ﻣﻨﻮ ﺑﮕﯿﺮ ﻣﻦ ﻣﯿﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﮔﻨﺎﻩ ﮐﻨﻢ، ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺴﯽ ﻫﻢ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻧﺒﻮﺩ، ﺩﯾﮕﻪ ﻫﺮﭼﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻫﺎﯼ ﭼﻨﺪ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺑﻐﺾ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ، ﺩﺍﺩ ﻣﯿﺰﺩﻡ، ﻋﺮﺑﺪﻩ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻡ، ﺧﺠﺎﻟﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﮑﺸﯿﺪﻡ ﺩﯾﮕﻪ، ﮐﺴﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﻧﺰﺩﯾﮑﺎﯼ ﺳﺤﺮ ﺑﻮﺩ، ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺍﺯ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺁﻣﺪﻧﺪ،ﺗﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺩﺭﻭ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩ، ﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ، ﺗﺎ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ،

    ﮔﻔﺖ : ﺭﺿﺎ ﺟﺎﻥ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ؟

    ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﻄﻮﺭ؟

    ﮔﻔﺖ: ﺑﻮﯼ ﺣﺴﯿﻦ ﻣﯿﺪﯼ! ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﺑﻮﯼ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻣﯿﺪﯼ، ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ؟ ﺍﻓﺘﺎﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ، ﮔﺮﯾﻪ …. ﺗﻮﺭﻭ ﺑﻪ ﺣﻖ ﺍﯾﻦ ﺷﺐ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﻣﻨﻮ ﺑﺒﺨﺶ،ﻣﻦ ﮐﺘﮏ ﺯﺩﻡ، ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﺎﺑﺎﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ، ﻣﺎﺩﺭﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ، ﺩﺍﺩﺍﺷﻬﺎ، ﺧﻮﺍﻫﺮﺍ … ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﻣﺎ، ﭘﺴﺮ ﻣﺎ، ﭘﺴﺮﻡ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺷﺪﻩ.

    ﺻﺒﺢ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ، ﺯﻧﺠﯿﺮﻭ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﭘﯿﺮﻫﻦ ﻣﺸﮑﯽ ﺭﻭ ﭘﻮﺷﯿﺪﻡ ﻭ ﺭﻓﺘﻢ ﺗﻮ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﺗﻮ ﺣﺴﯿﻨﯿﻪ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻢ، ﻣﯿﺸﻨﺎﺧﺘﻨﺪ، ﻣﯿﺪﻭﻧﺴﺘﻨﺪ ﻣﻦ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺍﯾﻨﺠﺎﻫﺎ ﻧﻤﯿﻮﻣﺪﻡ …ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺭﺋﯿﺲ ﻫﯿﺌﺖ ﺁﺩﻡ ﻋﺎﻗﻠﯿﻪ ﺁﻣﺪ ﻭ ﭘﯿﺸﻮﻧﯽ ﻣﺎﺭﻭ ﺑﻮﺳﯿﺪ ﻭ ﺑﻐﻠﻤﻮﻥ ﮐﺮﺩ ﻭ

    ﮔﻔﺖ: ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﺧﻮﺵ ﺁﻣﺪﯼ، ﻣﻨﺖ ﺳﺮ ﻣﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ.

    ﮔﻔﺖ: ﻣﻨﻢ ﻫﯽ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﻭ ﯾﺎﺩ ﺍﻭﻥ ﺳﯿﻠﯽ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻬﺪﯼ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﻫﯽ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﻣﯿﺰﺩﻡ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﮐﺘﮑﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺎ ﮔﻨﺎﻫﺎﻧﻢ ﺑﻪ ﻣﻬﺪﯼ ﺯﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﺟﻠﺴﻪ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺪ، ﻧﻬﺎﺭﻭ ﮐﻪ ﺧﻮﺭﺩﯾﻢ، ﺭﺋﯿﺲ ﻫﯿﺌﺖ ﻣﻨﻮ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ

    ﮔﻔﺖ: ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﻣﯿﺎﯼ ﮐﺮﺑﻼ؟

    ﮔﻔﺘﻢ: ﮐﺮﺑﻼ؟ !! ﻣﻦ؟ !!! ﻣﻦ ﭘﻮﻝ ﻧﺪﺍﺭﻡ!!!

    ﮔﻔﺖ ﻧﻮﮐﺮﺗﻢ، ﭘﻮﻝ ﯾﻌﻨﯽ ﭼﯽ؟ ﺧﻮﺩﻡ ﻣﯿﺒﺮﻣﺖ. ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺎﻩ ﺻﻔﺮ ﺗﻤﻮﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﯿﻦ ﺍﻟﺤﺮﻣﯿﻨﻢ ﺭﺋﯿﺲ ﻫﯿﺌﺖ ﺍﻭﻣﺪ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ: ﺁﻗﺎﺭﺿﺎ، ﺑﺮﯾﻢ ﺗﻮ ﺣﺮﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﺑﺮﯾﺪ ﻣﻦ ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗﯿﻘﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ ﺗﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ، ﺯﺩﻡ ﺗﻮ ﺻﻮﺭﺗﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺣﺴﯿﻦ ﺟﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﺑﺎ ﺩﻝ ﻣﻦ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﯽ؟ ﺯﻫﺮﺍﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺗﻮ ﻋﻤﺮﻡ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩﻡ، ﮐﺮﺑﻼﯾﯿﻢ ﮐﺮﺩﯼ؟ ﺑﯽ ﺑﯽ ﺟﺎﻥ ﺁﺩﻣﻢ ﮐﺮﺩﯼ؟

