لُؤلُؤ مَکنون


فروردین 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

لُؤلُؤ مَکنون

این وبلاگ به نام بانوی کرامت و بزرگواری حضرت معصومه(س) ،به لُؤلُؤ مَکنون نام گذاری شده و در آن سعی شده به مسائل مهم امروز جامعه زنان از جمله :حجاب ،عفاف ،حدود آزادی زن،نحوه برخورد و معاشرت زن در اجتماع و ... پرداخت. اگر چه کتاب ها و مقالات زیادی در رابطه با آن به نگارش درآمده است ولی در این وبلاگ سعی می شود که خلا ها و مسائلی مطرح شود که مورد نیاز زن امروز بوده و شاید در کمتر کتابی به آن پرداخته شده است.تعریف کامل و جامعی از حجاب،عفاف و آزادی و مقایسه حجاب و آزادی از مهم ترین محورهای این وبلاگ میباشد. این وبلاگ برگ سبزی است تقدیم به ساحت مقدس و نورانی بانوی کرامت،حضرت معصومه (س) و تمام بانوان پاکدامن و با عفت سرزمینم ایران و تحفه ایست ناقابل تقدیم به ساحت پر برکت مولا و صاحب امرمان امام زمان(عج).باشد که مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.انشاءالله.

جستجو


موضوعات

  • همه
  • مناجات
  • سخنان رهبر در مورد حجاب و عفاف
  • زندگی نامه حضرت معصومه(س)
  • حجاب
  • آزادی
  • رابطه حجاب با آزادی
  • داستان
  • شعر
  • دلنوشته
  • حدیث
  • آیات قرآنی مربوط به حجاب
  • مناسبات
  • دعاهای واردشده از اهل بیت(ع)

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    اوقات شرعی

    اوقات شرعی

    ذکر ایام هفته

    ذکر روزهای هفته

    پخش زنده حرم ها

    پخش زنده حرم

    ساعت

    ساعت فلش مذهبی
     
       
      ولادت امام حسین علیه السلام    

    بوی گل های بهشتی ز فضا می آید

    عطر فردوس هم آغوش صبا می آید

    نوگل مصطفوی، زینب باغ علوی

    مظهر پنج تن آل عبا می آید

     

    ولادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام بر تمام شیعیان جهان و دوستداران آن حضرت مبارک باد.

    با ذکر صلوات بر محمد و آل محمد

     

     

    کلیدواژه ها: امام حسین, تبریک ولادت امام حسین, ولادت امام حسین
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [پنجشنبه 1397-01-30] [ 11:45:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دلنوشته حلول ماه شعبان    

    شعبان؛ ماه موعود

    ماه شعبان منه از دست قدح کین خورشید

    از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد

    رجب، آغاز سلوک است و شعبان نیمه راه و رمضان پایانه سیر. از این پس، شب های ما در جویبار نورِ ماهی تن می شوید که اشارت ها به دور پیاله شوق دارد. با «سجّاد» و «حسین» و «عبّاس» آغاز می شود، به آسمان موعود سر می کشد و دست در دست رمضان می گذارد.

    شگفتا از ماه خورشید وشی که آسمان ها در خود پروریده است. شگفتا از این روز فرخنده که به استقبال سجده و شهادت و جوانمردی می رود و هنوز این سه را بدرود نگفته است که در آغوش وعده یزدان می غلتد.

    این چه ماه دلربایی است که هر گاه آسمان بخت امّت احمدی را می نوازد، زمین، ولادتگاه سجّاد، حسین، عباس و موعود - علیهم السلام ـ می شود؟

    آفرین بر دست و بازوی دریایی تو که چنین گوهرانی را از ژرفای اقیانوس تقدیر، بیرون کشیدی و بر مصطبه امامت و نجابت نشاندی.

    شعبان را که بدرقه گوی رجب است و سلام گوی رمضان، دوست می داریم؛ زیرا خاک ما را چنان به افلاک نزدیک کرده است که گویی میان دست ما و ستارگان اقبال، فاصله ای بیش از چشم ما و تماشا نیست.

    منبع: ضیاء الصالحین

    کلیدواژه ها: دلنوشته, دلنوشته حلول ماه شعبان, ماه شعبان
    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-01-29] [ 04:00:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعرحلول ماه شعبان    

    حلول ماه شعبان

    ماه شعبان ، ماه خوبی‌ها رسید
    ماه فضل و رحمت و رضوان رسید
    بانگ آمد بر تمام خاکیان
    چون حسین آمد به دنیا
    نور اعلا هم رسید
    بعد از آن آمد به دنیا ابوالفضل با وفا
    در پی آن دو خوبان ، هم امام سجاد رسید
    در نهایت می‏رسد در ماه شعبان
    دو گل دیگر ز باغ رسول دو سرا
    هم علی اکبر این پرچمدار زیبای جوان
    هم گل نرگس زهرا، مهربان یار با وفا
    ماه شعبان ماه خوبی و صفاست
    در همه روزش ز مهر دنیای ما هم پر بهاست

    کلیدواژه ها: حلول ماه ذی الحجه ، کوثربلاگ, شعر, شعر حلول ماه شعبان, ماه شعبان
    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 03:47:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حلول ماه شعبان    

    عطر نفس بقیة الله آمد

    با جلوه سجاد، ابوالفضل و حسین

    یك ماه و سه خورشید در این ماه آمد

    طلوع ماه شعبان، ماه رسول خدا ( ص ) ، مطلع النور ، ماه آماده‏ سازی روح برای وارد شدن به ضیافت الله بر عموم شعبانیان مبارک‏ باد.

    کلیدواژه ها: حلول, حلول ماه شعبان, ماه شعبان
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 03:45:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      احادیث درباره فضیلت ماه شعبان    

    احادیث درباره فضیلت ماه شعبان؛

    رسول خدا (ص) فرمود : شعبان ماه من است و رمضان ماه خداست و آن بهار فقراست . خداوند قربانی کردن را قرار داد تا مساکین تان از گوشت سیر گردند پس آنها را اطعام کنید.
    فضایل ماه رجب ، شعبان رمضان ؛ صفحه ۵۵

    *

    *

    امام علی علیه السلام :

    رمضان ماه خدا و شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است.

    شرح فروع کافی ج ۴ ، ص 14

    کلیدواژه ها: احادیث, احادیث درباره فضیلت ماه شعبان, فضیلت, ماه شعبان
    موضوعات: حدیث  لینک ثابت  [ 03:33:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      29 فروردین روز ارتش جمهورس اسلامی ایران    

    ارتش جمهوری اسلامی ایران، پاسداری از استقلال و تمامیت ارضی و نظام جمهوری اسلامی کشور را بر عهده دارد. نامگذاری 29 فروردین هرسال به نام روز ارتش از ابتکارات امام خمینی(ره) بود. آن هم در شرایطی که ارتش جمهوری اسلامی با کارشکنی های مختلف داخلی و خارجی روبه رو بود.

    این روز را به تمام نیروهای غیور و قدرتمند ارتش جمهوری اسلامی ایران، خانواده های شهدا و جانبازان و ایثارگران عزیز تبریک عرض می نمایم.

    نوشته شده توسط ریحانه بهشتی

    کلیدواژه ها: ارتش, ایران, روز ارتش جمهوری اسلامی ایران
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 03:17:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      تفاوت مفهوم آزادی در غرب و اسلام    

    تفاوت مفهوم آزادی (دموکراسی) در غرب و اسلام

    در غرب، ریشه و منشأ آزادی را تمایلات و خواهشهای انسانی می دانند و آنجا که از اراده ی انسان سخن می گویند در واقع فرقی میان تمایل و اراده قائل نمی شوند. از نظر فلاسفه، غرب انسان موجودی است دارای یک سلسله خواستها و می خواهد که این چنین زندگی کند، همین تمایل، منشأ آزادی عمل اوخواهد بود. آنچه آزادی فرد را محدود می کند آزادی امیال دیگران است. هیچ ضابطه و چهارچوب دیگری نمی تواند آزادی انسان و تمایل او را محدود کند.

    آزادی به این معنی که مبنای دموکراسی غربی قرار گرفته است، در واقع نوعی حیوانیت رها شده است. اینکه انسان میلی و خواستی دارد و باید بر این اساس آزاد باشد، موجب تمیزی میان آزادی انسان و آزادی حیوان نمی شود. حال آنکه مسئله در مورد انسان این است که او در عین اینکه انسان است، حیوان است و در عین اینکه حیوان است، انسان است.

    آدمی یک سلسله استعدادهای مترقی و عالی دارد که ملاک انسانیت اوست. تفکر منطقی انسان- و نه هر چه که نامش تفکر است- تمایلات عالی او، نظیر تمایل به حقیقت جویی، تمایل به خیر اخلاقی، تمایل به جمال و زیبایی، تمایل به پرستش حق و … اینها از مختصات و ملاکهای انسانیت است. بشر به حکم اینکه در سرشت خود دو قطبی آفریده شده، یعنی موجودی متضاد است و به تعبیر قرآن مرکب از عقل و نفس، یا جان- جان علوی- و تن است، محال است که بتواند در هر دو قسمت وجودی خود از بی نهایت درجه آزادی برخوردار باشد. رهایی هر یک از دو قسمت عالی و سافل وجود انسان مساوی است با محدود شدن قسمت دیگر.

    اگر تمایلات انسان را ریشه و منشأ آزادی و دموکراسی بدانیم همان چیزی به وجود خواهد آمد که امروز در مهد دموکراسی های غربی شاهد آن هستیم. در این کشورها مبنای وضع قوانین در نهایت امر چیست؟ خواست اکثریت و بر همین مناسبت می بینیم همجنس بازی به حکم احترام به دموکراسی و نظر اکثریت، قانونی می شود.

    استدلال تصمیم گیرندگان و تصویب کنندگان قانون این است که چون اکثریت ملت ما در عمل نشان داده که با همجنس بازی موافق است، دموکراسی ایجاب می کند که این امر را به صورت یک قانون لازم الاجرا درآوریم اگر از اینها بپرسیم آیا برای انسان، صراط مستقیمی وجود دارد که او را به تکامل معنوی برساند، که قهراً اگر جواب مثبت باشد باید بپذیرند که برای دور نیفتادن از مسیر، هدایت و مراقبت لازم است، جواب منفی می دهند. یعنی اینها معتقدند که صراط مسقیمی وجود ندارد بلکه راه همانست که خود انسان آنگونه که می خواهد می رود این نظریه، تئوری معروف ملانصرالدین است که روزی سوارقاطر بود پرسیدند کجا می روی؟ گفت: هر جا که میل قاطر باشد. جامعه ی دارنده معیارهای دموکراسی غربی به کجا می رود؟ آنجا که میلها و خواستهای اکثریت ایجاب می کند.

    در نقطه ی مقابل این نوع دموکراسی و آزادی، دموکراسی اسلامی قرار دارد. دموکراسی اسلامی براساس آزادی انسان است اما این آزادی انسان، در آزادی شهوات خلاصه نمی شود.

    البته اسلام، دین ریاضت و مبارزه با شهوات به معنی کشتن شهوات، نیست. بلکه دین اداره کردن و تدبیر کردن و مسلط بودن بر شهوات است. این مطلب واضح تر از آن است که بخواهم در اطرافش توضیح بیشتری بدهم.

    کمال انسان در انسانیت و عواطف عالی و احساسات بلند اوست. اینکه می گوییم در اسلام دموکراسی وجود دارد به این معنا است که اسلام می خواهد آزادی واقعی- دربند کردن حیوانیت و رها ساختن انسانیت- به انسان بدهد.

    از دیدگاه اسلام، آزادی و دموکراسی براساس آن چیزی است که تکامل انسانی انسان ایجاب می کند؛ یعنی، آزادی، حق انسان بماهو انسان است، حق ناشی از استعدادهای انسانی انسان است، نه حق ناشی از میل افراد و تمایلات آنها.

    دموکراسی در اسلام یعنی انسانیت رها شده، حال آنکه این واژه در قاموس غرب معنای حیوانیت رها شده را متضمن است.

    منبع: پایگاه جامع استاد شهید مرتضی مطهری

     

    کلیدواژه ها: آزادی, تفاوت آزادی در غرب و اسلام, شهید مطهری
    موضوعات: آزادی  لینک ثابت [سه شنبه 1397-01-28] [ 09:36:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      علل گسترش بد حجابی    

    علل گسترش بدحجابی

    چرا بدحجابی در جامعه گسترش یافته است؟! علل آن چیست و چگونه می توان با آن مبارزه نمود؟

     

    1ـ تلاش استعمار در مبارزه با پوشش اسلامی
    حجاب، هویت و شخصیت زن مسلمان می باشد. حجاب جلوی فساد و فساداندیشی را می گیرد. زدودن حجاب از زن، با هدف هویت زدایی از زن مسلمان است، تا زن بیشتر در خدمت آمال و آرزوها و اهداف و هوس های سلطه جویان قرار گیرد. مبلّغان
    و بانیان بی حجابی در ایران، در این مورد معتقدند:
    «در مسئله بی حجابی زنان باید كوشش فوق العاده به عمل آوریم تا زنان مسلمان به بی حجابی و رها كردن چادر، مشتاق شوند. باید به استناد شواهد و دلایل تاریخی ثابت كنیم كه پوشیدگی زن از دوران بنی عباس متداول شده و مطلقا سنت اسلام نیست …».
    سپس تأكید می كند كه پس از زوال حجاب، مأموران جوانان را به سوی روابط ناپسند با زنان غیر مسلمان سوق دهند و آنان نیز بدون حجاب ظاهر شوند تا زنان مسلمان از آنان تقلید كنند.(1)
    طرح عمومی كشف حجاب در كشورهای اسلامی و حضور خانواده های رؤسای وابسته به نظام های استكباری به صورت نیمه عریان و استفاده از مدهای گوناگون و نمایش در انظار، نمونه ای از تلاش استعمار جهت پوشش زدایی برای رسیدن به اهداف یادشده بود.
    امام خمینی(ره) به انگیزه های استعمارگران و كشف این توطئه اشاره دارد، آنجا كه می نویسد:
    «ما می دانیم كه این سخنان برای كسانی كه با خیانتكاری و شهوت پرستی و آواز و نواز و رقص و هزار جور مظاهر فسوق و بی عفتی بار آمدند خیلی گران است. البته آنان كه تمدن و تعالی مملكت را به لُخت شدن زن ها در خیابان ها می دانند و به گفته بی خردانه خودشان با كشف حجاب، نصف جمعیت مملكت كارگر می شود، حاضر نیستند مملكت با طرز معقولانه و در زیر قانون خدا عمل و اداره شود. آنهایی كه این قدر قوه تمیز ندارند كه كلاه لگنی را كه پس مانده درندگان اروپاست، ترقی كشور می دانند، با آنها ما حرفی نداریم كه آنها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند و عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزدیده اند …».(2)
    اما بر خلاف تلاش های مذبوحانه استعمار، زنانی در سایه پوشش و عفاف به صحنه اجتماع آمدند تا با ستمگران مبارزه كنند، از جمله:
    «زینب پاشا، فرزند شیخ سلیمان، دهقان بی چیز، رهبر زنان تبریز، گروهی داشت با اسلحه های سرد و گرم در مجامع حاضر می شدند و مردم را به مبارزه تشویق می كرد. یك بار به جمع مردان گفت: اگر شما مردان جرئت ندارید جزای ستم پیشگان را كف دست شان بگذارید، اگر می ترسید كه دست غارتگران و دزدان را از مال و ناموس و وطن خود كوتاه كنید، چادر زنان را سرتان كنید و در كنج خانه بنشینید و دم از مردی و مردانگی نزنید. ما جای شما با استكبار می جنگیم.»(3)

     

    2ـ دگرگونی ارزش ها
    اسلام زن را در متن اجتماع به تلاش و كوشش خوانده اما با حُجب و رعایت پوشش اسلامی. اسلام حیا، وقار، متانت، شكوه گفتار و سلامت كردار را برای انسان ارزش دانسته است. اسلام، حجاب را جزئی از شخصیت زن تلقی می كند. وقتی این ارزش ها دگرگون شود و زن خودآرایی و نشان دادن زیبایی ها و خودنمایی را ارزش بداند، گرایش درونی به فسادآفرینی پیدا می كند.

     

    3ـ الگوهای نادرست
    انسان فطرتا الگوپذیر است. وی پیوسته به ارزش هایی باور دارد و می خواهد همواره از آنها الگو بسازد. مسئله الگو در اخلاق اسلامی و روانشناسی امروز جایگاه مهمی دارد. قرآن، پیامبر گرامی اسلام(ص) را به عنوان الگو و اسوه حسنه معرفی می نماید. پس انسان می خواهد خود را همانند الگوها سازد. قهرمان سازی و الگوآفرینی انحرافی برای زن در جهت زدودن هویت او، از برنامه های استعمار بوده است. این مسئله باید به طور جدی بررسی گردد.