    ﺭﺋﯿﺲ ﻫﯿﺌﺖ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭﻩ، ﻣﮑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﯿﺒﺮﻩ. ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ: ﻣﯿﺎﯼ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺧﺪﻣﻪ ﺑﺮﯾﻢ ﻣﺪﯾﻨﻪ، ﮔﻔﺖ ﻫﻤﻪ ﮐﺎﺭﺍﺵ ﺑﺎ ﻣﻦ، ﻣﻦ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺧﺪﻣﻪ ﻫﺎﻡ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﻩ ﺧﻼﺻﻪ ﺁﻗﺎ ﭼﻨﺪﺭﻭﺯﻩ ﻭﯾﺰﺍﯼ ﻣﺎﺭﻭ ﮔﺮﻓﺖ، ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﺩﯾﺪﯾﻢ ﺍﯼ ﺑﺎﺑﺎ ﺳﺎﻝ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺸﺪﻩ ﺗﻮ ﻗﺒﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﻘﯿﻊ، ﭘﺎﯼ ﺑﺮﻫﻨﻪ، ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻗﺒﺮ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﯼ ﺯﻫﺮﺍ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﯿﮕﺮﺩﻡ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻡ: ﺯﻫﺮﺍ ﺟﺎﻥ، ﺑﯽ ﺑﯽ ﺟﺎﻥ، ﺑﺎ ﺩﻝ ﻣﻦ ﻣﯿﺨﻮﺍﯼ ﭼﮑﺎﺭ ﮐﻨﯽ؟ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺷﺐ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﺮﺩﻡ ﻫﻢ ﮐﺮﺑﻼﯾﯿﻢ ﮐﺮﺩﯼ ﻫﻢ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﺍﯼ؟ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺧﻼﺻﻪ ﮐﺎﺭ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﯿﺶ ﺍﻭﻣﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻓﯿﻘﺎﯼ ﺍﻭﻥ ﭼﻨﯿﻨﯽ ﺭﺍ ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﻭ ﺁﺑﺮﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﯾﻪ ﻣﺪﺗﯽ، ﺩﻭ ﺳﺎﻟﯽ ﮔﺬﺷﺖ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻫﻤﻪ ﯾﻪ ﻃﺮﻑ، ﺍﯾﻦ ﯾﻪ ﻗﺼﻪ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﯾﻪ ﻃﺮﻑ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﺎ ﮔﻔﺖ : ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﮐﺎﺭ ﺩﺍﺭﯼ، ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺍﺭﯼ، ﺣﺎﺟﯽ ﻫﻢ ﺷﺪﯼ، ﻣﮑﻪ ﻫﻢ ﺭﻓﺘﯽ، ﮐﺮﺑﻼﯾﯽ ﻫﻢ ﺷﺪﯼ، ﻧﻮﮐﺮ ﺍﻣﺎﻡ ﺣﺴﯿﻦ ﻫﻢ ﺷﺪﯼ، ﺁﺑﺮﻭ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯼ، ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﯼ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﺮﺍﺕ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ؟

    ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﺮﯾﻢ ﻣﺎﺩﺭ، ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮ ﻧﺠﯿﺐ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻦ ﺭﻓﺘﻨﺪ.

    ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﯾﻪ ﺩﺧﺘﺮﯼ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﺧﺘﺮ ﻣﻮﻣﻨﻪ ﻭ ﺧﻮﺑﯿﻪ ﻭ ﺍﯾﻨﻬﺎﺳﺖ، ﺧﻼﺻﻪ ﺭﻓﺘﯿﻢ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﭘﺪﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺗﺤﻘﯿﻘﺎﺗﺸﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ .

    ﭼﻘﺪﺭ ﺧﻮﺑﻪ ﺩﺧﺘﺮﺩﺍﺭﻫﺎ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﻮﻫﺮ ﺑﺪﻥ، ﺑﺎﺭﯾﮑﻼ ﻣﻨﻮ ﺑﺮﺩ ﺗﻮﯼ ﯾﻪ ﺍﺗﺎﻕ ﻭ ﺩﺭﻭ ﺑﺴﺖ ﻭ ﮔﻔﺖ:

    ﺑﺒﯿﻦ ﺭﺿﺎﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﮐﯽ ﻫﺴﺘﯽ . ﺍﻣﺎ ﺩﻭ ﺳﻪ ﺳﺎﻟﻪ ﻧﻮﮐﺮ ﺍﺑﯽ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺷﺪﯼ . ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﻪ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﭼﻪ ﺟﻨﺎﯾﺎﺕ ﻭ …. ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﯾﻨﺎﺭﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻢ، ﻭﻟﯽ ﻣﻦ ﯾﻪ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺩﺍﺭﻡ، ﭼﻮﻥ ﺑﺎ ﺣﺴﯿﻦ ﺁﺷﺘﯽ ﮐﺮﺩﯼ ﺩﺧﺘﺮﻣﻮ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ ﻧﻮﮐﺮﺗﻢ ﻫﺴﺘﻢ. ﻓﻘﻂ ﺟﺎﻥ ﺍﺑﯽ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﺯ ﺣﺴﯿﻦ ﺟﺪﺍ ﻧﺸﻮ . ﻫﻤﯿﻦ ﻃﻮﺭﯼ ﺑﻤﻮﻥ. ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻫﺎﺕ ﻧﺪﺍﺭﻡ . ﻣﻦ ﺣﺎﻻﺗﻮ ﻣﯿﺨﺮﻡ. ﻣﻦ ﺣﺎﻻ ﻧﻮﮐﺮﺗﻢ. ﻣﻨﻢ ﺑﻐﻠﺶ ﮐﺮﺩﻡ ﭘﺪﺭ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﺭﺍ،

    ﮔﻔﺘﻢ: ﺩﻋﺎ ﮐﻨﯿﺪ ﻣﺎ ﻧﻮﮐﺮ ﺑﻤﻮﻧﯿﻢ .

    ﮔﻔﺖ: ﺍﺯ ﻃﺮﻑ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻣﺎﻧﻌﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ، ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﭙﺴﻨﺪﻩ ﻭ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﻣﯿﺪﻭﻧﯿﺪ.

    ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﯼ ﺑﯿﺎﺭﻧﺪ . ﻣﺎ ﻫﻢ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﭘﺪﺭﻣﻮﻥ، ﺧﻮﺍﻫﺮﻣﻮﻥ، ﻣﺎﺩﺭﺭﻣﻮﻥ، ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻫﻤﻪ، ﻣﺎﺩﺭﺵ، ﺧﺎﻟﻪ ﺍﺵ، ﻋﻤﻪ ﺍﺵ، ﻣﻬﻤﻮﻧﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﯼ ﺑﻮﺩ ﺩﯾﮕﻪ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﯿﻨﯽ ﺭﺍ ﺁﻭﺭﺩ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﺟﻠﻮﯼ ﻣﺎ، ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ، ﯾﻪ ﻭﻗﺖ ﮔﻔﺖ: ﯾﺎ ﺯﻫﺮﺍ!!!!! ﺳﯿﻨﯽ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺶ ﻭﻝ ﺷﺪ ﻭ ﮔﺮﯾﻪ ﻭ ﺍﺯ ﺳﺎﻟﻦ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺧﻮﺭﺩ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ…

    ﻣﺎﺩﺭﺵ، ﺧﺎﻟﻪ ﺍﺵ، ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻦ، ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻣﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺯﯾﺮ ﺑﻐﻠﺸﻮ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﺮﺩﻧﺶ ﺗﻮﯼ ﺍﺗﺎﻕ ﻣﻦ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﺎﺝ ﺁﻗﺎ ﻓﻘﻂ ﺻﺪﺍﯼ ﺷﯿﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺑﻠﻨﺪﻩ ﻫﻤﻪ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﮐﻠﻤﻪ ﻣﯿﮕﻦ : ﯾﺎ ﺯﻫﺮﺍ!!! ﻣﻨﻢ ﺩﻟﻢ ﻣﺜﻞ ﺳﯿﺮ ﻭ ﺳﺮﮐﻪ ﻣﯿﺠﻮﺷﯿﺪ، ﭼﻪ ﺧﺒﺮﻩ ! ﻣﺎﺩﺭﻣﻮ ﺻﺪﺍ ﺯﺩﻡ، ﮔﻔﺘﻢ ﻣﺎﺩﺭ ﭼﯿﻪ؟ ﮔﻔﺖ ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﻋﺮﻭﺱ ﺧﺎﻧﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ؟ ﮔﻔﺘﻢ ﭼﯽ ﻣﯿﮕﻪ؟ ﮔﻔﺖ: ﻣﺎﺩﺭ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ …. ﺩﯾﺸﺐ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﻦ، ﻋﮑﺲ ﺍﯾﻦ ﭘﺴﺮ ﺷﻤﺎﺭﻭ ﻧﺸﻮﻧﻢ ﺩﺍﺩﻩ، ﮔﻔﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺗﺎﺯﮔﯿﺎ ﺑﺎ ﺣﺴﯿﻦ ﻣﻦ ﺭﻓﯿﻖ ﺷﺪﻩ …. ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻣﻦ ﺭﺩﺵ ﻧﮑﻦ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﯾﺸﺐ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﺳﻔﺎﺭﺷﺘﻮ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺟﻮﻭﻧﺎ ﺍﮔﺮ ﺭﻓﺎﻗﺖ ﮐﻨﯿﺪ، ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﮐﻨﯿﺪ،ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ (ﺱ)ﺁﺑﺮﻭﺗﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ، ﺩﻧﯿﺎﺗﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ، ﺁﺧﺮﺗﺘﻮﻥ ﻣﯿﺪﻩ

    یا زهرا مادر سادات

    منبع: دلنوشته های یک دختر چادری

    کلیدواژه ها: داستان, دلنوشته, دلنوشته های دختر چادری, رفیق امام حسین(ع), چادر
    موضوعات: داستان  لینک ثابت [سه شنبه 1397-02-04] [ 10:48:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد    

    چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد

    1-  امام على علیه السّلام فرموده اند : پوشیده و محفوظ داشتن زن مایه آسایش بیشتر و دوام زیبایى اوست . غرر الحکم(5820)

    2- امام صادق علیه السلام می فرمایند: حجاب زن برای طراوت و زیبایی اش مفیدتر می باشد. (المستدرک، ج5)

    3-  امیرالمومنین علیه السلام در وصیت خود به امام حسن مجتبی علیه السلام فرمود:«با پوشش و حجابی که برای همسرانت قرار می‌دهی، چشم آنان را از هوس و حرام بازمی‌داری، چرا که حجاب برای آنها ثبات بیشتری به ارمغان می آورد. از خروج بی‌حساب و بی‌رویه زنان جلوگیری کن، زیرا مفاسدی دارد؛ و اگر می‌توانی، کاری کن که همسرانت غیر از تو را نشناسند و با مردان رفت و آمد نداشته باشند

    4- حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که: روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد. رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟» فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند

    5- رسول خدا(ص) از حضرت جبرئیل(ع) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند؟ جبرئیل فرمود: بله. (یکی از آنجاهایی که فرشتگان می‌خندند) زمانی است که زن بی‌حجابی و بدحجابی می‌میرد، و بستگان او را در قبر می‌گذارند و روی آن زن را با خشت و خاک می‌پوشانند تا بدنش دیده نشود. فرشتگان می‌خندند و می‌گویند: تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هر کسی را تحریک می‌کرد و به گناه می‌انداخت(پدر و برادر و شوهرش و…از خود غیرت نشان ندادند) و او را نپوشاندند، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می‌پوشانند.

    6-  در یک روز بارانی حضرت علی(علیه‌السلام) با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در بقیع بودند که زنی سوار بر الاغ از آن‌جا عبور می‌کرد. ناگهان پای الاغ در چاله‌ای فرو رفت و زن از بالای آن به زیر افتاد. رسول خدا به سرعت روی خود را برگرداند. حاضران به رسول خدا گفتند این زن شلوار به تن دارد. حضرت سه بار فرمود: خداوند زنان شلوار پوش را رحمت کند. سپس فرمودند: ای مردم! شلوار را به عنوان پوشش برگزینید؛ چرا که از پوشاننده‌ترین لباس‌های شماست‌. و به‌وسیله‌ی آن از زنان خود به هنگام خروج آنان از منزل محافظت کنید. (البته باید توجه داشت که پیامبر، شلوار را به عنوان مکمل پوشش مطرح کردند، نه جایگزین پوشش!)

    7- پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.

    8- رسول خدا(ص) فرمودند:سه گروه، هرگز داخل بهشت نمی‌شوند :1- زنی که خود را درلباس وحرکات وامور دیگر شبیه مرد سازد  و…

    9- امام علی علیه السلام می فرماید: بهترین لباس ؛ لباسی است که تو را از خدا به خود مشغول نسازد.