     

    4ـ خلاءهای درونی
    انسان به سبب ناهنجاری های شخصیتی كه دارد، همواره سعی در جبران كمبودها می نماید. كمبودهای عاطفی در دوران خردسالی، گاه در بزرگسالی (اگر راهنمایان درستی نباشند) انسان را دچار بحران های عمیق عاطفی و شخصیتی می كند. با بررسی چگونگی برخورد دختران و زنان در مسئله پوشش به این نتیجه می رسیم كه برخی خودآرایی و خودنمایی را جزئی از شخصیت تلقی كرده و سعی در جایگزینی جاذبه های كاذب با آن را دارند.

     

    پی نوشت ها:

    1- قرة العین، درآمدی بر تاریخ بی حجابی در ایران، ص40.
    2- کشف الاسرار، ص224-223.
    3- جزوه سازمان امور استخدامی کشور، به نقل از کتاب زنان ایران در جنبش مشروطه، ص42.

    منبع: سایت تبیان

    کلیدواژه ها: استعمار, الگوی نادرست, بد حجابی, خلاء درونی, علل گسترش بدحجابی, پوشش
    موضوعات: رابطه حجاب با آزادی  لینک ثابت [دوشنبه 1397-01-27] [ 11:21:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      اشکالات وارد شده به رابطه حجاب و آزادی    

    اشکالات وارده شده به رابطه حجاب و آزادی

    طرفداران برهنگی و كشف حجاب، برای عدم پذیرش حجاب، دست به توجیه و استدلال می زنند و اشكالاتی مطرح كرده اند كه موجب تردیدهایی گشته است كه به طرح چند نمونه می پردازیم:
    1ـ برخی می گویند انسان چه زن و چه مرد، آزاد آفریده شده و آزادی، مفهوم مقدسی است كه همگان طرفدار آنند، ولی حجاب و پوشش اسلامی، دست و پا گیر بوده و زنان را منزوی و پرده نشین كرده، در نتیجه از مواهب آزادی محروم بوده اند. می گویند: خداوند در نهاد بشر غرایز بسیاری از جمله «غریزه جنسی» نهاده است، كه نباید آنها را سركوب كرد، بلكه باید با كمال آزادی، این غرایز را اشباع نمود و گر نه موجب عقده و بیماری های روانی در افراد می شود.
    ولی روشن است هر چیزی دارای حدی است. آیا انسان آزاد است كه غذای مسموم بخورد یا نصف شب طبل بزند و همسایه ها را بیدار نماید؟.
    قطعا آزادی دارای حد و مرز است. آزادی ای مقدس است كه موجب ضرر و زیان و سلب آزادی و آسایش دیگران نشود.
    2ـ می گویند: زنان نیمی از جامعه هستند و باید دوش به دوش مردان به كارهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و … بپردازند. صحیح نیست كه جامعه را از نیمی از نیروی انسانی خود محروم كرده و آنها را به انزوا كشید. حجاب عامل مهمی برای به انزوا كشیدن زنانی است كه نیمی از جامعه را تشكیل می دهند. حجاب دست و پا گیر بوده و زنان را از فعالیت های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و … باز می دارد.
    درست است كه زنان نیمی از اعضای فعال جامعه هستند و باید در تمام صحنه ها تلاش داشته باشند، ولی پوشش اسلامی (حجاب) در حدی كه آنان را از تلاش در صحنه های كار و فعالیت باز دارد، دست و پا گیر نیست، زیرا حجاب به معنی پرده نشینی نیست بلكه به معنی پوشش معقول است. زن می تواند با لباس های بلند و پوشش كامل اسلامی به تلاش برای زندگی بهتر بپردازد و در مواردی كه چادر لباس برتر و پوشش عالی تر است در صحنه ظاهر شود.
    3ـ می گویند: حجاب و پوشش زن، موجب فاصله انداختن میان زن و مرد شده، مردان را به زنان حریص تر می كند و آتش تمایلات آنها را شعله ورتر می كند چرا كه «الانسانُ حریصٌ علی ما مُنِعَ؛ انسان نسبت به چیزی كه از آن ممنوع شده، حریص است.»
    این اشكال، نوعی مغالطه است، چون پوشش در اسلام به معنی محرومیت زن و مرد از اشباع غریزه از راه صحیح نیست تا موجب عطش بیشتر و ناهنجاری گردد. اگر آنچه كه اسلام در مورد آسان گیری در ازدواج فرموده، اجرا شود، غریزه از راه صحیح اشباع شده و اشكالی پدید نمی آید.

    منبع:سایت تبیان

    کلیدواژه ها: آزادی, اشکال, حجاب, رابطه حجاب و آزادی, سلب آسایش
    موضوعات: رابطه حجاب با آزادی  لینک ثابت  [ 11:11:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      رابطه حجاب با اصل آزادی    

     

    رابطه حجاب با اصل آزادی

    برخی بر این گمان هستند كه حجاب موجب سلب حق آزادی كه حق طبیعی بشر است می شود و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود. آنها می گویند: احترام به حیثیت و شرف انسانی یكی از موارد اعلامیه جهانی حقوق بشر است. هر انسانی چه زن و چه مرد می تواند آزاد باشد، حال تابع هر مذهبی باشد.
    اجبار زنان به داشتن حجاب و محدود ساختن آنان، بی اعتنایی به حق آزادی ایشان و اهانت به حیثیت انسانی آن و در واقع ظلم فاحش به اوست! زن را اسیر و زندانی كردن به هیچ وجه نباید واقع شود و این ظلم است و باید از میان برود.

    پاسخ شبهه:
    دراسلام محبوس ساختن واسیر كردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یك وظیفه است كه بر عهده زن نهاده شده است كه در برخورد با نامحرم باید كیفیت خاصی از پوشیدن توسط زن مراعات شود. این وظیفه از جانب مرد به زن تحمیل نمی شود؛ همچنین با حیثیت و كرامت زن منافاتی ندارد؛ نیز تجاوز به حقوق او نیست و با حقوق طبیعی كه خدا برای زن مقرّر كرده، در تضاد نمی باشد.
    اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی، زن یا مرد را مقیّد سازد كه روش خاصی را در پیش بگیرند و طوری عمل كنند كه آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند، چنین مطلبی زندانی كردن یا بردگی نیست و منافی حیثیت زن و نفی آزادی وی نمی باشد. در كشورهای متمدن جهان نیز یك سری محدودیت ها وجود دارد مثلاً اگر مردی پا برهنه یا با لباس خواب از خانه خارج شود و حتی اگر با پیژامه بیرون آید، پلیس او را منع كرده و به عنوان عمل خلاف حیثیت اجتماعی وی را جلب و زندانی می كند.
    پس هنگامی كه مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد را ملزم می كند در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت كنند مثلاً با لباس كامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی است و نه زندانی كردن و نه ضد حیثیت انسانی است، چنان كه ظلم و ضد عقل نیست.
    پوشیده بودن زن در حدودی كه اسلام معین كرده، نه تنها موجب كاهش حیثیت اجتماعی او نیست بلكه موجب كرامت و احترام بیشتر زن می گردد زیرا او را از تعرض افراد فاقد اخلاق مصون نگه می دارد.
    شرافت زن اقتضا می كند هنگامی كه از خانه خارج می شود، متین و باوقار راه برود، نیز پوشش او به گونه ای باشد كه موجب تحریك و تهییج دیگران نشود و عملاً مرد را به انحراف دعوت نكند. نباید زن به سخن گفتنش آهنگ خاصی بدهد كه بیماردلان در او طمع كنند. اسلام به زنان می گوید دو مسئله را رعایت كنید تا ایمن باشید:
    1ـ پوشیده باشید.
    2ـ به گونه ای راه نروید و سخن نگویید كه تحریك آمیز باشد.(1)
    دستورها، به مصلحت زن است تا با امنیت بیشتر از خانه خارج شده و به آنجا برگردد.

    پی نوشت ها:
    1- حسین یزدی، آزادی از نگاه استاد مطهری، تهران: صدرا، 1379، ص248.

    منبع:سایت تبیان

    کلیدواژه ها: آزادی, حجاب, حق آزادی, رابطه حجاب با آزادی
    موضوعات: رابطه حجاب با آزادی  لینک ثابت [یکشنبه 1397-01-26] [ 06:24:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      گزیده سخنان امام خامنه ای به مناسبت ولادت حضرت فاطمه(س)    

     

     

    گزیده سخنان امام خامنه ای به مناسبت ولادت حضرت فاطمه(س)

    در آستانه‌ی ولادت باسعادت حضرت صدیقه‌ی کبرا فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها)، هزاران نفر از شاعران و ستایشگران اهل‌بیت (علیهم‌السلام) با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار و تعدادی از ستایشگران و نغمه‌سرایان اهل‌بیت (علیهم‌السلام) فضای حسینیه‌ی امام خمینی رحمه‌الله را به عطر مدایح و مناقب دخت گرامی پیامبر اسلام معطر کردند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این دیدار، مقامات معنوی و عظمت روحی حضرت فاطمه‌ی زهرا (علیهاالسلام) را خارج از فهم بشری دانستند و گفتند: مقام والای دختر پیامبر اعظم را باید از پروردگار و اولیاء الهی شنید و آموخت، همچنان‌که پیغمبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) در وصف آن بانو، تعبیر بلند برترین زنان اهل بهشت را بیان فرموده است و شیعه و سنّی بر صحت این روایت، اتفاق‌نظر دارند.

    ایشان با اشاره به نام‌گذاری روز ولادت حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها) به‌عنوان «روز زن»، زن را در منطق اسلامی برخوردار از یک چهارچوب کامل خواندند و افزودند: «زنِ اسلامی» موجودی است دارای ایمان، عفاف، رشد علمی و معنوی، اثرگذار در اجتماع، مدیر خانواده و مایه‌ی آرامش مرد و در کنار آن برخوردار از خصوصیات زنانگی مثل لطافت و آمادگی برای دریافت انوار الهی.

    رهبر انقلاب اسلامی، الگوی زن اسلامی را زنان بزرگی همچون حضرت فاطمه‌ی زهرا و حضرت خدیجه‌ی کبرا دانستند و گفتند: در مقابل الگوی اسلامی، الگوی انحرافی زن غربی وجود دارد که به‌جای همه‌ی خصوصیات برجسته و ممتاز زن اسلامی، شاخصه‌هایی همچون برهنگی و جلب نظر و التذاذ مردان را در خود دارد.

    ایشان، ملزم بودن مردان به پوشیدن لباس کامل و تشویق زنان به برهنگی هرچه بیشتر در مجالس رسمی غرب را نمونه‌ای از سوق دادن زن غربی به ولنگاری و بی‌بندوباری برشمردند و افزودند: امروز زن غربی مظهر مصرف، آرایش، جلوه‌گری مقابل مردان و وسیله‌ی هیجان جنسی است.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، طرح مسائلی همچون «عدالت جنسیتی» در سخنان غربی‌ها را ظاهری و مسئله‌ای خالی از واقعیت دانستند و با اشاره به اذعان تعداد زیادی از زنان صاحب‌مقام غربی در ماههای اخیر به قرار گرفتن در معرض سوء استفاده و خشونت در جریان مسائل اداری، گفتند: اسلام به‌وسیله حجاب در را بر روی این نقطه انحراف بسته است، بنابراین حجاب اسلامی وسیله مصونیت زن است نه محدودیت او.

    ایشان با تأکید بر اینکه پرچم استقلال هویتی و فرهنگی زنان در دست زنان ایرانی است، افزودند: بانوان ایرانی با حفظ حجاب، استقلال هویتی و فرهنگیِ خود را به دنیا صادر و این سخن جدید را اعلام می‌کنند که زن می‌تواند با حفظ حجاب و عفاف و جلوگیری از سوء استفاده مردان بیگانه و زیاده‌طلب، در میادین اجتماعی حضور فعال و مؤثر داشته باشد.

    رهبر انقلاب اسلامی با انتقاد از کسانی که کانون خانواده را تحقیر و اینگونه وانمود می‌کنند که “عدالت جنسیتی یعنی در هر عرصه‌ای که مردان حضور دارند، زنان نیز حضور داشته باشند"، این کار را خیانت به زنان و حرمت و شخصیت آنان دانستند و گفتند: زن، محترم است و هیچ‌کس مخالف حضور او در میادین اجتماعی و تحصیل علم و کسب مسئولیت نیست.

    ایشان افزودند: این هنر انقلاب اسلامی است که امروز زنان ایرانی جزو بهترین دانشمندان و شخصیت‌های فرهنگی هستند، زیرا قبل از انقلاب اینگونه نبود و تعداد زنان برتر در بخشهای علمی و فرهنگی بسیار محدود بود.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، زن را مدیر و محور خانواده و نقش مادری، همسری و ایجاد آرامش در خانواده را مهمترین شغل و مسئولیت او دانستند و به زنان ایرانی توصیه کردند: مفاهیم اسلامی و چهارچوبهای قرآنی درباره زن را حفظ و تقویت کنید و آن را از آفاتی همچون اسراف، رقابت‌های منفی و الگو گرفتن از زن منحرف غربی دور بدارید.

    ایشان در ادامه، چهل سال توطئه مستمر و بی‌نظیر دشمنان علیه ملت ایران و در عین حال بالندگی و پیشرفت روزافزون شجره طیبه انقلاب را مایه افتخار و نشانه لطف الهی خواندند و گفتند: دشمنان ایران از چند ماه قبل در اتاق‌های فکر دور هم نشستند و برای سه ماه آخر سال طراحی کردند که به خیال خود کار جمهوری اسلامی را در اسفند ماه تمام کنند.

    رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در دی ماه و بهمن ماه دیدید که مردم چگونه جواب آنها را دادند و ملت ایران همواره آماده است که هر متجاوز و متَعرّضی را به جای خود بنشاند.

    ایشان سپس با تأکید بر اینکه همه از جمله دشمنان ایران از استحکام کشور و متکی بودن آن به مردم و جوانان و راه امام بزرگوار اطلاع دارند، به تبیین ابعاد و اهداف طراحی دشمنان در حمله به نقطه هویت مستقل و فرهنگی زن مسلمان یعنی مسئله «حجاب» پرداختند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به تبلیغات پرحجم دشمنان و هزینه‌های سرسام‌آور آنان برای اثرگذاری منفی بر مسئله حجاب، گفتند: آن‌همه هزینه، فکر و تبلیغات کردند که در نتیجه آن چند دختر فریب بخورند و در گوشه‌وکنار روسری از سر بردارند و همه تلاش‌هایشان در این نتیجه کوچک و حقیر خلاصه شد که این، مسئله‌ای نیست اما آنچه بنده را حساس می‌کند، طرح مسئله «حجاب اجباری» از دهان برخی خواص است.

    ایشان افزودند: این عده که در میان آنها روزنامه‌نگار، روشنفکرنما و آخوند معمّم هم وجود دارد، همان خطی را دنبال می‌کنند که دشمن نتوانسته با آن‌همه هزینه در کشور به نتیجه برساند که ان‌شاءالله این کارشان نادانسته باشد.

    رهبر انقلاب اسلامی با رد ادعای این افراد مبنی بر اینکه دستور امام راحل درباره حجاب زنان مربوط به همه‌ی زنان نبوده است، گفتند: این حرف غلط است زیرا ما آن زمان بودیم و خبر داریم که امام بزرگوار در مقابل این منکرِ واضح که به‌دست پهلوی‌ها و دنباله‌های آنها در کشور ایجاد شده بود، همچون همه منکرات مثل کوه، محکم ایستاد و گفت حجاب باید وجود داشته باشد.

    ایشان افزودند: نظام اسلامی با فردی که در خانه خود و در مقابل نامحرم حجاب ندارد، کاری ندارد، اما کاری که در خیابان و در ملأ عام انجام می‌شود در واقع کار و تعلیم عمومی است و برای نظام برآمده از اسلام، تکلیف ایجاد می‌کند.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای گفتند: کار حرام، بزرگ و کوچک ندارد و آنچه حرام شرعی است، نباید به صورت آشکار انجام شود، زیرا شارع اسلامی بر حکومت تکلیف کرده مانع انجام حرام علنی شود.

    ایشان با ردّ حرف برخی افراد مبنی بر اینکه باید اجازه داد مردم خودشان حجاب را انتخاب کنند، گفتند: این حرف را درباره همه گناهان اجتماعی می‌توان گفت؛ مثل آن که بگویند فروش مشروبات الکلی آزاد شود و هر کس خواست بخورد یا نخورد؛ آیا این حرف درست است؟

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه ما مفتخر به حجاب زنان ایرانی هستیم و زن ایرانی با حجاب اسلامی و چادر ایرانی توانسته در عین خانه‌داری و همسرداری به بالاترین رتبه‌های علمی و فرهنگی، و حضور مؤثر اجتماعی دست یابد، افزودند: این کار خطای بزرگی است که برخی افراد برای ایجاد میل غلط و انحرافی به فرهنگ غربی به دنبال دور زدن قوانین هستند.

    ایشان در همین زمینه با انتقاد از انجام برخی اقدامات خلاف در زمینه سیاست‌های جمعیتی و آموزشی، گفتند: باید جلوی هرگونه تخلف از سیاست‌های اسلامی گرفته شود و مسئولان باید کار و قوانین را به نحوی پیش ببرند که اهداف اسلام تأمین شود نه اهداف دشمنان.

    رهبر انقلاب اسلامی، فرهنگ الهی را تضمین و تأمین‌کننده استقلال و آزادی ملت ایران دانستند و گفتند: ولنگاری و اسیرِ دست‌بسته‌ی فرهنگ غرب بودن، آزادی نیست بلکه آزادی یعنی ایمان، فکر، فرهنگ و الگوی اسلامی خود را داشته باشید و دنبال کنید.

    حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در همین زمینه به تکرار عنوان عدالت جنسیتی در سخنان غربی‌ها و افراد مقلّد غرب اشاره و این سؤال را مطرح کردند: این چه عدالتی است که بر اساس آمارهای خودشان، بیشترین میزان تجاوز جنسی با اِعمال زور و خشونت و همچنین بیشترین خشونت علیه زنان به‌دست مردان در خانواده‌ها در اروپا و آمریکا انجام می‌شود؟

    ایشان، عدالت جنسیتی در اسلام را به معنای محترم و مورد تعرض قرار نگرفتن زن و جلوگیری از اعمال خشونت علیه زنان در خانواده دانستند و تأکید کردند: برای فهم آنکه چه چیزی خشونت هست یا نیست باید از منطق و فکر اسلامی استفاده شود نه از تعالیم غرب.

    منبع:KHAMENEI.IR

     

    کلیدواژه ها: آیا آرایش ملایم حجاب را خدشه دار می کند؟, حجاب, سخنان مقام معظم رهبری, ولادت حضرت فاطمه (س)
    موضوعات: سخنان رهبر در مورد حجاب و عفاف  لینک ثابت [شنبه 1397-01-25] [ 08:48:00 ق.ظ ]

    2 نظر »

       
      شعر عید مبعث    

    بانگ تکبیر ز امواج فضا می آید

    گوش باشید که آوای خدا می آید

    بوی عطر از نفس باد صبا می آید

    نفس باد صبا روح فزا می آید

    پیک وحی است که در غار حرا می آید

    به محمد ز خداوند ندا می آید

    ای خلایق همه این طرفه ندا را شنوید

    گوش های شنوا حکم خدا را شنوید

    **********

    بت و بتخانه همه ذکر خدا می گویند

    سخن از اقرأ و از غار حرا می گویند

    حمد حق، مدح رسول دو سرا می گویند

    خلق عالم همه تبریک به ما می گویند

    حکم توحید به ما و به شما می گویند

    همگی با نفس روح فزا می گویند

    بشریت چه نشستی که مسیحت آمد

    حکم توحید به آوای فصیحت آمد

    شاعر:غلامرضا سازگار

    کلیدواژه ها: اشعار غید مبعث, عید مبعث رسول اکرم (ص), غار حرا, مبعث
    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 08:22:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      دعای سریع الاجابه از امام موسی کاظم(ع)    

    بسم الله الرحمن الرحیم

    کفعمى در کتاب «بلد الامین» دعایى به روایت از موسى بن جعفر علیه السلام نقل کرده و گفته است: این دعا عظیم الشأن‌ و سریع الاجابة است و آن دعا این است:
    اللَّهُمَّ إِنِّی أَطَعْتُکَ فِی أَحَبِّ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ التَّوْحِیدُ وَ لَمْ أَعْصِکَ فِی أَبْغَضِ الْأَشْیَاءِ إِلَیْکَ وَ هُوَ الْکُفْرُ

    خدایا! تو را در محبوبترین چیزها نزدت که یگانه ‌پرستى است اطاعت نمودم، و تو را در مبغوض ‌ترین چیزها که کفر است، نافرمانى نکردم

    فَاغْفِرْ لِی مَا بَیْنَهُمَا یَا مَنْ إِلَیْهِ مَفَرِّی آمِنِّی مِمَّا فَزِعْتُ مِنْهُ إِلَیْکَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِیَ الْکَثِیرَ مِنْ مَعَاصِیکَ

    پس آنچه از گناهان بین این دو است بر من بیامرز، اى آن‌که گریزگاهم تنها به جانب اوست، از آنچه از آن به سویت پناه آوردم مرا ایمنى بخش، خدایا! بیامرز نافرمانی هاى بسیارم را در پیشگاهت،

    وَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ مِنْ طَاعَتِکَ یَا عُدَّتِی دُونَ الْعُدَدِ وَ یَا رَجَائِی وَ الْمُعْتَمَدَ وَ یَا کَهْفِی وَ السَّنَدَ وَ یَا وَاحِدُ یَا أَحَدُ

    و طاعت اندکم را در آستانت بپذیر، اى تنها توشه ‌ام از میان توشه‌ ها، و اى امید و آرامش، و پناه و تکیه‌ گاهم، و اى یگانه و یکتا،

    یَا قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ اللَّهُ الصَّمَدُ لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُوْلَدْ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوا أَحَدٌ،

    و اى یگانه و یکتا، اى که گفتى «بگو او خداى یکتاست، خداى بى‌ نیاز است، نه زاده و نه زاییده شده، و برایش همتایى نبوده است،

    أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مَنِ اصْطَفَیْتَهُمْ مِنْ خَلْقِکَ وَ لَمْ تَجْعَلْ فِی خَلْقِکَ مِثْلَهُمْ أَحَدا

    از تو درخواست‌ مى‌ کنم به حق آنان‌ که از میان آفریده ‌هایت انتخاب نمودى، و هیچ کس را از میان آفریدگانت همانند آنان قرار ندادى،

    أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ تَفْعَلَ بِی مَا أَنْتَ أَهْلُهُ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِالْوَحْدَانِیَّةِ الْکُبْرَى وَ الْمُحَمَّدِیَّةِ الْبَیْضَاءِ وَ الْعَلَوِیَّةِ الْعُلْیَا [الْعَلْیَاءِ]

    بر محمّد و خاندانش درود فرست، و با من چنان کن که سزاوار آنى، خدایا! از تو درخواست مى ‌کنم به حق یگانگى بزرگ‌تر الهى، و مقام تابنده محمّدى، و جایگاه برتر علوى،

    وَ بِجَمِیعِ مَا احْتَجَجْتَ بِهِ عَلَى عِبَادِکَ وَ بِالاسْمِ الَّذِی حَجَبْتَهُ عَنْ خَلْقِکَ فَلَمْ یَخْرُجْ مِنْکَ إِلا إِلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ

    و به تمام آنچه به آن بر بندگانت حجّت نهادى، و به حق‌ آن نامى که از آفریدگان خود پنهان داشتى، که از تو جز براى تو اظهار نگردد، بر محمّد و خاندانش درود فرست

    وَ اجْعَلْ لِی مِنْ أَمْرِی فَرَجا وَ مَخْرَجا وَ ارْزُقْنِی مِنْ حَیْثُ أَحْتَسِبُ وَ وَ مِنْ حَیْثُ لا أَحْتَسِبُ

    و براى من در کارم گشایش و راه نجاتى قرار ده، و از جهاتى که گمان مى ‌برم و یا گمان نمى ‌برم مرا روزى ده‌

    إِنَّکَ تَرْزُقُ مَنْ تَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ

    همانا تو هرکه را بخواهى بى‌ حساب روزى مى ‌دهی.

    کلیدواژه ها: امام موسی کاظم (ع), دعای سریع الاجابه از امام موسی کاظم, سریع الاجابه
    موضوعات: دعاهای واردشده از اهل بیت(ع)  لینک ثابت [جمعه 1397-01-24] [ 04:48:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      بعثت پیامبر اکرم(ص)    

    سالروز بعثت پیامبر بزرگ اسلام  مبارک باد.

    صدای گرامی ات می لرزید. جان تو را پرنده های هیجان، بی قرار کرده بودند.

    تمام سلول هایت از رستگاری لبریز شدند. می لرزی. دلشوره هایت را می شود در چشم های مهربانت سلام داد.

    لبریز دلشوره و اضطراب و شوقی که بار دیگر، همان صدای صمیمی می خواندت که: بخوان…! می خواهی بخوانی؛ تمام جانت را بر زبانت جاری می کنی تا هم کلام با صدا، تکرار کنی. لب وا می کنی تا برای اولین بار، بخوانی؛ و می خوانی با تمام وجود، به نام پروردگار آفریننده؛ می خوانی به نام… می خوانی…نه تنها غار حرا، که کوه نور هم دور سرت می چرخد. طنین صدایت در کوه می پیچد. کوه، شروع به لرزیدن می کند. زمین به احترام تو برمی خیزد. هوای غار، سنگین شده است؛ نفس کشیدن برای تو سخت شده است؛ سخت تر از تمام تابستان هایی که هوای شرجی حجاز را نفس کشیده ای. حتی غار هم دیگر طاقت برپا ایستادن ندارد. دیوارهای غار، دهان می گشایند و با تمام وجود ـ اگرچه پر از اضطراب ـ با تو می خوانند…. پیراهنت، خیس از عرق هیجان می شود. هیچ واژه ای بر زبانت به آسانی نمی چرخد. مقرب ترین فرشته، سلام خداوند را برای تو آورده است.

    تمام سنگ ها، بوی رسالتت را تا اعماق جان، نفس کشیده اند. حرا بوی رستگاری ات را به دهن بادها می ریزد تا بوی رسالتت، به گوش تمام درخت های جهان برسد. کوه، تاب این همه اوج را ندارد. چیزی تا زانو زدن و در هم فرو ریختن فاصله ندارد؛ اما به احترام تو، تا جان دارد خواهد ایستاد. کوه، دامن بر خاک می گسترد تا یک بار دیگر، قدم های نازنین تو، خاک را متبرک کنند.

    زمین، تن می گسترد زیر گام های تو گام هایی که یک قدم پر از دلهره و یک قدم پر از یقین است.

    به هروله می روی؛ چون هاجر که تشنگی اسماعیل را پی زمزم می دود.

    باید خبر رسالتت را به جهان ابلاغ کنی، ابرها با سایه های مهربانشان پا به پایت راهی شده اند و زمین، زیر پایت می دود تا هر چه زودتر تو را به مقصد برساند.

    پیراهنت از بوی خداوند لبریز است. کلماتی که فریاد می زنی، وحی منزلی است که جان ها را پرنده می کند.کلماتی که از دهانت پرواز می کنند، جنس دیگری دارند؛ حتی عاشقانه ترین واژه ها هم نمی توانند این همه عشق را بیان کنند.

    این واژه هایی که تو بر زبان می آوری، هیچ کدام بوی خاک نمی دهند. این کلمات، از جنس دورترین آسمان ها هستند، کلماتی که بوی خداوندند، کلماتی که بوی رستگاری می دهند.

    قسم به همین واژه ها که تو آخرین پیامبر برگزیده خداوندی!

    تو آمده ای تا با معجزه کلمات، پنجره هامان را به آسمان هایی آن سوتر از این آسمان، پیوند بزنی.

    کلیدواژه ها: حضرت محمد(ص), دلنوشته, دلنوشته بعثت پیامبر اکرم(ص), قار حرا
    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت  [ 07:36:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سالروز بعثت پیامبر بزرگ اسلام،حضرت محمد مصطفی(ص)    

    سالروز بعثت پیامبر بزرگ اسلام،حضرت محمد مصطفی(ص) و عید مبعث بر عموم مسلمانان و شیعیان جهان مبارک باد.

    بعثت رسول اکرم (ص)

    سالهای طولانی بود که مردم جهان به خصوص مردم جزیرة العرب از نور مستقیم خورشید نبوت دور گشته و در تاریکی جهل و خرافات غوطه‌ می‌خوردند، از گردابی بیرون آمده، در گردابی دیگر فرو می‌رفتند. با آلودگی به اشرافیت، غارتگری، قساوت، تعصبات نژادی، قبیله‌ای، مادیگری و بت پرستی فضایل اخلاقی پایمال و رذایل اصول زندگی گشت.

     

    دوران بعثت در کلام امیرالمؤمنین (ع)

    امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند:

    «خداوند پیامبر اسلام (ص) را زمانی فرستاد که مردم در فتنه‌ها گرفتار شده و رشته‌های دین پاره شده بود… چراغ هدایت بی‌نور و کوردلی همگان را فرا گرفته بود. خدای رحمان معصیت می‌شد و شیطان یاری می‌گردید… با دست مردم جاهل، نشانه‌های شیطان آشکار و پرچم او افراشته گردید. فتنه‌ها، مردم را لگدمال کرده و یا سم‌های محکم خود نابودشان کرده و پابرجا ایستاده بود. اما مردم حیران و سرگردان، بی‌خبر و فریب‌خورده، در کنار بهترین خانه (کعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگی می‌کردند. خواب آنها بیداری و سرمۀ چشم آنها اشک بود، در سرزمینی که دانشمندان آن لب فروبسته و جاهل گرایی بود.»[1]

     

    بعثت رسول اکرم (ص) و اهمیت آن

    در این هنگام که بشریت در کویر خشک رذایل گرفتار بود؛ مردی در دل کوههای مکه، خدا را عبادت می‌کرد. در کنار بتها و ظلمها زندگی کرد ولی هیچ‌گاه بت را سجده نکرد و دامن مقدسش به ظلم آلوده نشد. به فرمودۀ امام حسن عسکری (ع):« چون چهل سال از عمر ایشان گذشت؛ حق تعالی دل او را بهترین دلها و خاشع‌تر و مطیع‌تر و بزرگتر از همه دلها یافت. پس به دیده آن حضرت نور دیگر داد و امر فرمود که درهای آسمان را گشودند و فوج فوج ملائکه به زمین آمدند و آن حضرت نظر می‌کرد و ایشان را می‌دید و رحمت خود را از ساق عرش تا سر آن حضرت متصل گردانید. پس جبرئیل فرود آمد و اطراف آسمان و زمین را فرو گرفت و بازوی آن حضرت را حرکت داد و گفت: یا محمد بخوان، فرمود: چه بخوانم، گفت:

    «اقرء باسم ربک الذی خلق خلق الانسان من علق»[2][3]

    بنابراین لطف الهی شامل جهانیان گردید و پیامبر خاتم (ص) به رسالت مبعوث گشت و خداوند او را چونان باران بهاری برای تشنگان حقیقت و مایه سربلندی و عزت و شرافت یارانش قرار داد. اگر روز هجرت پیامبر (ص) از مکه به مدینه بسیار مهم بود و به همین جهت به پیشنهاد حضرت علی (ع) آغاز تاریخ مسلمانان گردید؛ اهمیت آن بدین جهت می‌باشد که هجرت زمینه‌ساز تحقق اهداف و آرمانهای بعثت به شمار می‌رفت و در واقع روز بعثت «روز تولد شخصیت والای پیامبر اکرم (ص)» است. پیامبری که اشرف مخلوقات است و سید اوصیاء پیامبری که خداوند میثاق او را از تمام عوالم هستی، حتی ابناء الهی گرفت؛ «مأخوذاٌ علی النبیین میثاقه»[4] پیامبری که محور پرستش در کل عالم تکوین است. پیامبری که خداوند فرمود:«لولاک لما خلقت الافلاک» او که نسبت به مؤمنین مظهر رحمت است و رأفت؛ « بالمؤمنین رؤوف رحیم»[5] و برای جهانیان رسول رحمت؛ «و ما ارسلناک إلا رحمة للعالمین».[6]

    او که پیشوای پرهیزکاران و وسیله بینایی هدایت خواهان است. چراغی با نور درخشان، ستاره‌ای فروزان و شعله‌ای با برق‌های خیره‌کننده و تابان است. راه و رسم او با اعتدال، روش زندگی او صحیح و پایدار، سخنانش روشنگر حق و باطل و حکم او عادلانه است.[7]

     

    اهداف بعثت از دیدگاه قرآن

    در قرآن کریم برای بعثت انبیاء و در رأس آنان رسول اکرم (ص) به اهدافی اشاره شده است که به ذکر چند نمونه آن اکتفا می‌کنیم:[8]

    1- اتمام حجت:
    «رسلآٌ مبشرین و منذرین لئلا یکونَُ للناس علی الله حجة بعد الرسل»

    «پیامبرانی که بشارت دهنده و بیم دهنده بودند تا بعد از این پیامبران، حجتی برای مردم بر خداباقی نماند.» (نساء‌/ 165)

    2- قیام به عدالت:
    «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب

    و المیزان لیقوم الناس بالقسط»

    «ما رسولان خود را با دلائل روشن فرستادیم و به آنها کتاب و میزان نازل کردیم، تا مردم قیام به عدالت کنند.» (حدید/ 25)

    3- هدایت و رهایی از ظلمت:
    «الر- کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور»

    «این کتابی است که بر تو ای پیامبر (ص) نازل کردیم، تا مردم را از تاریکی‌ها به سوی روشنایی درآوری.»