    10-  در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود

    11- پیامبر می فرمایند:خداوند شما را از عریان شدن نهی کرده است پس شرم کنید از فرشتگانی که همراه شما هستند همان گرامیانی که از شما جدا نمی شوند مگر هنگام قضای حاجت و خلوت کردن با همسر

    12- از رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پرسیدند: آیا در تنهایی می‌توانیم کشف عورت کنیم؟ حضرت جواب دادند: خداوند بیش از مردم سزاوار است که از او شرم شود.( سنن ابن ماجه )

    13- رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله)فرمودند: خداوند شما را از عریان شدن بازداشته است؛(بحار الانوار ج. 56) لذا از عریان شدن بپرهیزید.( سنن الترمذی )

    14- حضرت علی(علیه‌السلام) می فرمایند: وقتی کسی عریان شود، شیطان به او نظر می‌اندازد و در او طمع می کند؛ پس خود را بپوشانید.( تهذیب )

    15- پیامبر سه بار فرمود :خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاننده ترین جامه‌‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید

    16- پیامبر فرمود: صیانت زن او را شادابتر و زیبایى‏اش را پایدارتر مى‏کند

    17- پیامبر فرمود: غذائی بخور که خود می پسندی ولی لباسی بپوش که مردم می پسندند

    18- در روایت است که برای پیامبر چند قواره پارچه آوردند پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن و قسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.( سنن أبی داود، ج 2)

    19- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند: هلاکت زنان امت من در دو چیز است: «طلا و لباس نازک‌‌».( شیخ مفید، امالی).

    20- حضرت علی(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک باشد، دینش نازک است.

    21- اسماء دختر ابوبکر و خواهر عایشه به خانه پیغمبراکرم(ص) آمد درحالی که جامه‌های نازک و بدن نما پوشیده بود.رسول اکرم(ص)روی خویشرا ازوی برگرداند و فرمود:ای اسماء همین که زن به حد بلوغ رسید سزاوار نیست چیزی از بدن او دیده شود مگر ازمچ دست به پایین و صورتش. (الدرالمنثورج 5)

    22- رسول خدا(ص) وضعیت دوران ما را از قبل پیش ‌بینی می‌کنند: در آخر امت من، مرد نماهایی هستند که سوار بر وسایل نقلیه خود، بر در مساجد پیاده می‌شوند. زنان اینان، پوشیده‌هایی برهنه‌اند که موهایشان برآمده است. این‌ها زنان نفرین‌شده‌اند. ( المحاسن، ج1)

    23- رسول خدا(ص)  می‌فرماید: برای زن جایز نیست مچ پایش را برای مرد نامحرم آشکار سازد و اگر مرتکب چنین عملی شد اول اینکه: خداوند سبحان همیشه او را لعنت می‌کند. دوم اینکه: دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می‌شود. سوم اینکه: فرشتگان الهی هم او را لعنت می‌کنند. چهارم: عذاب دردناکی برای او در روز قیامت آماده شده است.هر زنی که به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشکار نمی‌کند و همچنین موی سر و مچ پای خود را نمایان نمی‌سازد و هر زنی که این کارها را برای غیرشوهرش انجام دهد دین خود را فاسد کرده و خداوند را نسیت به خود خشمگین کرده است.

    24- رسول خدا (صلی الله علیه واله) فرمودند:1- زر و زیور خود را در منظر و دیدگاه غیرشوهر مگذار و در غیاب شوهر خود را خوشبو مکن و مچ پا را نشان مده اگر چنین کنید دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده اید.

    25- پیامبر اکرم(ص)زنان را از پوشیدن لباس‌های توجه برانگیز بر حذر می‌داشتند.

    26- امام صادق(ع) به یکی ازخواهران محمدبن ابی‌عمیر فرمود : وقتی که به دیدار برادرت رفتی لباسهای رنگارنگ و تحریک‌آمیز برتن نکن.

    27- رسول حق (ص) به حولا فرمود :روسرى خود را که جلب نظر مى کند نشان مده اگر چنین کنی دینتان را تباه و خدا را به خشم آورده ای.

    28- امام رضا (ع):هر کس لباس بپوشد تا مباهات و جلوه گری کند خدا رحمتش را از او باز می دارد .(همراه با نماز)

    29- پیامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.

    30- فضیل بن یسار می گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم که آیا ساعد های زن از قسمتهائی است که باید از غیر محارم بپوشاند ؟ فرمود بلی و آنچه زیر روسری قرار می گیرد باید پوشیده شود همچنین از محل دستبند به بالا باید پوشیده شود . (کافی جلد 5 )

    31- نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار). (مجمع البحرین).

    32- عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند. ( جامع البیان، ج 9)

    33- امام صادق(ع) می‌فرمودند:«سزاوار نیست زن مسلمانی، لباسی بپوشد که بدن وی را نمی‌پوشاند»

    34- عبداللّه‏ بن‏عباس، مفسّر و شاگرد سرشناس امیرالمؤمنین علی(ع) گفته است:زن (باید) مو و سینه و دور گردن و زیر گلوی خود را بپوشاند.» ( مجمع البیان، ج7)

    35- از حدیث امام باقر استفاده می‌شود که محارم زن مانند برادر، پدر و … حق ندارند به همه جای زن بنگرند و زن نیز نباید بگذارد پایین‌تر از جای گردنبد و بالاتر از مچ دست آشکار گردد. چنین نیست که زن نزد محرمها، هر لباسی بپوشد و با هر آرایشی بیرون آید واندام خود را بنمایاند.

    36- یکی از اصحاب پیامبر می‌گوید روزی نشسته بودم و لباسم کنار رفت و ران پایم پیدا شد. پیامبر که در حال عبور بودند، به من گفتند: ران خود را بپوشان که جزء عورت است.( مسند احمد )(قابل توجه برخی آقایان)

    37- حضرت موسی(علیه‌السلام) آن‌قدر بر پوشیدگی خود محافظت می‌کرد که مردم می‌پنداشتند وی بیماری جسمانی دارد. رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) درباره‌ی او می‌فرمود: همانا موسی مردی باحیا و پوشیده بود که به دلیل حیایش، هیچ نقطه از بدن وی دیده نشد و لذا هنگامی که می‌خواست وارد آب شود تا بدنش وارد آب نمی‌شد، لباس خود را بیرون نمی‌آورد؛ در حالی که بنی‌اسرائیل حیا نمی‌کردند و در برابر هم برای شستشو برهنه می‌شدند و به یکدیگر نگاه می‌کردند.

    38- پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم هرگاه می‌خواستند غسل کنند، کسی به‌وسیله‌ی پرده ایشان را مستور می‌ساخت.

    39- امام صادق(علیه‌السلام) پوشیدگی شدید لقمان را از علل حکیم شدن وی می‌دانند. (قابل توجه کسانی که می گویند پوشش فقط برای زن است)

    40- پیامبر روزی یکی از کارگران خود را دید که در فضای باز غسل می‌کند. به وی فرمود: نمی‌بینم از خدایت شرم کرده باشی! مزدت را بگیر ما نیازی به تو نداریم. ( المصنف )

    کلیدواژه ها: حجاب, حدیث, زن, مرد, چهل حدیث در مورد حجاب زن و مرد
    موضوعات: حدیث  لینک ثابت [دوشنبه 1397-02-03] [ 09:02:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعر ولادت امام سجاد(ع)    

    از سکوتم صدا درست کنید

    ذکر یا ربنا درست کنید

    ببرید و بیاورید مرا

    بلکه از من گدا درست کنید

    در دلم گر بناست خانه کنید

    اول این خانه را درست کنید

    می شود سنگ دستتان بدهم

    می شود که طلا درست کنید

    هر چه میل شماست تسلیمیم

    یا خرابم و یا درست کنید

    فقر ما را کسی درست نکرد

    ای کریمان! شما درست کنید

    شد اگر شکر، اگر نشد یک وقت

    می نشینم تا درست کنید

    بعد از آن که مدینه ام بردید

    سفر کربلا درست کنید

    از لب ما دعا نمی افتد

    کربلا، کربلا نمی افتد

    این قبیله همه شبیه هم اند

    این کرم زاده ها چه با کرم اند

    چه نیازی ست تا بزرگ شوند

    در همان کودکی مسیح دم اند

    زنده ام می کنند مثل مسیح

    بر تن مرده ام اگر بدمند

    همه آماده ی بلا هستند

    جاده های عروج پیچ و خم اند

    عاشقان بیشتر پی نامند

    عاشقانی که عاشقند کم اند

    عاشقان در نگاه آل علی

    گر اسیرند باز محترم اند

    دختران قبیله های عرب

    خادم شهربانوی عجم اند

    عجمی کرده اند جانان را

    آبرو داده اند ایران را

    شاعر: مریم سقلاطونی

    کلیدواژه ها: امام سجاد علیه السلام, سجاد, شعر, شعر ولادت امام سجاد, ولادت
    موضوعات: شعر  لینک ثابت [یکشنبه 1397-02-02] [ 04:44:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      میلاد امام سجاد(ع)    

    محبوب حریم حق تعالا آمد
    تفسیر گر نور و تجلا آمد
    در فصل شکفتنشن سروشی می‌گفت
    سجاده نشین عرش اعلا آمد

    میلاد با سعادت چهارمین اختر آسمان امامت و ولایت،امام سجاد (ع)،زین العابدین بر عموم شیعیان جهان مبارک باد.

    با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد

    کلیدواژه ها: امام سجاد علیه السلام, تولد, سجاد, ماه شعبان, میلاد امام سجاد(ع)
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 04:29:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      راهکارهای مبارزه با بد حجابی و بی حجابی    

    راه های مبارزه با بدحجابی و بی حجابی

    1ـ تقویت اعتقادات و ایمان
    انسان ها باید همواره ایمان عمیق به خداوند داشته باشند. ایمانی كه با هیچ كدام از لذات دنیوی گسسته نگردد. در نتیجه زن، خودآرایی و خودنمایی را بسیار زشت تلقی كند و خود را در برابر این امور بزرگ ببیند.
    علی(علیه السّلام) فرمود: «المرءُ بایمانِهِ؛ شخصیت انسان در گرو باورهای مذهبی اوست.»(1)
    «و المؤمنُ بعمله؛ و ایمان انسان در عمل او جلوه گر است.»(2)
    چگونه كسی می تواند ادعا كند كه مسلمان است اما به اصول آن معتقد نباشد و آن را امری زاید و در حصار و بند كردن خود تلقی نماید؟!
    پس عالی ترین نقش در كیفیت زندگانی انسان، باورهای درست و ایمان است.

    2ـ احیای فرهنگ اصیل اسلامی
    احیای ارزش های اصیل اسلامی و شناساندن آن به زن مسلمان و تعقل در آن، نیز كشف راههای باوراندن بهتر آن به زن، از راههای مبارزه با بدحجابی است. وقتی زن مسلمان بداند آنچه كه اسلام به او عرضه كرده، ارزش است و به صلاح اوست، قلب و جان خود را از هر نوع آلودگی پیراسته می سازد و هنگامی ارزش والای خود را دریابد، هرگز تن خود را آراسته نكرده و ظاهر خود را فریبنده نمی كند و خود را در مقابل چشمان نامحرمان قرار نمی دهد.

    3ـ شناساندن الگوهای والا و برتر
    همان طور كه گفتیم الگو در ساختار روحی و رفتاری انسان، به ویژه زنان مؤثر است. زندگانی حضرت زهرا(سلام الله علیها) و فرزند گرانقدرش، پیام آور عاشورا، حضرت زینب كبرا و دیگر چهره های والای تاریخ گذشته و معاصر، باید به زنان نشان داده شود تا ببینند با حفظ عفاف و حجاب به چه مقاماتی می توانند دست یافته و هویت و شخصیت خود را حفظ كنند تا همانند این الگوهای گرانقدر گردند.

    4- کتب درسی

    قدم مؤثر و عملی دیگر در ترویج فرهنگ حجاب، گنجاندن مطالب مهم در زمینه حجاب پوشش و آموزش های لازم در این زمینه در کتب درسی دوره های ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان و دانشگاه می باشد. در عصر جدید کتب درسی یکی از مهم ترین ابزار برای معرفی و ترویج فرهنگ حجاب در جامعه می باشد و عدم برنامه ریزی و توجه دقیق به این بخش ممکن است در دراز مدت باعث فراموشی ارزش های والای اسلام و فرهنگ متعالی حجاب گردد.

    5- روزنامه ها و مجلات

    ابزار فرهنگی دیگری که می تواند در خدمت معرفی و ترویج فرهنگ حجاب در جامعه قرار بگیرد، روزنامه ها و مجلات می باشند. امروزه تقریباً اکثریت مردم جامعه به نحوی با روزنامه ها و مجلات سر و کار دارند و در آینده نقش روزنامه ها و مجلات افزون تر خواهد گردید. بنابراین ما می توانیم با برنامه ریزی درست، منسجم و هدفدار از این رسانه های گروهی برای آموزش مخاطبان خود استفاده نمائیم. البته ترویج فرهنگ حجاب می تواند در قالب شعر، داستان، طراحی، نقاشی و سایر اشکال دیگر باشد.