    4- آموزش کتاب و حکمت:
    «هوالذی بعث فی الامیین رسولاٌ منهم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه»

    «خداوند کسی است که در میان جمعیت درس ناخوانده، رسولی را از خودشان برانگیخت که آیاتش را بر آنها می‌خواند و آنها را تزکیه می‌کند و

    به آنها کتاب و حکمت می‌‌‌آموزد.»

    5- تهذیب و پاکسازی: که آیه قبل به این هدف نیز اشاره دارد.
    6- آزادی و آزادگی و رهایی از جهل و نادانی:
    «الذین یتبعون الرسول النبی… و یضع عنهم اِصْرَهُم و الاغلال التی کانت علیهم»

    «کسانی که از فرستادۀ خدا پیامبر (ص) پیروی می‌کنند… پیامبری که بارهای سنگین و زنجیرهایی که بر آنها بود را برمی‌دارد که منظور از زنجیر در اینجا عبارت است از: زنجیر جهل و نادانی، بت پرستی و خرافات، بی‌عدالتی‌ها و

    قوانین نادرست.»

    7- آزادی انسان‌ها از زیر یوغ طاغوت و دعوت به سوی خدای یکتا:

    «ولقد بعثنا فی کلِ امة رسولاٌ أن اعبدوا الله

    واجتنبوا الطاغوت»

    «ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که خدای

    یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.»

    چنانچه که امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:

    «فبالغ (ص) فی النصیحه، ومَضی علی الطریقَهِ، وَدَعا الی الحکمه و الموعظة الحسنه»

    «پیامبر در نصیحت و خیرخواهی نهایت تلاش را کرد و آنان را به راه راست هدایت نمود و از راه حکمت و موعظۀ نیکو، مردم را به خدا دعوت فرمود».[9]

     

    هدف بعثت در کلام نورانی رسول اکرم (ص)

    آنچه در بیان هدف بعثت در کلام حضرت رسول اکرم (ص)، محمّد مصطفی (ص) تجلی نموده است؛ تکمیل و ارتقاء ارزش اخلاقی است. چرا که فرمودند:

    «إنّما بُعِثْتُ لِأُتِمَمَ مکارمَ الاخلاقِ»

    رسول اکرم (ص) جامعه جاهلی آن زمان را به جامعه‌ای پرفروغ تبدیل نمود و با سلاح اخلاق که برنده‌تر از شمشیر بود؛ چنان تحولی در آن جامعه پدید آورد که حیرت جهانیان را برانگیخت و این رسالت فقط مخصوص اوست که اشرف مخلوقات است؛ چرا که خداوند می‌فرماید:

    «إنکَ لعلی خلق عظیم»[10]

    و بر همین اساس، خدای رحمان او را بهترین الگو و اسوه قلمداد می‌کند:

    «لَقَدْ کان فی رسولِ اللهِ اسوة حسنة»[11]

    او کسی است که در عبودیت به کمال مطلق رسیده و برترین مخلوقات گشته و همتایی ندارد. چنانکه امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه می‌فرمایند:

    «حضرت محمد بنده و فرستادۀ بزگریده و انتخاب شده اوست که در فضل و برتری، همتا ندارد و هرگز فقدان او جبران نگردد..»[12]

    او عبد مطلق خدا و سرچشمه فضایل اخلاقی است؛ لذا خداوند عزوجل تمام جنود نورانی و صفات و اخلاق حمیده را به عبد مطلق خود عطا و از قوای امدادی برای گسترش بندگی در عالم مقرر فرموده است. اگر غایت خلقت پرستش است، «ما خلقت الجن و الانس إلا لیعبدون» ای لیعرفون؛ اگر برای معرفت خلق شده‌ایم، «بِنا عُرِفَ الله و بنا عبدالله» که در رأس معصومین وجود مقدس نبی اکرم (ص) قرار دارد. در واقع اخلاق حمیده ابزار پرستش الهی می‌باشد که در اختیار رسول اکرم است و راه رسیدن به آن تولی تام به ولایت نبی اکرم (ص) است و از طریق همین تولی است که نور اخلاق حمیده که از فروع ولایت ایشان است در ما تجلی می‌کند و شرط اساسی آن نیز، تولی به ولایت امام المتقین، علی بن ابیطالب (ع) است چرا که حضرت رسول فرمود: «أنا مدینه العلم و علیُ بابها» و نیز خداوند در یوم غدیر فرمودند:

    «الیوم اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُم و أتْمَمْتُ علیکُم نعمتی…»[13]

    و نکته مهم این است که رسالت حضرت، رسالتی است تاریخی. اوست که محور تهذیب در کل تاریخ است. اوست که پیام‌آور اخلاق در کل تاریخ است و پایان تاریخ چیزی نیست، جز همان مدینه عدل نبوی. مدینه‌ای که در آن ریشۀ رذایل خشک گردیده و اخلاق کریمه جهانی می‌گردد چرا که برایند تاریخ رو به تکامل است چون تحت مشیت الهی است لذا سیر نزولی را برنمی‌تابد و در نهایت جامعه واحد جهانی بر محور نبی اکرم شکل گرفته و همگان بطور هماهنگ، خداوند را پرستش کرده و متخلق به اخلاق حمیده می‌گردند و در پاسخ به سؤال «لمن الملک» در گسترۀ زمین از چهارگوشۀ عالم گفته می‌شود: «لله الواحد القهار» به برکت ظهور حضرت بقیة ا…الاعظم. ان شاء ا….

    نوسینده:محمد مظاهری

    منابع :
    [1] . نهج البلاغه- خطبه 2

    [2] . سوره علق – آیات 1و 2

    [3] . قمی، شیخ عباس؛ منتهی الآمال، مؤسسه انتشارات هجرت، قم، تابستان 1382، چاپ پانزدهم، ج 1، ص 103

    [4] . نهج البلاغه- خطبه 1

    [5] . سوره توبه- آیه 128

    [6] . سوره انبیاء - آیه 107

    [7] . نهج البلاغه – خطبه 94

    [8] . محمدی اشتهاروی، محمد؛ مقاله بعثت یا طلوع خورشید، نرم افزار پیامبر اعظم در اینترنت، مرکز تحقیقات کامپیوتر علوم اسلامی

    [9] . نهج البلاغه – خطبه 95

    [10] . قم- آیه 4

    [11] . احزاب – آیه 21

    [12] . نهج البلاغه – خطبه 151

    [13] . مائده - آیه 3

    کلیدواژه ها: اهداف بعثت, بعثت پیامبر بزرگ اسلام, عید مبعث رسول اکرم (ص)
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 07:30:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      فواید حجاب    

     

    فواید حجاب

    حجاب و پوشش، در ابعاد مختلف، دارای آثار و فواید زیادی است که بعضی از مهم ترین فواید آن عبارت اند از:

    الف)فایده‎ی حجاب در بُعد فردی
    یکی از فواید و آثار مهم حجاب در بُعد فردی، ایجاد آرامش روانی بین افراد جامعه است که یکی از عوامل ایجاد آن عدم تهییج و تحریک جنسی است؛ در مقابل، فقدان حجاب و آزادی معاشرت‎های بی‎بندوبار میان زن و مرد، هیجان‎ها و التهاب‎های جنسی را فزونی می‎بخشد. غریزه ی جنسی، غریزه‎ای نیرومند، عمیق و دریا صفت است که هرچه بیش تر اطاعت شود بیش تر سرکش می‎گردد؛ هم چون آتشی که هرچه هیزم آن زیادتر شود شعله‎ورتر می‎گردد. بهترین شاهد بر این مطلب این است که در جهان غرب که با رواج بی‎حیایی و برهنگی، اطاعت از غریزه ی جنسی بیش تر شده است، هجوم مردم به این مسئله ی نیز زیادتر شده و تیراژ مجلات و کتب آن بالاتر رفته است. این مطلب پاسخ روشن و قاطع به افرادی است که قایل‎اند همه ی گرفتاری هایی که در کشورهای اسلامی و شرقی بر سر غریزه ی جنسی وجود دارد، ناشی از محدودیت‎هاست؛ و اگر به کلی هرگونه محدودیتی برداشته شود و روابط جنسی آزاد شود، این حرص و ولعی که وجود دارد، از بین می‎رود.

    البته از این افراد باید پرسید؛ آیا غرب که محدودیت روابط زن و مرد و دختر و پسر را برداشته است، حرص و ولع جنسی در بین آنان فروکش کرده است یا افزایش یافته است؟![1]

    پاسخ هر انسان واقع‎بین و منصفی به این سؤال این است که نه تنها حرص و ولع جنسی در غرب افزایش یافته است، بلکه هر روز شکل‎های جدیدتری از تمتّعات و بهره‎برداری‎های جنسی در آنها رواج و رسمیت می‎یابد.

    یکی از زنان غربی منصف، وضعیت جامعه‎ی غرب را در مواجهه با غریزه‎ی جنسی این‎گونه توصیف کرده است:

    کسانی می گویند مسئله ی غریزه ی جنسی و مشکل زن و حجاب در جوامع غربی حل شده است؛ آری، اگر از زن روی گرداندن و به بچه و سگ و یا هم جنس روی آوردن حل مسئله است، البته مدتی است این راه حل صورت گرفته است!![2]

     

    ب) فایده‎ی حجاب در بُعد خانوادگی
    یکی از فواید مهم حجاب در بُعد خانوادگی، اختصاص یافتن التذاذهای جنسی، به محیط خانواده و در کادر ازدواج مشروع است. اختصاص مذکور، باعث پیوند و اتصال قوی تر زن و شوهر، و در نتیجه استحکام بیش تر کانون خانواده می‎گردد؛ و برعکس، فقدان حجاب باعث انهدام نهاد خانواده است. یکی از نویسندگان، تأثیر برهنگی را در اضمحلال و خشکیدن درخت تنومند خانواده، این گونه بیان کرده است:

    در جامعه‎ای که برهنگی بر آن حاکم است، هر زن و مردی، همواره در حال مقایسه است؛ مقایسه ی آنچه دارد با آنچه ندارد؛ و آنچه ریشه ی خانوده را می‎سوزاند این است که این مقایسه آتش هوس را در زن و شوهر و مخصوصاً در وجود شوهر دامن می‎زند. زنی که بیست یا سی سال در کنار شوهر خود زندگی کرده و با مشکلات زندگی جنگیده و در غم و شادی او شریک بوده است، پیداست که اندک اندک بهار چهره‎اش شکفتگی خود را از دست می‎دهد و روی در خزان می‎گذارد. در چنین حالی که سخت محتاج عشق و مهربانی و وفاداری همسر خویش است، ناگهان زن جوان‎تری از راه می‎رسد و در کوچه و بازار، اداره و مدرسه، با پوشش نامناسب خود، به همسر او فرصت مقایسه‎ای می‎دهد؛ و این مقدمه‎ای می‎شود برای ویرانی اساس خانواده و بر باد رفتن امید زَنی که جوانی خود را نیز بر باد داده است؛ و همه ی خواهران جوان لابد می‎دانند که هیچ جوانی نیست که به میانسالی و پیری نرسد و لابد می‎دانند که اگر امروز آنان جوان و با طراوت اند در فردای بی‎طراوتی آنان، باز هم جوانانی هستند که بتوانند برای خانواده ی فردای آنها، همان خطری را ایجاد کنند که خود آنان امروز برای خانواده‎ها ایجاد می‎کنند.[3]

     

    ج) فایده‎ی حجاب در بُعد اجتماعی
    یکی از فواید مهم حجاب در بُعد اجتماعی، حفظ و استیفای نیروی کار در سطح جامعه است. در مقابل، بی‎حجابی و بدحجابی باعث کشاندن لذت‎های جنسی از محیط و کادر خانواده به اجتماع، و در نتیجه، تضعیف نیروی کار افراد جامعه می‎گردد. بدون تردید، مردی که در خیابان، بازار، اداره، کارخانه و … همواره با قیافه‎های محرّک و مهیج زنان بدحجاب و آرایش کرده مواجه باشد، تمرکز نیروی کار او کاهش می‎یابد. برخلاف نظام‎ها و کشورهای غربی، که میدان کار و فعالیت‎های اجتماعی را با لذت‎جویی‎های جنسی درهم می‎آمیزند،[4] اسلام می‎خواهد با رعایت حجاب و پوشش، محیط اجتماع از این‎گونه لذت‎ها پاک شده، و لذت‎های جنسی، فقط در کادر خانواده و با ازدواج مشروع انجام شود[5].

     

    د) فایده‎ی حجاب در بُعد اقتصادی
    استفاده از حجاب و پوشش، به ویژه در شکل چادر مشکی، به دلیل سادگی و ایجاد یکدستی در پوشش بانوان در بیرون منزل، می‎تواند از بُعد اقتصادی نیز تأثیر مثبت در کاهش تقاضاهای مدپرستی بانوان داشته باشد؛ البته به شرط این‎که خود چادر مشکی دست خوشِ این تقاضاها نگردد. متأسفانه بعضاً مظاهر مدپرستی در چادرهای مشکی نیز مشاهده می‎گردد، به گونه‎ای که برخی از بانوان به جای استفاده از چادرهای مشکی متین و باوقار، به چادرهای مشکی، توری، نازک و دارای طرح‎های جِلف و سبک که با هدف و فلسفه حجاب و پوشش تناسبی ندارند روی می‎آورند.

    یکی از دانشجویان محجبه درباره ی رواج فرهنگ مدگرایی در خاطرات قبل از انقلاب خود گفته است:

    یادم می آید آن وقت ها که حجاب نداشتم، اگر دو روز پشت سر هم قرار بود که به خانه ی کسی بروم، لباسی را که امروز پوشیده بودم، حاضر نمی شدم فردا بپوشم! احساس می کردم مسخره است و سعی داشتم حتی اگر شده، لباس دیگران را به عاریه بگیرم و بپوشم، تا من هم با لباس جدیدی رفته باشم. این کارها واقعاً رفاه حال و راحتی را از خانم ها سلب کرده بود.[6]

    علاوه بر فواید یاد شده، به طور فهرست‎وار فواید و آثار دیگری نیز برای حجاب و پوشش می‎توان نام برد، که مهم‎ترین آنها عبارتند از:

    ـ حفظ ارزش‎های انسانی؛ مانند عفت، حیا و متانت در جامعه و کاهش مفاسد اجتماعی.

    ـ هدایت،کنترل و بهره‎مندی صحیح و مطلوب از امیال وغرایز انسانی.

    ـ تأمین و تضمین سلامت و پاکی نسل افراد جامعه.[7]

     

    پی نوشتها

    [1]. برای آگاهی از ابعاد گسترش این حرص و ولع ر.ک: جلال رفیع، یادداشت ها و ره آوردهای سفر نیویورک، در بهشت شدّاد آمریکای متمدن، آمریکای متوحش.

    [2]. احمد صبوری اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج 3، ص 302.

    [3]. غلامعلی حداد عادل، فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی، ص 69ـ70.

    [4]. برای آگاهی از گستره ی کشانده شدن لذت های جنسی به محیط های کاری و اجتماع، و اعترافات صریح بعضی از زنان کشورهای غربی درباره ی مزاحمت های جنسی نسبت é ê به زنان و کودکان، ر.ک: احمد صبوری اردوباری، بهای یک نگاه؛ محمدتقی فلسفی، کودک از نظر وراثت و تربیت، ج 2، و روح الله حسینیان، حریم عفاف.

    [5]. سه بُعد قبل، از کتاب مسئله ی حجاب، استاد مطهری، ص 84ـ94، (با دخل و تصرف) اقتباس شده است.

    [6]. ر.ک: احمد اردوباری، آیین بهزیستی اسلام، ج 3، ص 222.

    [7]. برای آگاهی بیشتر درباره ی آثار و فواید حجاب و پوشش ر.ک: مجموعه مقالات پوشش و عفاف، دومین نمایشگاه تشخص و منزلت زن در نظام اسلامی؛ هم‎چنین درباره ی ضررهای بدحجابی ر.ک: اسدالله محمدی نیا، آنچه باید یک زن بداند، بخش های 3، 4 و

    کلیدواژه ها: حجاب, روابط زن و مرد نامحرم, زن, غریزه جنسی, فواید, فواید حجاب
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت [پنجشنبه 1397-01-23] [ 12:27:00 ق.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سالروز شهادت امام موسی کاظم(ع)    

    سالروز شهادت هفتمین خورشید آسمان امامت و ولایت، امام موسی کاظم(ع) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد.