    6- تلویزیون

    امروزه تلویزیون در متن و بطن زندگی مردم قرار گرفته است و می شود گفت که تقریباً همه افراد جامعه از این رسانه عمومی به نحوی استفاده می کنند. مخاطبان تلویزیون یک گروه خاص و محدود نیستند، بلکه مخاطبش همه می باشند. پس بر مسئولین فرهنگی کشور، علی الخصوص صدا و سیما فرض است که با برنامه ریزی درست و واقع بینانه از این رسانه عمومی به نحو مطلوب و شایسته ای در جهت ترویج فرهنگ حجاب استفاده نمایند.

    7- رادیو

    رادیو ابزار دیگری است که مکمل کار تلویزیون در اشاعه و ترویج فرهنگ حجاب در جامعه است. تقریباً همه وسایل نقلیه با رادیو سر و کار دارند و طولانی بودن مسافرت ها و یا تردد در شهرها، الزامات روانی برای رانندگان و مسافران ایجاد می نماید که از رادیو برای رفع خستگی و تنوع استفاده نمایند.

    8- کتب و آثار نوشتاری

    بی شک اگر ما بخواهیم در اشاعه و گسترش فرهنگ حجاب موفق و پرکیفیت ظاهر شویم، باید کتب و آثار نوشتاری فراوانی در این مورد بنگاریم و در اختیار بانوان جامعه قرار دهیم. در بسیاری از موارد سستی ها و کم کاری های ما در این زمینه باعث می گردد که خدای ناکرده دشمن از موقعیت های مناسب استفاده نموده و آثار مخرب خود را گسترش داده و نسل جدید را به سمت و سویی که خود می خواهد سوق دهد.

    9- تابلوهای فرهنگی-آموزشی

    از جمله راهکارهای عملی و مؤثر برای ترویج فرهنگ حجاب در جامعه، در دنیای سراسر تبلیغات امروزی استفاده از تابلوهای فرهنگی - آموزشی می باشد. ما باید زمینه گسترش و ترویج حجاب را از هر سو مهیا نماییم و از تمامی جوانب به مردم اطلاعات داده و ارزش های واقعی را در مقابل چشمانشان قرار دهیم که یکی از این راه های مؤثر نصب تابلوهای فرهنگی - آموزشی در بزرگراه ها، چهار راه ها، میادین، نقاط پر تردد شهرها و مکان هایی از این قبیل می باشد.

    10- برگزاری مسابقات سراسری در زمینه حجاب و پوشش

    یکی از راهکارهای مبارزه با بد حجابی و بی حجابی در اجتماع برگزاری مسابقات سراسری در زمینه حجاب و پوشش است. اگر این مسابقات به صورت عملی برگزار شود و از افراد بی حجاب و یا بد حجاب خواسته شود تا بهترین پوشش، که نمونه یک زن مسلمان است را ارائه داده و در مقابل پوششی که استفاده کرده اند را به عنوان هدیه دریافت کنند تاثیر به سزایی در پیشبرد اهداف خواهد داشت.

    11- استفاده از نقاشی، طرح ها و آثار گرافیکی

    در این خصوص ما می توانیم طرح ها و آثار گرافیکی و یا نقاشی را برگزینیم. گاهی اوقات تأثیر و اثر یک طرح یا نقاشی به مراتب بیشتر از آثار نوشتاری و قلمی می باشد که این طرح ها علی الخصوص برای دانش آموزان و نوجوانان جذابیت بیشتری خواهد داشت.

    12- برگزاری مرتب فراخوانی مقالات

    از جمله راهکارهای مؤثر در اشاعه و ترویج فرهنگ حجاب و پوشش در جامعه برگزاری مرتب فراخوانی مقالات می باشد. برای اینکه در ترویج فرهنگ حجاب به راهکارهای بهتر و صحیح تر برسیم لازم است که دست نیاز به سوی تمامی مردم کشور دراز نمائیم و از آنان مدد بطلبیم، که یکی از این روش ها، برگزاری مرتب و مستمر فراخوان های مقالات در زمینه حجاب و پوشش اسلامی می باشد.

    13- نشست های مرتب و منظم بانیان ترویج فرهنگ حجاب در جامعه

    از جمله فواید بسیار مهم نشست های بانیان فرهنگ حجاب، تجزیه و تحلیل برنامه های اجرایی، بررسی کیفیت برنامه های اجرا شده، انتقال تجارب مسئولین بخش ها به یکدیگر، حل و رفع مشکلات و معضلات پیش آمده، هماهنگی، اتحاد و انسجام مسئولین در بخش های مختلف کشور با یکدیگر می باشد.

    14- نقش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان تبلیغات اسلامی

    بدون تردید بانیان سهیم در گسترش فرهنگ حجاب و پوشش دو نهاد مقدس ارشاد و تبلیغات اسلامی می باشند. جهت گیری های درست و منطقی این دو ارگان حساس می تواند زمینه های ترویج فرهنگ حجاب را گسترش بیشتری بدهد، این دو نهاد با امکانات متعدد فرهنگی که در اختیار دارند می توانند بستر سازی نموده و با چاپ آثار،پوستر، عکس ها، زندگی نامه ها و … گسترش فرهنگ حجاب را ارتقا بخشند .

    15- حوزه های علمیه و دانشگاه ها

    دو کانون حساس و بسیار مهم ارتقاء فرهنگ و دانش در جامعه، حوزه و دانشگاه می باشد، بانیان تبلیغ و هدایت از حوزه ها بر می خیزند و پرچمداران علم و دانش و تخصص از دانشگاه ها. اگر فرهنگ حجاب و پوشش دقیقاً به این دو قشر تجویز شود، به طور قطع آنان، فرهنگ را در جامعه گسترش داده در نتیجه کل جامعه مروج فرهنگ حجاب و پوشش خواهند شد .

    16- احیاء فریضه امر به معروف و نهی از منکر

    امر به معروف و نهی از منکر از فروعات بنیادین دین مقدس اسلام به شمار می رود و در جایگاه آن همین بس که در کنار عباداتی چون نماز، روزه، حج، زکات و … مطرح شده است. بسیاری از امامان و پیامبران الهی وظیفه اصلی خویش را در امر به معروف و نهی از منکر متمرکز نموده اند و برای اصلاح جوامع دوران خویش از هیچ تلاشی فروگذاری نمی کردند. چنانکه سالار شهیدان حسین (ع)، فلسفه قیام خویش را امر به معروف و نهی از منکر متمرکز معرفی نمود. ایشان در وصیت خود به برادرش محمد بن حنفیه مرقوم داشته اند:"من نه به دلیل خودخواهى یا خوشگذرانى یا فساد و یا ستمگرى از مدینه خارج مى‏شوم، بلکه هدفم اصلاح در امت جدم است و خواسته‏ام امر به معروف و نهى از منکر مى‏باشد. مى‏خواهم به سیره و قانون جدم و پدرم، على بن ابى طالب، عمل کنم. هر کس این حقیقت را از من بپذیرد راه خدا را پذیرفته است و هر که مرا رد کند، با صبر و استقامت راه خود را پی خواهم گرفت تا خدا میان من و افراد حکم کند که او بهترین داوران است".(3) گرایش و نهادینه شده این اصل می تواند در تحکیم فرهنگ حجاب در جامعه فوق العاده مؤثر باشد، اگر همه افراد جامعه به نوعی با روی گرداندن از افراد بی حجاب، نشان دهند که حرکت آنان مناسب نیست و همه افراد اجتماع نسبت به افراد محجبه احترام و منزلت قائل شوند، خود مروجان فرهنگ حجاب و پوشش در جامعه خواهند بود. «دیدن در برخورد با زن محجبه، یک طرفه است و طرف مقابل نمی تواند او را ببیند و زنی که دیده نمی شود، تسلیم نمی گردد وخود را عرضه نمی کند »(4) مطمئناً احیاء و اجرای دقیق فرضیه امر به معروف و نهی از منکر ترویج فرهنگ پوشش و حجاب را فوق العاده گسترش و استحکام خواهد بخشید.

    17- نقش خانواده ها در گسترش فرهنگ حجاب

    روانشناسان ثابت کرده اند که شخصیت و هویت کودک در مراحل اولیه در خانواده شکل می گیرد، کودک مانند مومی است که می شود هرگونه که خواست به آن حالت داد، بنابراین اگر والدین دوست دارند که دخترانی با حجاب و پوشش مناسب داشته باشند، باید بذرها و زمینه های آن را در کودکی استحکام بخشد و خود رعایت اصول و قواعد پوشش مناسب را در محیط خانواده بنمایند، چرا که الگوی کودک، والدین و اعضای خانواده می باشد. جداسازی اتاق خواب کودکان، رعایت مرزهای اخلاقی، بهره گیری از پوشش مناسب و اقداماتی از این قبیل می تواند در نهادینه کردن فرهنگ حجاب فوق العاده مؤثر باشد. و ما باید بدانیم که اگر خانواده در آموزش درست فرهنگ حجاب به فرزندان خود، تلاشگر باشد انشاء الله مشکلی تحت عنوان بی حجابی درآینده جامعه نخواهیم داشت. ولی اگر والدین اهمیتی به پوشش مناسب ندهند و خود اصول و قواعد پوشش مناسب را رعایت نکنند، بالطبع فرزندان نیز با الگو برداری از آنان، نمونه های رفتاری آنها را در خود پیاده می کنند و خود را شبیه والدین در الگوهای رفتاری می نمایند.

    18- آموزش در زمینه پوشش دینی مناسب

    باید پوشش دینی مناسب شان و منزلت بانوان به آنان تعلیم داده شود، که پوششی که پیشوایان دین، بانوان را به آنان امر می کردند چه خصوصیاتی دارد. یکی از ویژگی های پوشش دینی ضخامت آن است به گونه ای که پوست بدن از زیر آن پیدا نباشد، در غیر این صورت پوشش دینی محسوب نمی شود.

    با توجه به روایات از محضر امام صادق (ع) سوال شد: آیا بازوان زن هم جز زینت های ممنوع محسوب می گردد، که خداوند تبارک در قرآن فرموده است: زنان نباید آن ها را آشکار بکند؟ حضرت فرمودند: از صورت زن غیر از آن مقداری که مقنعه می پوشاند بقیه (اگر دیده شود) زینت ممنوع است و از دستان آن بالاتر از مچ زینت است.(5)

    امام صادق (ع) فرموده است : « مصلحت زن مسلمان نیست که روسری و پیراهن نازک بپوشد.»

    یکی دیگر از ویژگی های واجب پوشش دینی رعایت سادگی و پرهیز از زینت و زواید تحریک آمیز است. قرآن کریم از آشکار کردن هرگونه زینت که از جمله آنها لباس های زینتی است نهی فرموده است. ولایبدین زینتهن(6)« زن ها نباید زینت خود را آشکار سازند. »

    با توجه به این دستورات صریح الهی است که در اسلام لباس مهیج، لباس شهرت، لباس جنس مخالف و لباس دشمن اسلام حرام شده است.

    19- نقش و جایگاه مرد در ترویج فرهنگ حجاب

    مرد پاسدار زن و نگهبان کرامت ناموس است. در روایات اسلامی لزوم غیرت برای مردان تأکید شده و مردان غیور ستوده شده اند. غیرت مردان، استواری، فرازمندی، راستی، حراست پاک نگری و پاک کرداری است. حضرت علی (ع) فرموده اند :

    غیره الرجال ایمان« غیرت مرد و حراست او از ناموسش، ایمان است. »

    در روایتی از پیامبر (ص) نقل شده است که: « هر زنی که خود را بیاراید و خوشبو کند و از منزل خارج شود و شوهرش به این امر راضی باشد، خداوند متعال هر قدمی که بر می دارد برای شوهرش خانه ای در دوزخ بنا خواهد کرد».

    پیامبر اکرم (ص) نیز در مورد اهمیت غیرت مردان فرمود : « خداوند بینی هریک از مؤمنین را که غیرت نمی ورزند به خاک می مالد. » بنابراین مردان مؤمن می توانند با غیرت و جوانمردی اسلامی که پیشوایان دین، بدان سفارش نموده اند، با پاسداری از حریم خانواده و جامعه، گامی بلند در ترویج فرهنگ حجاب و پوشش بردارند.