    ولادت

    در بیست و هشتمین بهار هجرت که صفرالمظفر، هفتمین روز خود را سپری می کرد، ستاره ی تابناک دیگری در آسمان دیانت و ولایت درخشید.در این روز خجسته، زایران حرم الهی پس از شست و شوی جان و روان در زمزم توحید، آهنگ مدینة الرسول صلی الله علیه و آله کرده و به «ابوا» رسیده بودند. امام همام حضرت موسی بن جعفر علیه السلام در این توقف گاه، پا به عرصه ی وجود نهاد و نور جمالش، جهان تیره و تاریک را روشن کرد.

    امام کاظم علیه السلام و اقتدار دینی
    در یکی از سال ها، هارون الرشید برای انجام اعمال حج به مکه رفت. اطرافیان خلیفه، مسجدالحرام را خلوت کردند و از طواف دیگران مانع می شدند. در این هنگام، امام موسی بن جعفر علیه السلام در کسوت مردی که لباس عادی به تن داشت، وارد شد و بدون توجه به امر و نهی اطرافیان خلیفه به طواف پرداخت. وی فرمود: «این جا مکانی است که خداوند، بین همه ی مردم از خلیفه و غیرخلیفه، تساوی برقرار کرده است». جالب این که امام علیه السلام در طواف، جلوتر از هارون قرارگرفت و هارون پشت سر امام، طواف را به جا آورد. هنگام بوسیدن حجرالاسود نیز امام پیش از هارون، حجر را استلام کرد. پس از پایان اعمال، هارون ـ که امام را نمی شناخت ـ گفت: «این اعرابی را نزد من بیاورید تا دلیل کارهایش را بازگو کند». هنگامی که به امام عرض کردند که هارون، او را خواسته است، امام علیه السلام فرمود: «من با او کاری ندارم. اگر او کار دارد، پیش من بیاید».

     

    حبس امام

    درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید شیخ مفید در ارشاد روایت می كند كه علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن بر مك بوده است زیرا هارون فرزند خود امین را به یكی از مقربان خود به امام جعفربن محمد ابن اشعث كه مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت كه اگر خلافت به امین برسد جعفربن محمد را همه كاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و بر مكیان از مقام خود بیفتند.

    جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قایل به امامت موسی (ع) و یحیی این معنی را به هارون اعلام می داشت. سرانجام یحیی پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی كند. گویند امام هنگام حركت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار كرد و از او خواست كه از این سفر منصرف شود. و اگر ناچار می خواهد برود از او سعایت نكند. علی قبول نكرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالك اسلامی مال به او می دهند تا آنجا كه ملكی را توانست به هزار دینار بخرد. هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول الله از تو پوزش می خواهم كه می خواهم موسی بن جعفر را به زندان افكنم زیرا او می خواهد امت ترا برهم زند و خونشان بریزد. آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزدوالی آن عیسی بن جعفربن منصور بردند.

    عیسی پس از مدتی نامه ای به هارون نوشت وگفت كه موسی بن جعفر در زندان جز عبادت ونماز كاری ندارد یا كسی بفرست كه او را تحویل بگیرد یا من او را آزاد خواهم كرد. هارون امام را به بغداد آورد و به فضل بن ربیع سپرد و پس از مدتی از او خواست كه امام را آزاری برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به فضل بن یحیی بن خالد برمكی سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخر الامر یحیی امام را به سندی بن شاهك سپرد و سندی آن حضرت را در زندان مسموم كرد و چون آن حضرت از سم وفات یافت سندی جسد آن حضرت را به فقها و اعیان بغداد نشان داد كه ببیند در بدن او اثر زخم یا خفگی نیست. بعد او را در باب التبن در موضعی به نام مقابر قریش دفن كردند. تاریخ وفات آن حضرت را جمعه هفتم صفر یا پنجم یا بیست و پنجم رجب سال 183 ق در 55 سالگی گفته اند.

     

    نجمه همسر امام:
    نجمه، مادر بزرگوار امام رضا (ع) و از زنان مومنه، پارسا، نجیب و پاكیزه بود. حمیده، همسر امام صادق (ع)، او را كه كنیزى از اهالى مغرب بود، خرید و به منزل برد.

    نجمه در خانه امام صادق (ع)، حمیده خاتون را بسیار احترام مى كرد و به خاطر جلال و عظمت او، هیچ گاه نزدش نمى نشست! روزى حمیده در عالم رویا، رسول گرامى اسلام (ص) را دید كه به او فرمودند: «اى حمیده! نـجـمـه را به ازدواج فرزند خود موسى درآور زیرا از او فرزندى به دنیا خواهد آمد كه بهترین فرد روى زمین باشد».

    پس از این پیام، حمیده به فرزندش امام كاظم (ع) فرمود: «پسرم! نـجـمـه بانویى است كه من هرگز بهتر از او را ندیده ام، زیرا در زیركى و محاسن اخلاق، مانندى ندارد.من او را به تو مى بخشم، تو نیز در حق او نیكى كن».

    ثـمـره ازدواج امـام مـوسـى بـن جعفر (ع) و نجمه، نورى شد كه در شكم مادر به تسبیح و تهلیل مـشـغـول بـود و مـادر از آن، احـسـاس سنگینى نمى كرد و چون به دنیا آمد، دست ها را بر زمین گذاشت، سر را به سوى آسمان بلند كرد و لب هاى مباركش را به حركت درآورد: گویا با خدایش رازو نیازمى كرد. پس از تولد امام هشتم (ع)، این بانوى مكرمه با تربیت گوهرى تابناك، ارزشى فراتر یافت.

     

    فرزندان امام:
    بنا به گفته شیخ مفید در ارشاد امام موسی كاظم (ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت كه هیجده تن از آنها پسر بودند و علی بن موسی الرضا (ع) امام هشتم افضل ایشان بود از جمله فرزندان مشهور آن حضرت احمد بن موسی و محمد بن موسی و ابراهیم بن موسی بودند. یكی از دختران آن حضرت فاطمه معروف معصومه سلام الله علیها است كه قبرش در قم مزار شیعیان جهان است. عدد اولاد آن حضرت را كمتر و بیشتر نیز گفته اند.

     

    تأثیر علمی آن بزرگوار:
    امام هفتم (ع) با جمع روایات و احادیث و احكام و احیای سنن پدر گرامی و تعلیم و ارشاد شیعیان، اسلام راستین را كه با تعالیم و مجاهدات پدرش جعفر بن محمد (ع) نظم و استحكام یافته بود حفظ و تقویت كرد و علی رغم موانع بسیار در راه انجام وظایف الهی تا آنجا پایداری كرد كه جان خود را فدا ساخت.

    شاگردان دانشمند
    امام موسی بن جعفر علیه السلام افزون بر این که با اقشار گوناگون جامعه، راویان حدیث و جویندگان دانش اهل بیت علیهم السلام ارتباط سودمندی برقرار کرده بود، شاگردان ویژه ای را پرورش داد که هر کدام از معرفت و حکمت بهره مند بودند.

    شیخ طوسی(ره) شاگردان مکتب امام کاظم را 272 نفر و نویسنده ی کتاب شریف «حیات الامام موسی بن جعفر علیه السلام » تعداد آنان را 319 نفر معرفی کرده و به تفصیل، نام برده است. در میان شاگردان امام کاظم علیه السلام ، چهره های درخشان و شخصیت های بزرگ علمی مانند هشام بن حکم، هشام بن سالم، علی بن یقطین، ابن عمیر و یونس بن عبدالرحمن به چشم می خورند.

    منبع: پایگاه خبری آفتاب

    کلیدواژه ها: باب الحوائج, زندگینامه امام موسی کاظم(ع), شهادت امام موسی کاظم(ع)
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت [چهارشنبه 1397-01-22] [ 10:50:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سالروز شهادت سپهبد شهید علی صیاد شیرازی    

    شهید سپهبد “علی صیاد شیرازی” در روز چهارم خرداد ۱۳۲۳ در شهرستان “درگز” از توابع استان خراسان به دنیا آمد. در خرداد 1342 از دبیرستان امیر کبیر در تهران در رشته ریاضی دیپلم متوسطه گرفت. یک سال بعد در آزمون ورودی دانشکده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی پرداخت و سه سال بعد در مهر 1346 با درجه ستوان دومی در رسته توپخانه فارغ‌التحصیل شد.

     

    شهید صیاد شیرازی پس از فراغت از تحصیل در شیراز، دوره رنجر و چتربازی را با رتبه عالی گذراند، در اصفهان دوره تخصصی توپخانه را طی کرد و از سال ۱۳۴۸ به لشکر زرهی تبریز پیوست و خدمت رسمی خود را در نیروی زمینی آغاز کرد. پس از انحلال لشکر تبریز در اسفند ماه سال ۱۳۴۹، به لشکر ۸۱ زرهی کرمانشاه منتقل و در گردان ۳۱۷ توپخانه به عنوان «فرمانده آتشبار» مشغول به خدمت شد.

    وی در سال ۱۳۵۰ با دختر عموی خود ازدواج کرد و در اوایل سال ۱۳۵۱ با قبولی در آزمون اعزام به خارج دانش آموختگان دانشکده افسری برای تکمیل تخصص توپخانه به آمریکا اعزام شد. این شهید بزرگوار، دوره سه ماهه تخصص «هواسنجی بالستیک» را در شهر «فورت سیل» ایالت «اوکلاهما» با نمره عالی و احراز رتبه نخست از میان ۲۰ افسر آمریکایی و ایرانی به پایان رساند.

    شهید صیاد شیرازی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، چندین سال در بخش‌های مختلف ارتش به ویژه در غرب کشور به پاسداری از کشور پرداخت و در سازماندهی و فعالیت نیروهای انقلابی در ارتش تلاشی گسترده داشت.

    وی از ابتدای پیروزی انقلاب تا مهر ماه ۱۳۵۸ در اصفهان بود و در این مدت با همکاری نیروهای نظامی و دوستان انقلابی خود - که بعداً پاسدار شدند - گروه ۳۰ نفره‌ای را تشکیل داده و به حفظ و حراست از پادگان پرداخت. تلاش‌های وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساماندهی ارتش و ساختار نیروهای مسلح متجلّی شد.

    از مهم‌ترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، می‌توان به تهیه طرح‌های عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگان‌های مریوان، بانه و سقز شد، اشاره کرد.

    شهر سنندج با تشکیل ستاد عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران پس از ۲۱ روز مقاومت مدافعان این شهر، کاملاً از تصرف و تسلط نیروهای ضد انقلاب خارج شد. پس از تحقق و اجرای موفق این طرح‌ها، شهید صیاد شیرازی، با ۲ درجه ارتقاء، با درجه سرهنگ تمامی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد.

    این شهید والامقام در آخرین ماه های ریاست جمهوری بنی صدر به دلیل برخورداری از روحیه انقلابی و مقابله با خیانت‌های او از سمت مذکور عزل شد و پس از آن تا عزل بنی صدر و فرار مفتضحانه او به فرانسه، به دعوت شهید کلاهدوز در ستاد مرکزی سپاه پاسداران به خدمت پرداخت.

    شهید صیاد شیرازی نقش به سزایی در همکاری و نزدیکی ارتش و سپاه داشت. وی پس از خلع بنی صدر از فرماندهی کل قوا، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راه اندازی کرد و به عنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعالیت شد.

     

    فرماندهی نيروی زمینی ارتش

    وی در مهر ماه سال ۱۳۶۰ به پیشنهاد رئیس شورای عالی دفاع از سوی امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد که در این منصب، فرماندهی نیروهای ارتش اسلام در عملیات‌های پیروزمند ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس را بر عهده داشت؛ عملیاتی که سرنوشت جبهه های اسلام علیه کفر را به پیروزی رقم زد و روند جنگ تحمیلی را در مسیر پیروزی ارتش اسلام قرار داد.

    شهید صیاد شیرازی پس از حدود پنج سال انجام وظیفه در مسئولیت خطیر فرماندهی نیروی زمینی، در ۲۳ تیر ۱۳۶۵ از سمت خود استعفا داد و سپس با پیشنهاد حضرت آیت الله خامنه ای - ریاست جمهوری وقت- و تصویب امام راحل به سمت نمایندگی حضرت امام خمینی(ره) در شورای عالی دفاع منصوب شد.

    وی در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به همراه تعدادی دیگر از فرماندهان ارتش با پیشنهاد رئیس شورای عالی دفاع و موافقت امام خمینی به درجه سرتیپی ارتقای مقام یافت و در مهر ۱۳۶۸ به درخواست رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و موافقت فرماندهی معظم کل قوا به سمت معاونت بازرسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب شد.

    این شهید بزرگوار در شهریور ۱۳۷۲ با حکم فرماندهی معظم کل قوا به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد و سپس در ۱۶ فروردین ۱۳۷۸ همزمان با عید غدیر با حکم مقام معظم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشکری ارتقاء یافت.

    شهادت امیر سرافراز ارتش اسلام

    شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، روز شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۷۸ در حالی که به قصد عزیمت به محل کار خود از منزل، خارج شده بود مورد سوء قصد یکی از اعضای گروهک تروریستی منافقین قرار گرفت و به شدت مجروح شد. اهالی محل که از این حادثه مطلع شده بودند بلافاصله او را به بیمارستان انتقال دادند اما متأسفانه بر اثر شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان برای نجات او بی نتیجه ماند و امیر سرافراز ارتش اسلام پس از عمری مجاهدت در راه خدا به فیض عظیم شهادت نایل آمد.

     

    بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت شهادت امیر سپهبد صیاد شیرازی

    «… امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامی مؤمن و پارسا و پرهیزکار، سپهبد علی صیاد شیرازی امروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید.

    این نه اولین و نه آخرین باری است که دلی نورانی و سرشار از عشق و ایمان و وفاداری به آرمان‌های بلند الهی، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوی زمره جنایتکار و فاسدی که ادامه حیات خود را در خدمتگزاری به دشمنان اسلام دانسته است، قرار می‌گیرد و دست خائن خودفروخته‌ای، نهال ثمربخش انسان والایی را قطع می‌کند. او مانند دیگر مردان حق از روزی که قدم در راه انقلاب نهادند، همواره سر و جان خود را برای نثار در راه خدا روی دست داشتند.

    سرزمین‌های داغ خوزستان و گردنه‌های برافراشته کردستان، سال‌ها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاک نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خودگذشتگی او حفظ کرده است.

    خطر مرگ کوچک‌تر از آن است که بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنیوی حقیرتر از آن است که در دل نورانی شایستگان جایی بیابد، کوردلان منافق بدانند که با این جنایت‌ها روز به روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد و خون مردان پاکدامن و پارسا هم چون صیاد شیرازی و شهید لاجوردی، بدنامی و سیاهرویی آنان را در تاریخ و در دل این ملت همیشگی خواهد کرد…»

    کلیدواژه ها: خاطره.سالروز شهادت شهید صیاد شیرازی, زندگینامه شهید صیاد شیرازی, پیام رهبر معظم انقلاب درباره شهید صیاد شیرازی
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 10:36:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      حجاب    

    آرام از کنارت می گذرد ، بی صدا …بدون جلب توجه…

    سیاهی رنگ اوست و بو نداشتن ویژگی او..صورتش نمیبینی،اما در مقابل اویی.

    اوست که با سکوت، با تو حرف میزند و به تو می آموزد…..اگر اهلش باشی.

    در اوج کرامت هست و تندیس متانت..

    نزدیک،اما دور از دسترس…بی عشوه ولی دلربا…اوست معلم وقار در قله ی بی نیازی..

    هر خارو خسی عاشقش نمی شود و زیباییش را هر دلی لمس نمیکند…

    او پیش از انتخاب شدن انتخاب میکند و پیش از معشوق شدن عاشق میشود…

    با زیرکی گوی عقل را از کنار دیو هوس می رباید….

    او همان دختر  عفیف و در پس پرده ی حجاب است…

    آری او دختری است شبیه به خدا…

    کلیدواژه ها: «چادری که جا نماند», دلنوشته درباره حجاب, محجبه ها فرشته اند
    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت [دوشنبه 1397-01-20] [ 09:21:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سالروز شهادت شهيد اهل قلم،سيد مرتضي آويني    

    بيستم فروردين سالروز شهادت،شهيد اهل قلم،سيد مرتضي آويني گرامي باد.

    ای شقایق‌های آتش گرفته!
    دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد.
    آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟!
    “سید مرتضی آوینی”


    سید مرتضی آوینی ۲۰ مهر ۱۳۲۶ در شهر ری به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۳ كلاس اول دبستان را در خمین به پایان رساند. دو سال بعد به دلیل موقعیت شغلی پدر از خمین به زنجان رفتند. از آنجا كه در زنجان مدرسه‌ای نبود بنابراین پدر وی مدرسه‌ای را دایر كرد و مرتضی توانست دوره ابتدایی را در آن مدرسه تمام كند. دبیرستان خود را هم در كرمان در رشته ریاضی پشت‌ سر گذاشت. آوینی خدمت سربازی خود را نیز در نیروی هوایی به پایان رساند و در سال ۱۳۴۴ وارد دانشكده هنرهای زیبا شد. او با مریم امینی (زاده ۱۳۳۶) ازدواج کرد.

    شهید سید مرتضی آوینی از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود ، داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد. تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای (معماری) به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت. مجموعه فیلم‌های مستند تلویزیونی او درباره جنگ ایران و عراق با نام “روایت فتح” شناخته‌شده‌ است. به گفته بسیاری از هم دوره‌هایش از جمله عطا‌ء‌اله امیدوار هنرمند برجسته كشورمان، آوینی دارای نبوغ ویژه‌ای در فلسفه ادبیات بود. شهید آوینی به نقاشی و شعر نیز گرایش كم‌نظیری داشت و البته هم نقاشی می‌كرد و هم شعر می‌سرود.

    او که در آغاز خود را «کامران آوینی» معرفی می‌کرد، به اشعار فروغ فرخزاد، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث علاقه داشت. به ظاهر خود می‌رسید، کراوات می‌زد، و به فلسفه غرب علاقه‌مند بود. آوینی بعدها با اندیشه‌های امام روح‌الله خمینی آشنا شد و در سالیان بعد به یک انقلابی بدل شد و مسیر زندگی خود را تغییر داد و در سال ۱۳۵۸ وارد جهاد سازندگی شد و پس از زمان كوتاهی به فیلمسازی روی آورد.

    “آوینی” روش مستندسازی‌اش را كه هدف آن ظاهر كردن واقعیت بود “مستند اشراقی” نام گذاشت.

     

    به گفته همسرش:
    “چند سال از انقلاب گذشته بود که مرتضی سیگارش را ترک کرد. دلیلی که برای این کار ذکر کرد این بود که آقا امام زمان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند؛ در این صورت من چطور می‌توانم در حضور ایشان سیگار بکشم؟ این‌گونه بود که دیگر هرگز لب به سیگار نزد.”

     

    سخنان شهید سید مرتضی آوینی درباره دوران جوانی‌اش:
    تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم. من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام. به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان موجود تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را (بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش) طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد… اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید. باید در جستجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس به راستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت… و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم.

     

    شهادت سید مرتضی آوینی
    شهید سید مرتضی آوینی روز جمعه بیستم فروردین ۱۳۷۲ هنگامی كه به همراه گروه برای تولید مجموعه‌ای جدید از “روایت فتح” به فكه،‌ منطقه‌ عملیاتی والفجر مقدماتی رفته بود، بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.

    هرچند كه فیلم‌های “روایت فتح” تا آن زمان در میان مردم مشهور بود، اما تا آن زمان كسی نمی‌دانست كه سازنده آن‌ها كیست؛ چراكه در “روایت فتح” و نه در هیچ‌كدام از فیلم‌هایی كه او كارگردانی و تدوین كرده بود، نام عوامل عنوان نمی‌شد و “آوینی” به تصمیم خود وفادار مانده بود. “شهید مرتضی آوینی” تصمیم گرفته بود كه دیگر چیزی كه حدیث نفس باشد ننویسد و دیگر از خودش سخنی به بیان نیاورد.

     

    مهمترين آثار شهيد

    از آثار شهید آوینی مجموعه ی مقالات سینمایی با نام آیینه ی جادو، كتاب آغازی بر یك پایان، كتاب فتح خون و كتاب مجموعه ی مقالات فرهنگ و هنر، مقاله ی شرح نور در تفسیر غزلیات امام خمینی قدس سره را می توان نام برد.

    دیدگاه های شهیدشهید آوینی، غرب را به عنوان یك كلّیت، تجسم ظهور تاریخی شیطان می دانست و به ویژه درباره ی غربِ پس از رنسانس، معتقد بود كه با غلبه ی اومانیسم و خود بنیادی، جهالت و طغیان بشر غربی به نهایت رسیده و همین به نهایت رسیدن طغیان و خود بنیادی، زمان توبه را نزدیك كرده است.شهید آوینی عصر كنونی را عصر توبه بشریت می نامید و ظهور انقلاب دینی را تجسم این توبه تاریخی و معنوی می دانست. شهید آوینی مسیر تقدیر تاریخی بشر را متشكل از مراحل زیر می شمرد:

    1- هبوط (در مصداق جمعی و تاریخی) 2- طغیان و خودبنیادی 3- توبه (در مصداق جمعی و تاریخی) 4- طلوع عصر معنویت و نجات از خود بنیادی.

    شهید آوینی تنها صورت مشروع از حكومت را نظام مبتنی بر ولایت فقیه می دانست:

    «ولایت فقیه تنها صورتی است كه می تواند به حكومت اسلام فضیلت بخشد. فقیه انسانی است كه حقیقت دین در وجود او تبین یافته است و قدرت استنباط احكام عملی دین را از سرچشمه های حقیقت كه كتاب و سنت است داراست.»

    وی آزادی را برای انسان حق نمی دانست بلكه آزادی را یك تكلیف می دانست:

    «آزادی حق انسان نیست بلكه تكلیف اوست در برابر حقیقت و عدالت.

    و البته در این گفتار نیز مسامحه ای وجود دارد كه آزادی در حقیقت خویش، مقابله ای با حقیقت و عدالت یا تعهد ندارد و اگر حقیقت آزادی ظهور می یافت، همه ی دعواها از میان بر می خاست. این دعواها از سر جهل نسبت به حقیقت آزادی است كه «حریت» است.

    شهید حضور را برتر از حصول می دانست و تقوا را یگانه راه حقیقی كسب معرفت می خواند و حضور دل آگاهانه و متذكرانه را از لوازم تفكر حقیقی می دانست؛ زیرا كه او تفكر را جز به معنای تقرب نمی دانست:

    «تفكر حقیقی، همان تفكر حضوری است كه ذكر است و ذكر نیز نه آن چنان است كه به كوشش خود حاصل آید. حضور عین ذكر است و تقرب است و غفلت عین بُعد است.»
    آوینی یكی از منتقدان جدی و پیگیر روشنفكری بود. وی پیوسته ابتذال سطحیت و غربزدگی روشنفكری ایرانی را مورد نقادی تند و تیزی قرار می داد. او روشنفكر را كسی می دانست كه تلاش می كند تا احكام و اعتبارات نظری و عملی، تجربی و حسی را كه در چهارچوب عقل، جزوی منقطع از وحی به دست آمده، مبنای تغییر هستی و زندگی آدمیان قرار دهد.«روشنفكر مخالف سنّت ها و دین، و متكی بر بینش فردی خویش از جهان می باشد و احكام عملی زندگی خویش را از علوم تجربی كسب می كند. جامعه ی روشنفكر اصولاً غربگراست و با تفكر غربزده می ا ندیشد و حتی اگر روی به دینداری بیاورد به شدت در معرض التقاط قرار دارد. او به مفهوم ولایت اعتقادی ندارد چرا كه به دموكراسی غربی ایمان آورده است.»
    شهید آوینی ترویج التقاط فرهنگی را یكی از اهداف تهاجم فرهنگی می دانست: «تهاجم فرهنگی دشمنان انقلاب متوجه همه ی آن نقاطی است كه انقلاب اسلامی را هویت مستقل بخشیده و آن را به مبارزه با غرب می كشاند. فرهنگ اسلامی انقلاب، ولایت فقیه و عدم رابطه با آمریكا»  

    سید شهیدان اهل قلم، عاشق پاكباخته ی مقام عظمای ولایت و پیرو راه پیر و مراد خویش حضرت امام خمینی «قدس سره» و مطیع و فرمانبردار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بود.

    روحش شاد راهش پر رهرو باد

    گردآوری: مجله اینترنتی ستاره

    کلیدواژه ها: بيوگرافي شهيد آويني, زندگينامه شهيد آويني, شهيد سيد مرتضي آويني
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 06:51:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      آهنگر    

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آهنگر

    سید محمد اشرف علوی می‏نویسد:
    « در سفری به مصر، آهنگری را دیدم که با دست خود آهن گداخته را از کوره آهنگری بیرون می‏ آورد و روی سندان می‏گذاشت و حرارت آهن به دست وی اثر نمی‏کرد. با خود گفتم این شخص، مردی صالح است که آتش به دست او کارگر نیست. ازاین‏رو، نزد آن مرد رفتم، سلام کردم و گفتم:
    «تو را به آن خدایی که این کرامت را به تو لطف کرده است، در حق من دعایی کن.» مرد آهنگر که سخن مرا شنید، گفت: «ای برادر! من آن‏گونه نیستم که تو گمان کرده‏ای.»

    گفتم: «ای برادر! این کاری که تو می‏کنی، جز از مردمان صالح سر نمی‏زند.»
    گفت: « گوش کن تا داستان عجیبی را دراین‏باره برای تو شرح دهم. روزی در همین دکان نشسته بودم که ناگاه زنی بسیار زیبا که تا آن روز کسی را به زیبایی او ندیده بودم، نزد من آمد و

    گفت:« برادر! چیزی داری که در راه خدا به من بدهی؟»
    من که شیفته رخسارش شده بودم، گفتم: «اگر حاضر باشی با من به خانه‏ ام بیایی و خواسته مرا اجابت کنی، هرچه بخواهی به تو خواهم داد.»
    زن با ناراحتی گفت: «به خدا سوگند، من زنی نیستم که تن به این کارها بدهم.»

    گفتم: «پس برخیز و از پیش من برو.»
    زن برخاست و رفت تا اینکه از چشم ناپدید شد. پس از چندی دوباره نزد من آمد و گفت: «نیاز و تنگ‏دستی، مرا به تن دادن به خواسته تو وادار کرد.»
    من برخاستم و دکان را بستم و وی را به خانه بردم. چون به خانه رسیدیم، گفت: «ای مرد! من کودکانی خردسال دارم که آنها را گرسنه در خانه گذاشته‏ ام و بدینجا آمده ‏ام. اگر چیزی به من بدهی تا برای آنها ببرم و دوباره نزد تو باز گردم، به من محبت کرده‏ ای.»
    من از او پیمان گرفتم که باز گردد. سپس چند درهم به وی دادم. آن زن بیرون رفت و پس از ساعتی بازگشت. من برخاستم و در خانه را بستم و بر آن قفل زدم.
    زن گفت: «چرا چنین می‏کنی؟» گفتم: «از ترس مردم.» زن گفت: «پس چرا از خدای مردم نمی‏ترسی؟»

    گفتم: «خداوند، آمرزنده و مهربان است.»

    این سخن را گفتم و به طرف او رفتم.دیدم که وی چون شاخه بیدی می‏لرزد و سیلاب اشک بر رخسارش روان است.

    به او گفتم: «از چه وحشت داری و چرا این‏گونه می‏لرزی؟ »

    زن گفت: «از ترس خدای عزوجل.» سپس ادامه داد: «ای مرد! اگر به خاطر خدا از من دست برداری و رهایم کنی، ضمانت می‏کنم که خداوند تو را در دنیا و آخرت به آتش نسوزاند.»

    من که وی را با آن حال دیدم و سخنانش را شنیدم، برخاستم و هرچه داشتم به او دادم و گفتم: «ای زن! این اموال را بردار و به دنبال کار خود برو که من تو را به خاطر خداوند متعال رها کردم.»
    زن برخاست و رفت.اندکی بعد به خواب رفتم و در خواب بانوی محترمی که تاجی از یاقوت بر سر داشت، نزد من آمد و گفت: «ای مرد! خدا از جانب ما جزای خیرت دهد.» پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: «من مادر همان زنی هستم که نزد تو آمد و تو به خاطر خدا از او گذشتی. خدا در دنیا و آخرت تو را به آتش نسوزاند.» پرسیدم: «آن زن از کدام خاندان بود؟» فرمود: «از ذریه و نسل رسول خدا (صلّی ‏الله علیه و آله و سلّم).» من که این سخن را شنیدم، خدای تعالی را شکر کردم که مرا موفق داشت و از گناه حفظم کرد و به یاد این آیه افتادم که خداوند می‏فرماید:

    «إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»

    «خدا می‏خواهد هر پلیدی را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را از هر عیبی پاک و منزه گرداند.» (احزاب: ۳۳)

    سپس از خواب بیدار شدم و از آن روز تاکنون آتش دنیا مرا نمی‏ سوزاند و امیدوارم آتش آخرت نیز مرا نسوزاند.۱

    پی نوشت :
    فضائل‏السادات، صص ۲۴۰ و ۲۴۱.

    برگرفته از : کتاب «گناه گریزی» / سیدحسین اسحاقی / نشر دفتر عقل

    کلیدواژه ها: آتش دنیا و آخرت, خدای مهربان و امرزنده, داستان آهنگر, زن پاکدامن, مرد صالح
    موضوعات: داستان  لینک ثابت  [ 02:50:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعر حجاب    

     

    شعر معاصر درباره حجاب در قوالب سنتی
     

    رخت زیبای آسمانی را

    خواهرم با غرور بر سر کن

    نه خجالت بکش نه غمگین باش

    چادرت ارزش است باور کن

     

    بوی زهرا و مریم و هاجر

    از پر چادرت سرازیر است

    بشکند آن قلم که بنویسد:

    دِمُدِه گشت و دست و پا گیر است

     

    توی بال فرشته‌ها انگار

    حفظ وقت عبور می‌آیی

    کوری چشم‌های بی عفت

    مثل یک کوه نور می‌آیی

     

    حفظ و پوشیده در صدف انگار

    ارزش و شأن خویش می‌دانی

    باوقاری و مثل یک خورشید

    پشت یک ابر تیره می‌مانی

     

    خسته‌ای از تمام مردم شهر

    از چه رو این قدر تو غم داری؟

    نکند فکر این کنی شاید

    چیزی از دیگران تو کم داری

     

    قدمت روی شهپر جبریل

    هر زمانی که راه می‌آیی

    در شب چادرت تو می‌تابی

    مثل یک قرص ماه می‌آیی

     

    سمت جریان آب‌ها رفتن

    هنر هر شناگری باشد

    تو ولی باز استقامت کن

    پیش رو جای بهتری باشد

     

    پر بکش سمت اوج می‌دانم

    که خدا با تو است در همه جا

    پر بزن چادرت تو را بال است

    و بدان می‌برد تو را بالا

     

    در زمانی که شأن و ارزش جز

    به دماغ و لباس و ماشین نیست

    توی چادر بمان و ثابت کن

    ارزش واقعی زن این نیست

     

    شاعر:وحید مصلحی

    کلیدواژه ها: حضرت زهرا (س), حضرت مریم و هاجر, شعر حجاب, فرشته ها, چادر
    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 02:37:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مفهوم آزادی    

    مفهوم آزادی

    آزادی، پدیده ای طبیعی نیست، از صفات واقعی انتزاعی فلسفی یا از صفات فرض ریاضی اشیاء هم نیست، بلکه مفهومی است اعتباری و عملی که از استعداد طبیعی یک موجود برای تکامل اعتبار می شود و خلاصه مفهومش این است که نباید مانعی در راه رشد استعداد طبیعی انسان به وجود آورد. (نه اینکه مانعی در مقابل خواسته و عقیده او ایجاد کرد) «1»

    آزادی کلی به این معنی صحیح است که نباید مانع بروز استعدادهای بشر شد، دیگر به این معنی صحیح است که بسیاری چیزهاست که با جبر نمی توان به بشر تحمیل کرد و دیگر به این جهت است که بشر موجودی است که باید بالاختیار و در صحنه تنازع و کشمکش به کمال خود برسد، اما آزادی به معنی اینکه نباید مزاحم خواب بشر شد، غلط است «2».

    ایجاد مانع برای رشد طبیعی یک گیاه مثل اینکه گلی را در سایه یا در محیط تنگ و کوچک از لحاظ فضا قرار دهیم، کار ناپسند و تجاوز به حق اوست اما چون مقرون به شعور از طرف گل نیست، ظلم نیست و در حیوان اگر مستلزم ایذاء باشد ظلم است و الّا نه. اما به مصرف انسان رساندن گیاه یا حیوان به هیچ نحو ظلم نیست. پس این بحث که آیا آزادی از مختصات انسان است یا نه، به این صورت باید حل شود که معنی آزادی لزوم عدم ایجاد مانع است، این لزوم فقط درباره ی انسان صادق است و درباره ی گیاه به هیچ نحو صادق نیست هر چند گیاه هم دارای حقوقی است و درباره ی حیوان فقط نباید ایجاد اذیت و آزار کرد ولی این معنی غیر از آزادی مصطلح است. آزادی از مختصات انسان است … «3»

     

    منابع:

    1- مطهری، مرتضی، (آزادی معنوی): مجموعه آثار 23، انتشارات صدرا، تهران، 1384.

    2- مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، ج 3، انتشارات صدرا، تهران، 1384.

    3- مطهری، مرتضی، (انسان کامل): مجموعه آثار 23، انتشارات صدرا، تهران، 1384.