    20- تشویق و معرفی خانواده های نمونه در حجاب

    از جمله اقدامات تشویقی - روانی مؤثر در ترویج فرهنگ حجاب معرفی خانواده های نمونه در حجاب می باشند. ما می توانیم با یک برنامه ریزی ساده و در عین حال دقیق و جامع، سالانه در هر شهر، استان و در انتها کشور خانواده هایی که از هر لحاظ پوشش و حجاب اسلامی را رعایت نموده و در سایر زمینه ها نیز موفق و پرتلاش بوده اند به جامعه معرفی نموده و از آنان تجلیل به عمل بیاوریم،

    21-آموزش و پرورش

    نقش اساسی آموزش و پرورش و در واقع معلمان در جهت تربیت افکار اصیل اسلامی دانش آموزان بر کسی پوشیده نیست. البته این یک جاده دو طرفه است، یعنی همان گونه که ما انتظار داریم معلمان در نقش آفرینی خود موفق باشند، می طلبد که آموزش و پرورش با برنامه ای منسجم و واقع بینانه در خصوص معلمان اقدام نماید. اول اینکه با حاکم نمودن یک فضای آرامش روحی روانی در بین معلمان، آنان را آماده تربیت کردن قشر آینده ساز مملکت کند و دیگر اینکه تا حد ممکن از لحاظ اقتصادی فضایی نسبی برای آنان به وجود آورد تا معلمان عزیز دغدغه ای جز تربیت صحیح دانش آموزان نداشته باشند. که متاسفانه این دوگانگی تاکنون ضربات سنگینی را به جامعه وارد ساخته و آنان را از وظیفه اصلی خود، که در اصل پرورش و آموزش است، تا حدود زیادی دور نموده که می طلبد در این زمینه مسئولین چاره اندیشی نمایند تا بیش از این شاهد عقب گرد نباشیم.

    22- تصویب قوانین و اجرای آن

    نهاد قانونگذاری می بایست قوانین مربوط به بی حجابی، که مخل نظم عمومی هستند را متناسب با وضعیت جامعه تصویب نماید و مجریان امر نیز نسبت به اجرای این قانون همت گذارده و در جهت تحقق این امر گام بردارند به گونه ای که با تصویب قانون همگان آشنایی کافی و وافی را نسبت به قوانین مدونه مربوط داشته باشند.

    23-نقش اساسی شورای عالی انقلاب فرهنگی

    شورای عالی انقلاب فرهنگی نقشی بی بدیل و مسئولیتی منحصر به فرد را در کشور داراست. از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی این شورا سکان هدایت فرهنگی نمودن بسیاری از ساختارهای انقلاب را بر دوش داشته است. لذا می طلبد که این شورا راهی جهت برون رفت از مشکلات فرهنگی موجود در جامعه و بالاخص مشکل بی حجابی ارائه نماید و از قدرت فرهنگی خود در جهت مبارزه و ریشه کن کردن این پدیده استفاده نماید. مصوبات این شورا در بسیاری از ساختارهای کشور تاثیر گذار است از آن جمله دانشگاهها، مدارس، حوزه های علمیه، دستگاههای دولتی و … که امید است این شورا با مصوبات قابل اجرا، بتواند حرکتی رو به جلو در جهت نهادینه کردن فرهنگ حجاب در کشور بردارد.

    در آخر باید گفت اصلاح انحراف همیشه سخت تر است از خود فرایند انحراف است چرا که انحراف و هوس رانی خود سراشیبی است و نیاز به زحمت ندارد انسان مهار (شناختی و …) خود را رها کند رفته است اما اصلاح سخت است و باید موانع آن را برطرف کرد و سعی و زحمت مبارزه با طاغوت، تهاجم فرهنگی شیطان و هوس را چند برابر کرد.

     

    پی نوشت ها:

     1) غررالحکم و دررالکلم، ج1، ص62.
    2) همان، ص61.

    3) عبدالرزاق، مقرّم، مقتل الحسين، چ قم، ص‏156،.
    4) فرانتس فانون، انقلاب الجزیره یا بررسی جامعه شناسی یک انقلاب، ترجمه نورعلي تابنده،تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1361، ص۱۴.
    5) کافی، ج 5، ص520، [برگرفته از کتاب سیمای حجاب و عفاف در آیات وروایات، احمد جلفائی، ص68]
    6)سوره نور، آیه31.
     

    منبع:دفتر فرهنگ دانشگاه اسلامی فسا

    کلیدواژه ها: بد حجابی, بی حجابی, راهکار, راهکارهای مبارزه با بدحجابی و بی حجابی, مبارزه
    موضوعات: رابطه حجاب با آزادی  لینک ثابت [شنبه 1397-02-01] [ 08:12:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعر میلاد حضرت عباس(ع)    

    مه شعبان شده ماهی به زمین آمده است
    روز چارم پسر ام بنین آمده است


    پدرش حیدر کرار زمیلادش شاد
    بر بنی هاشمیان ماه ترین آمده است


    نامش عباس شد ومعنی آن شیر دژم
    بین شیران عرب شیرترین آمده است


    جمله ذریه ی زهرا به رخش بوسه زنند
    یک برادربه همه یارومعین آمده است


    مادرش گفت برای همه اولاد بتول
    پسرم بهر غلامی به یقین آمده است


    مرتضی بوسه به دستش زد وگفتا بینم
    دست او کرببلا تقش زمین آمده است


    آمده تا که سپهدار حسینی بشود
    آن علمدار یل لشگر دین آمده است


    مادرش ام بنین درس وفایش داده
    اسوه براهل وفایان زمین آمده است


    آمده ساقی اطفال حسینش گردد
    آب در حسرت او چله نشین آمده است


    روز میلاد ابوالفضل  به بین الحرمین
    بهر دیدار عمو پرده نشین آمده است


    کف بزن خوب طلب کن سفر کرببلا
    باب حاجات همه در ثمین آمده است

    منبع: بیتوته

    کلیدواژه ها: تولد, شعر میلاد حضرت عباس(ع), عباس, علمدار, قمر بنی هاشم
    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 07:35:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      میلاد با سعادت حضرت عباس(ع)    

    بي شک خدا سرشته تو را از گل حسين
    سقاي با فضيلت و دريا دل حسين
    تو آمدی و روشنی روز و شب شدی
    از جنس نور بودی و زهرا نسب شدی

     

    میلاد با سعادت و نورانی قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس(ع) بر عاشقان و شیفتگانش مبارک باد.

    با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد

    کلیدواژه ها: عباس, علمدار کربلا, میلاد حضرت عباس (ع), کربلا
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 07:31:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  موضوعات  
    •  آرشیوها  
    •  آخرین نظرات