    کلیدواژه ها: اختیار, استعداد طبیعی, مانع, مفهوم آزادی
    موضوعات: آزادی  لینک ثابت  [ 02:28:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      هدف و فلسفه حجاب    

    هدف و فلسفه‎ی حجاب

    هدف از تشریع حجاب اسلامی و فلسفه ی حجاب و پوشش چیست؟

    ‎ هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله ی تزکیه ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

    إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ؛[1] بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

    هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ ؛

    اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه ی جهالت و گمراهی بودند.

    از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست یابی به تزکیه ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

    قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِک أَزْکی لَهُمْ؛[2] ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

    وَ إِذا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛[3] و هرگاه از زنان رسول متاعی می‎طلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دل های شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است.

    وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یرْجُونَ نِکاحاً فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُناحٌ أَنْ یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛[4] و زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشسته اند و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست که اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند، نزد نامحرمان جامه‎های خود را از تن برگیرند و اگر بازهم عفت و تقوای بیش تر گزینند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است.

    یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِک وَ بَناتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِک أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛[5] ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادرهای خود فروپوشند که این کار برای این که آنها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس‎رانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است.

    چون نگاه به نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد می‎شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، به مردان نیز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام کرده است؛ چنان‎که از امام رضا(ع) نقل شده است:

    حُرّم النظر الی شعور النساء المحجوبات بالازواج و غیرهنّ من النساء لما فیه من تهییج الرجال و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لا یحلّ و لا یجمل؛[6] نگاه به موهای زنان با حجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمی‎انگیزد و آنان را به فساد فرا می‎خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته.

    از مجموع آیات و حدیث فوق به خوبی استفاده می‎شود که هدف و فلسفه ی وجوب حجاب اسلامی، ایجاد تزکیه ی نفس، طهارت و عفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه، و ایجاد صلاح و پیش گیری از فساد است.

     

    پی نوشتها

    [1]. سوره ی حجرات (49)، آیه ی 13.

    [2]. سوره ی نور (24)، آیه ی 30.

    [3]. سوره ی احزاب (33)، آیه ی 53.

    [5]. سوره ی نور (24)، آیه ی 60.

    [6]. سوره ی احزاب (33)، آیه ی 59.

    [22]. مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص 34.

    منبع:

    پایگاه اطلاع رسانی حوزه

    کلیدواژه ها: تزکیه نفس, عفت, هدف و فلسفه حجاب, پاکدامنی
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت  [ 02:17:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مفهوم و ابعاد حجاب    

    مفهوم و ابعاد حجاب

    مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه ابعاد و اقسامی است؟

    حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است[1]. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است[2]. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد[3].

    در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گری و خودنمایی نپردازد.

    بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

    گاهی مشاهده می‎کنیم که بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‎های شاد و زیبا و تحریک برانگیز استفاده می‎کنند که به اندامشان زیبایی خاصی می‎بخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیبایی‎اش آشکار است، گویی که اصلاً لباس نپوشیده است[4]؛ و این دور از روح حجاب است.

    اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.

    علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛

    مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده ‎اند:

    قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ[5]؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

    قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ[6]؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

    نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

    فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ[7]؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

    نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:

    وَ لا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ ما یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ[8]؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

    از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه ی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه ‎رفتن است.

     

    پی نوشتها

    [1]. جوهری، صحاح اللغه، الحجاب: الستر؛ فیومی، المصباح المنیر، حجبه حجباً من باب قتل: منعه و منه قیل للستر الحجاب لانه یمنع المشاهده.

    [2]. در قرآن این کلمه در هشت مورد به کار رفته که بیش تر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است.

    [3]. استاد مطهری، مسئله ی حجاب، ص 78.

    [4]. علامه سیدمحمدحسین فضل الله، مجله‎ی پیام زن، «جوانان، ورزش و حجاب» شماره ی 74، ص 19.

    [5]. سوره ی نور (24)، آیه ی 30.

    [6]. سوره ی نور (24)، آیه ی 31.

    [7]. سوره‎ی احزاب (33)، آیه‎ی 32.

    [8]. سوره ی نور (24)، آیه ی 31.

    منبع:

    پایگاه اطلاع رسانی حوزه

    کلیدواژه ها: حجاب, حجاب زبانی, پوشش, پوشش اسلامی بانوان
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت  [ 02:04:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      زندگی نامه حضرت معصومه(س)    

     

    زندگی نامه حضرت معصومه(س)

    حضرت معصومه عليها السلام در اول سال 173 هجري قمري در مدينه چشم به جهان گشود.

    پدرش امام هفتم شيعيان حضرت موسي بن جعفر عليه السلام و مادرش حضرت نجمه بود كه به علت پاكي و طهارت نفس به او طاهره مي گفتند.حضرت معصومه در 28 سالگي و در روز دوازدهم ربيع الثاني سال 201 هجري قمري در قم به شهادت رسيد كه امروز بارگاه ملكوتي و مرقد مطهرش همچون خورشيدي در قلب استان قم مي درخشد و همواره فيض بخش و نورافشان دلها و جانهاي تشنه معارف حقاني است.

     آن حضرت در واقع بتول دوم و جلوه اي از وجود حضرت زهرا سلام الله عليها بود.در طهارت نفس امتيازي خاص و بسيار والاداشت كه امام هشتم برادر تني آن حضرت او را (كه نامش فاطمه بود) معصومه خواند.فرمود: «من زار المعصومة بقم كمن زارني» : (كسي كه حضرت معصومه عليها سلام را در قم زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت كرده است).


    مقام علم و عرفان او در مرحله اي است كه در فرازي از زيارتنامه غير معروف او چنين مي خوانيم: «السلام عليك يا فاطمه بنت موسي بن جعفر و حجته و امينه» ‍:  (سلام بر تو اي فاطمه دختر موسي بن جعفر و حجت و امين از جانب موسي بن جعفر).و باز مي خوانيم: «السلام عليك ايتها الطاهرة الحميدة البرة الرشيدة التقية الرضية المرضية»: (سلام بر تو اي بانوی پسنديده نيك سرشت، اي بانوي رشد يافته، پاك طينت، پاك روش، شايسته و پسنديده).بدين لحاظ و مقامات عالي معنوي آن بانوست كه حضرت رضا عليه السلام در فرازي از زيارتنامه معروفش به ما آموخته كه در كنار مرقدش خطاب به او بگوييم: «يا فاطمه اشفعي لي في الجنة فان لك عندالله شانا من الشان».

    (اي فاطمه! در بهشت از من شفاعت كن چرا كه تو در پيشگاه خداوند داراي مقامي بس ارجمند و والا هستي).امام صادق عليه السلام سالها قبل از ولادت حضرت معصومه عليها سلام  در توصيف قم سخن گفته و آن مكان را حرم خاندان رسالت خوانده بود. آنگاه فرمود: به زودي بانويي از فرزندانم به سوي آن كوچ كند كه نامش فاطمه دختر موسي بن جعفر است و با شفاعت او همه شيعيانم وارد بهشت مي شوند.

     
    خاندان عصمت پيامبر در انتظار آن بودند كه اين دختر ممتاز چشم به اين جهان بگشايد تا قلب و روي آنان را به ديدار خود روشن و منور گرداند. آغاز ماه ذيقعده براي حضرت رضا عليه السلام و دودمان نبوت و آل علي عليه السلام پيام آور شادي مخصوص و پايان بخش انتظاري عميق و شور آفرين بود زيرا حضرت نجمه فرزندي جز حضرت رضا عليه السلام نداشت و مدتها پس از حضرت رضا نيز داراي فرزندي نشده بود.

    از آنجا كه سال ولادت حضرت رضا عليه السلام يعني سال 148 هجري قمري و سال ولادت حضرت معصومه عليها سلام سال 173 و بين اين دو ولادت بيست و پنج سال فاصله بود و از طرفي امام صادق عليه السلام ولادت چنان دختري را مژده داده بود، از اين رو خاندان پيامبر بيصبرانه در انتظار طلوع خورشيد وجود حضرت معصومه عليها سلام بودند.

    هنگامي كه وي چشم به جهان گشود براستي كه آنروز براي اهل بيت عصمت بخصوص امام هشتم و حضرت نجمه سلام الله عليها روز شادي و سرور وصف ناپذير و از ايام الله بود زيرا اختري از آسمان ولايت و امامت طلوع كرده بود كه قلبها را جلا و شفا مي داد و چشمها را روشن مي كرد و به كانون مقدس اهل بيت عليهم السلام گرمي و صفا مي بخشيد

     اين سوال كه پيامبر اسلام با آنكه چند فرزند دختر داشت چرا حضرت زهرا را بيشتر دوست مي داشت و به او بيشتر اعتبار مي داد. سوالي است كه درباره حضرت معصومه عليها سلام نيز صادق است كه چرا حضرت موسي بن جعفر عليه السلام با داشتن دختران بسيار به حضرت معصومه عليها سلام توجه مي كرد و در ميان آنها اين دختر به آن همه مقامات نايل شد. پاسخش اين است که در آيات قرآن و گفتار پيامبر و امامان به طور مكرر معيار, داشتن علم، تقوا و جهاد و ساير ارزشهاي والاي انساني است

     
    براستي كه حضرت معصومه عليها سلام همچون جده اش حضرت زهرا سلام الله عليها در معيارهاي ارزشي اسلام يكه تاز عرصه ها و در علم و كمالات و قداست گوي سبقت را از ديگران ربوده بود. وي تافته اي ملكوتي و جدا بافته و ساختار وجودي او از ديگران ممتاز بود.همان گونه كه پيامبر (ص) در شان حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود:‌ «فداها ابوها» : (پدرش به فدايش باد)، حضرت موسي بن جعفر عليه السلام نيز در شان حضرت معصومه عليها سلام فرمود: «فداها ابوها»حضرت معصومه عليها سلام همنام حضرت فاطمه زهراست دراين نام رازها نهفته است. يكي از رازها اين بود كه در علم و عمل از رقباي خود پيشي گرفته و ديگر اين كه از ورود شيعيان به آتش دوزخ جلوگيري مي نمايد.

     همچنين از نظر كمالات علمي و عملي بي نظير است ديگر اين كه گرچه مرقد مطهرش آشكار است و همانند مرقد مطهر حضرت زهرا سلام الله عليها مخفي نيست ولي مطابق مكاشفه اي كه براي بعضي از اولياي خدا روى داده امام باقر يا  امام  صادق عليهم السلام فرمودند: «كسي كه مرقد حضرت معصومه عليها سلام را زيارت كند به همان مقصودي نايل خواهد شد كه از زيارت قبر حضرت زهرا سلام الله عليها نايل مي شود. از ديگر مشابهت هاي حضرت معصومه عليها سلام به حضرت زهرا فداكاري ايشان در راه اثبات ولايت بود زيرا حضرت معصومه عليها سلام نيز آن چنان تلاش كرد که جان خود را فدا نمود و به شهادت رسيد.

    يعني حضرت معصومه عليها سلام نيز با كارواني از حجاز به سوي خراسان براي ديدار چهره عظيم ولايتمداران عصر يعني برادرش حضرت رضا عليه السلام حركت كرده تا يار و ياور او باشد ولي در مسير هنگامي كه به سرزمين ساوه رسيد دشمنان خاندان نبوت در يك جنگ نابرابر بستگان و برادرش را به شهادت رساندند و با ريختن زهر در غذايش او را مسموم ساختند كه بيمار شد و به قم آمد و پس از شانزده روز سكونت در قم به شهادت رسيد

     
    همان گونه كه حضرت زهرا سلام الله عليها با استدلالهاي متين و استوار، حقانيت ولايت حضرت علي عليه السلام را تبيين مي كرد، حضرت معصومه عليها سلام نيز چنين بود. رواياتي كه از آن حضرت نقل شده غالباً درباره امامت و ولايت علي عليه السلام است كه با اثبات ولايت او ولايت امـامـان معصوم نيز ثابت مي شود.

    براي نمونه حضرت معصومه با چند واسطه از حضرت زهرا نقل مي كنند كه فرمود: پيامبر در شب معراج به بهشت رفت و بر روي پرده اي در قصر بهشت ديد كه چنين نوشته شده: «لااله الا الله محمدا رسوله علي ولي القوم» : (معبودي جز خداي يكتا و بي همتا نيست محمد رسول خدا و علي ولي و رهبر مردم است) و بر روي پرده درگاه قصر ديگري نوشته شده است: «شيعت علي هم الفائزون» (شيعيان علي رستگارند).نيز با چند واسطه از رسول خدا (ص) نقل مي كند كه فرمود:‌«الا من مات علي حب آل محمد مات شهيدا»: آگاه باشيد! كسي كه با حب آل محمد از دنيا برود شهيد از دنيا رفته است).

    يكي از روايات او كه با چند واسطه به حضرت زهرا سلام الله عليها مي رسد اين است كه:‌حضرت زهرا سلام الله عليها فرمود: آيا سخن رسول خدا را فراموش كرده ايد كه در روز عيد غدير خم فرمود: هر كس من مولا و رهبر اويم علي هم مولا و رهبر او است و نيز به علي فرمود:‌ نسبت تو به من همانند نسبت هارون برادر موسي به موسي (ع) است.به اين ترتيب مي بينيم حضرت معصومه عليها سلام عالمه محدثه آل طه بود و قدم به جاي پاي حضرت زهرا سلام الله عليها گذاشت و همچون او در عرصه  جهاد و تلاش براي اثبات حق كوشيد تا جايي كه جانش را فداي ولايت نمود و شهد شهادت نوشيد.

     

     

     

    احادیثی پیرامون حضرت معصومه سلام الله علیها

    قال الصادق علیه السلام:

    انّ للّه حرماً و هو مكه ألا انَّ لرسول اللّه حرماً و هو المدینة ألا و ان لامیرالمؤمنین علیه السلام حرماً و هو الكوفه الا و انَّ قم الكوفة الضغیرة ألا ان للجنة ثمانیه ابواب ثلاثه منها الى قم تقبض فیها اموأة من ولدى اسمها فاطمه بنت موسى علیهاالسلام و تدخل بشفاعتها شیعتى الجنة با جمعهم؛ « خداوند حرمى دارد كه مكه است پیامبر حرمى دارد و آن مدینه است و حضرت على علیه السلام حرمى دارد و آن كوفه است و قم كوفه كوچك است كه از هشت در بهشت سه در آن به قم باز مى‌شود - زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى‌رود كه اسمش فاطمه دختر موسى علیه السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى‌شوند».

     

    عن سعد عن الرضا علیه السلام قال:

    «یا سعد من زارها فله الجنة ثواب الأعمال و عیون اخبار الرضا علیه السلام: عن سعدبن سعد قال: سالت اباالحسن الرضا علیه السلام عن فاطمه بنت موسى بن جعفر علیه السلام فقال:من زارها فله الجنة».

    امام رضا علیه السلام فرمود: «كسى كه حضرت فاطمه معصومه را زیارت كند پاداش او بهشت است» .

     

    عن ابن الرضا علیهماالسلام قال:« من زار قبر عمتى بقم فله الجنة» .(1)

     

    امام جواد علیه السلام: «كسى كه عمه‌ام را در قم زیارت كند پاداش او بهشت است ».

     

    امام صادق علیه السلام:« من زارها عارفاً بحقّها فله الجنة».(2)

    امام صادق علیه السلام:«كسى كه آن حضرت را زیارت كند در حالى كه آگاه و متوجه شأن و منزلت او باشد بهشت پاداش اوست» .

     

    امام صادق علیه السلام:

    «الّا انَّ حرمى و حرم ولدى بعدى قم».(3) 

    آگاه باشید كه حرم و حرم فرزندان بعد از من قم است .

     

    جایگاه حضرت معصومه سلام الله علیها

    لقب «معصومه» را امام رضا علیه السلام به خواهر خود عطا فرمود: آن حضرت در روایتى فرمود:

    «مَنْ زَارَ الْمَعصُومَةَ بِقُمْ كَمَنْ زَارَنى»(4)

    «هر كس معصومه را در قم زیارت كند، مانند كسى است كه مرا زیارت كرده است.»

    این لقب، كه از سوى امام معصوم به این بانوى بزرگوار داده شده، گویاى جایگاه والاى ایشان است.

     
    امام رضا علیه السلام در روایتى دیگر مى‌فرماید:
    « هر كس نتواند به زیارت من بیاید، برادرم را در رى یا خواهرم را در «قم» زیارت كند كه ثواب زیارت مرا در مى‌یابد».(5)

    لقب دیگر حضرت معصومه سلام الله علیها «كریمه اهل بیت» است. این لقب نیز بر اساس رؤیاى صادقانه یكى از بزرگان، از سوى اهل‌بیت به این بانوى گرانقدر داده شده است. ماجراى این رؤیاى صادقانه بدین شرح است :

    مرحوم آیة اللّه سیّدمحمود مرعشى نجفى، پدر بزرگوار آیة اللّه سید شهاب الدین مرعشى (ره) بسیار علاقه‌مند بود كه محل قبر شریف حضرت صدّیقه طاهره سلام الله علیها را به دست آورد. ختم مجرّبى انتخاب كرد و چهل شب به آن پرداخت. شب چهلم پس از به پایان رساندن ختم و توسّل بسیار، استراحت كرد. در عالم رؤیا به محضر مقدّس حضرت باقر علیه السلام و یا امام صادق علیه السلام مشرّف شد.

    امام به ایشان فرمودند:
    «عَلَیْكَ بِكَرِیمَةِ اَهْل ِ الْبَْیت ِ»؛ یعنى به دامان كریمه اهل بیت چنگ بزن.

    ایشان به گمان این كه منظور امام علیه السلامحضرت زهرا سلام الله علیها است، عرض كرد: «قربانت گردم، من این ختم قرآن را براى دانستن محل دقیق قبر شریف آن حضرت گرفتم تا بهتر به زیارتش مشرّف شوم.» امام فرمود: «منظور من، قبر شریف حضرت معصومه در قم است.» سپس افزود:«به دلیل مصالحى، خداوند مى‌خواهد محل قبر شریف حضرت زهرا سلام الله علیها پنهان بماند؛ از این رو قبر حضرت معصومه سلام الله علیها را تجلّى‌گاه قبر شریف حضرت زهرا سلام الله علیها قرار داده است. اگر قرار بود قبر آن حضرت ظاهر باشد و جلال و جبروتى براى آن مقدّر بود، خداوند همان جلال و جبروت را به قبر مطهّر حضرت معصومه سلام الله علیها داده است.» مرحوم مرعشى نجفى هنگامى كه از خواب برخاست، تصمیم گرفت رخت سفر بربندد و به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها رهسپار ایران شود. وى بى‌درنگ آماده سفر شد و همراه خانواده‌اش نجف اشرف را به قصد زیارت كریمه اهل‌بیت ترك كرد.(6)

     

    دلیل ازدواج نکردن حضرت معصومه(س)

    همواره این سؤال برای بسیاری مطرح می شود که چرا دختران امام کاظم(ع) بر خلاف تأکید پیامبر(ص) ازدواج نکردند، اما باید گفت که این مسئله دلایل مختلفی دارد. یعقوبی که از مورخین شیعه است درباره علت ازدواج نکردن دختران امام موسی کاظم(ع) می نویسد: حضرت امام موسی کاظم(ع) وصیت فرمود که دخترانش ازدواج نکنند، ولذا هیچیک از آنان ازدواج نکردند، به جز(ام سلمه)که هم ازدواج واقعی نبود، بلکه وی از مصر عازم حج بود برای اینکه در این سفر محرمی داشته باشد با پسر عمویش قاسم بن محمد بن جعفرالصادق(ع) عقد محرمیت جاری کرد.

    در پاسخ به این گفته یعقوبی باید گفت که:

    اولا: گفته یعقوبی بی اساس و مخالف با سنت اهل بیت(ع) است، زیرا امکان ندارد ائمه(ع) مخالف سیره جدشان رسول الله(ص) عمل نماید، زیرا که روایات زیادی از ناحیه مقدسه رسول الله(ص) بدست ما رسیده که همه حاکی از اهمیت این امر مستحبی دارد تا جائی که حضرت ختمی مرتبت می فرماید(فلیس منی) یعنی اگر کسی ازدوج ننماید از من نیست. آیا معقول است امامی که ما قائل به معصومیتش می باشیم این وصیت را در حق فرزندانش نماید، پس باید گفت که نظریه یعقوبی خالی از واقعیت و غیرمستند است.

    ثانیا: متن وصیتنامه حضرت امام موسی کاظم(ع) در طول قرنها و سالها از حوادث باقی مانده و در کتب تاریخی موجود است که مرحوم کلینی تمام وصیت آن حضرت را در کتاب شریف کافی نقل می نماید که نوشته؛ حضرت امام موسی کاظم(ع) در این وصیتنامه پس از آنکه همه فرزندانش را به تبعیت از امام رضا(ع) فرمان داد، در مورد فرزندانش فرموده:

    « وان اراد رجل منهم ان یزرج اخته فلیس له ان یزوجهاالا باذنه وامره، فانه اعرف بمناکح قومه».

    «هرکدام از آنها اگر بخواهد خواهرش را تزویج دهد، بدون اجازه‌ و فرمان امام رضا(ع)چنین حقی را ندارند، زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج از همه آنها آگاهتر است».

    در جای دیگر از همین وصیتنامه می فرماید:

    «ولا یزوج بناتی احد من اخوتهن من امهاتهن ولا سلطان ولا عم الا برأیه ومشورته، فان فعلوا ذلک فقد خالفوا الله ورسوله وجاهدوه فی ملکه، وهو اعرف بمناکح قومه، فان اراد ان یزوج زوج، وان اراد ان یترک ترک».

    «هیچ یک از دخترانم را نباید برداران مادری و سلاطین و یا عموهایشان شوهر دهند، مگر با نظر و مشورت حضرت رضا(ع) اگر بدون اجازه او به چنین کاری اقدام کنند، با خدا و رسول خدا مخالفت ورزیده اند و در سلطنت خدا منازعه نموده اند، زیرا او به مصالح قومش در امر ازدواج آگاهتر است، پس هرکس را او تزویج دهد اطاعت کند و هرکسی را او تزویج نکند فرمان برد».

    باید متذکر شد که در این وصیتنامه حضرت بیشتر خواستند، به فرزندان خود اعلام کند که حجت خدا بعد از وی حضرت رضا(ع) است و باید در هر موردی من جمله مسئله ازدواج از آن حضرت اطاعت و اجازه بگیرند. بنابر بیان فوق باز فرمایش یعقوبی رد می شود و بی اساس بودن قول او را می توان پی برد و لذا صاحب کتاب(حیاه الامام موسی بن جعفر) صریحا مجعول بودن نقل یعقوبی را اعلان نموده است.

    نظریه دوم که در مورد عدم ازدواج دختران حضرت موسی بن جعفر(ع) داده اند این است که گفته اند چون برای آن مخدرات هم کفو پیدا نمی شد لذا ازدواج ننمودند. در رد این نظریه فوق دو جواب ذکر شده است؛

    اولا: سیره ائمه اطهار(ع) این نبود که دختران خود را به جهت پیدا نشدن(کفو) در خانه نگه بدارند و مانع از ازدواج آنها شوند، بلکه آنها عملا‌ و قولا مومن و مؤمنه را کفو یکدیگر می دانستند و امر می فرمودند که اگر دین و تقوای کسی را پسندید دختران خود را به همسری او درآورید.

    ثانیا: در عصر امام کاظم(ع) جوانان شایسته ای از اولاد امام حسن مجتبی(ع) و از تبار حضرت سیدالشهداء(ع) بودند که می توانستند کفو دختران آن حضرت باشند. لذا احتمالا نظر سوم درست می باشد و آن خفقان شدید هارونی است. اختناق در عصر هارون الرشید به جائی رسیده بود که کسی جرأت نداشت به در خانه‌ امام کاظم(ع) آمد و شد کند، کجا رسد به اینکه آرزوی دامادی آن حضرت را در سر بپروراند.

    اما پاسخ دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه:

    اولا: فاطمه کبری حضرت معصومه(ع) در سال 173 هـ .ق بدنیا آمده و نظر به اینکه این بانو به اجماع مورخین بزرگترین دختران حضرت امام موسی کاظم(ع) بوده و همچنین آن حضرت هم در سال 201هـ .ق به شهادت رسید باید گفت که ایشان در زمان شهادت امام کاظم (ع) 10 سال بیشتر نداشت و تازه بحد بلوغ رسیده بود چه رسد که مابقی دختران آن حضرت که از فاطمه معصومه(ع) کوچکتر بودند.

    ثانیا: چون مورخین عنایت کافی در تاریخ تولد و وفات و ازدواج اولاد ائمه(ع) و بعضا خود ائمه(ع) نداشتند ممکن است که آن مخدرات با تمام آن مسائل و مصائب و مشکلاتی که مطرح گردید، ازدواج نموده و این سنت شایسته جدشان را پیروی کرده باشند مضافا براینکه(عدم الوجدان لا یدل علی عدم الموجود) چون مورخین مسئله ازدواج اولاد ائمه(ع) را ذکر نکرده و یا در کتب تاریخی موجود نیست دلیل بر ازدواج نکردن آن مخدرات نمی توان باشد گرچه در مورد شخص حضرت معصومه(ع) همان دلائل فوق مبنی بر عدم ازدواجش کافی است.

     


    تاریخچه حرم حضرت معصومه(ع)

    پس از دفن حضرت معصومه (س) در قم ، موسى بن خزرج سایبانى از بوریا بر فراز قبر شریفش قرار داد تا این که حضرت زینب فرزند امام جواد (ع) به سال ٢٥٦ هجرى قمرى اولین گنبد را بر فراز قبر شریف عمه بزرگوارش بنا کرد. پس از آن در طول سالیان دراز تا امروز مرقد مطهر ایشان همواره مورد توجه و احترام شیعیان و ارادتمندان بوده و بارها تجدید بنا شده و توسعه و تکمیل یافته است. امروزه حرم مطهر دارای ضریح، گنبد، رواق ها، ایوان ها ،صحن ها، گلدسته هاو….بسیار زیبایی است.

    سیر تاریخی هریک ازبناهای حرم به شرح زیر است:

    مرقد مطهر

    در سال 605 هجرى به دستور «امیر مظفر احمد بن اسماعیل» بزرگ خاندان آل مظفر، بزرگ ترین استاد کاشى ساز آن زمان «محمد بن ابى طاهر کاشى قمى» کار ساخت و پرداخت کاشى هاى متنوع مرقد را شروع کرد و بعد از هشت سال، در سال 613 کاشى هاى آن آماده گردید و کار گذاشته شد. اخیراً در سال 1377 شمسى مرقد مطهر به شکل جدید که آمیخته اى از کاشى و سنگ است تجدید بنا شد و همچنین دیواره هاى داخلى با سنگ مرمر سبز آراسته گردید.

    ضریح

    در سال 965 هجرى شاه طهماسب صفوى، در چهار طرف مرقد ضریحى آجرى آراسته به کاشی هاى هفت رنگ و کتیبه هاى معرق بنا نمود و در اطراف آن منافذى باز بود تا هم مرقد دیده شود و هم زائران نذورات خود را داخل ضریح بریزند.

    در سال 1230 هجرى قمرى فتحعلى شاه همان ضریح را نقره پوش کرد که این ضریح به مرور زمان فرسوده شد و در سال 1280 ضریحى که از نقره ضریح سابق و نقره هاى موجود در خزانه ساخته شده بود به جاى آن نصب گردید.

    این ضریح چندین مرتبه تجدید بنا و اصلاح شد و سال هاى متمادى روى مرقد حضرت باقى بود تا این که در سال 1368 هجرى شمسى به دستور تولیت آن زمان شکل ضریح را تغییر دادند و ضریحى را با ظرایف و شاهکارهاى هنرى ویژه اى به جاى آن نصب نمودند که آن ضریح همچنان برفراز تربت نورانى حضرت برقرار است و در اسفند ماه 1380 شمسى اصلاحات و تعمیرات جدید صورت گرفت.

    رواق ها

    محدوده هاى نزدیک تر به ضریح مطهر را رواق می گویند. حرم مطهر دارای چهار رواق است:

    1- رواق بالاسر که محوطه بین مسجد بالاسر تا ضریح مطهر است و با آیینه کارى و گچکارى هاى بسیار زیبا آراسته شده است.

    2- رواق دارالحفاظ که محوطه بین ایوان طلا و ضریح مطهر است.

    3- رواق آینه (شهید بهشتى) که در بخش زنانه و پایین پاى حضرت (س) واقع است.

    4- رواق پیشرو که محوطه بین مسجد طباطبایى تا ضریح مطهر است.

    صحن ها

    حرم مطهر دارای سه صحن است:

    1- صحن نو (اتابکى)

    این صحن زیبا داراى چهار ایوان شمالى، جنوبى و شرقى و غربى است: ایوان شمالى آن ورودى از میدان آستانه و ایوان جنوبى ورودى از طرف قبله و ایوان شرقى ورودى از خیابان ارم و ایوان غربى همان ایوان آینه است در هر کدام از این ایوان هاى یاد شده ظرایف و آثار هنرى، معمارى خاصى به کار رفته است. این صحن آز آثار (میزرا على اصغر خان صدر اعظم) است که از سال 1295 هجرى قمرى تا سال 1303 بناى آن طول کشیده است.

    2- صحن عتیق (قدیم)

    صحن عتیق (واقع در شمال روضه مبارکه) اولین صحنى است که در این بارگاه مبارکه بنا شده، این صحن را چهار ایوان زیبا فرا گرفته است. ایوانى با عظمت در جنوب که همان ایوان طلا (ورودى صحن به روضه مطهره) مى باشد و ایوانى در شمال که ورودى فیضیه به صحن را تشکیل مى دهد که ساختمان نقاره خانه روى آن بنا شده است و ایوانى در غرب که ورودى مسجد اعظم به صحن است و در شرق، ایوان ورودى صحن عتیق به صحن نو واقع است. این صحن و ایوان هاى اطراف آن را «شاه بیگى» همسر شاه اسماعیل صفوى در سال 925 هجرى قمرى بنا نمود. از سال 1377 نیز تعمیرات اساسى در این صحن و مقابر اطراف شروع شده است که همچنان ادامه دارد.

    3- صحن صاحب الزمان

    این صحن با بیوتات متعلق به آن در مساحتی حدود 8 هزار متر مربع با چهار جهت ورودی، در سال 1381 شروع و در سال 1384 افتتاح گردید. (ورودی شرقی “شبستان امام خمینی” ، ورودی غربی “پل آهنچی” ، ورودی شمالی “بست مسجد اعظم” ، ورودی جنوبی “خیابان جدیدالاحداث". دیواره های اطراف این صحن منقوش به کتیبه های قرآنی با خطوط بنائی و کوفی در ساختار و طرح جدید با ترکیبی از سیمان سفید و آجر است.

    گلدسته ها:

    1-گلدسته های ایوان طلا

    در دو طرف این ایوان در صحن عتیق، گلدسته هایی پوشیده از کاشی گرهی به صورت مارپیچ (به بلندی 40/17 متر از سطح بام و قطر 50/1متر) ساخته شده است که بین پیچ ها، اسامی مبارک: «الله»، «محمد»، «على» به خط کوفی نوشته شده است که در بالای آنها زیر مقرنس کتیبه ای قرار دارد، که سقف آن “ان الله و ملائکته یصلون … ” است.

    این مأذنه ها به دستور «محمد حسین خان شاهسون شهاب الملک»، در سال 1285 هجرى قمرى، طلا کارى شد.

    در سال 1385 هجری شمسی تعمیرات دیگری بر روی این گلدسته ها صورت گرفت و سر گلدسته ها طلاکاری شد.

    2-گلدسته هاى ایوان آینه

    برفراز پایه هاى دو طرف ایوان دو مأذنه است که، از بلندترین بناهاى آستانه مى باشد.

    ارتفاع آنها از سطح بام 28 متر و از سطح صحن 80/42 متر و محیط آن 30/3 متر می باشد. در بالاى مأذنه ها کتیبه اى با پهناى حدود یک متر دیده مى شود که متن آن در یکى از مأذنه ها «لا حول ولا قوه الا بالله العلى العظیم» و در دیگرى «سبحان الله و الحمدلله و لا اله الا الله و الله اکبر» است. پوشش هر دو مأذنه از بالا تا پایین سرتاسر کاشى گرهى است که در میان آن ها نام هاى پروردگار متعال خوانده مى شود.

    بانی آنها، امین السلطان و معمار، استاد حسن معمار قمی می باشد و کاشی کاری گلدسته های مذکور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تعویض شده است.

    3-گلدسته های صحن بزرگ

    در صحن بزرگ (نو یا اتابک) روبروی ایوان آیینه قرار دارند. پوشش آنها، کاشی گرهی هشت ضلعی متساوی است. روی چهار ضلع این گلدسته ها نامای مبارک «الله»، «محمد»، «على» از بالا به پایین 4 مرتبه نوشته شده است.

    منبع:سایت جامع مذهبی فرهنگی شهید آوینی، سایت مشرق

     

    پی‌نوشت‌ها:
    1- كامل الزیارة.

    2- بحارالانوار، ج 48، ص 307.

    3- بحارالانوار، ج 60 ص 216.

    4- ناسخ التواریخ، ج 3، ص 68، به نقل از كریمه اهل‌بیت، ص 32.

    5- زبدة التصانیف، ج 6، ص 159، به نقل از كریمه اهل بیت، ص 3.

    6-کریمه اهل‌بیت، ص 43.

    کلیدواژه ها: حضرت معصومه . کریمه اهل بیت . معصوم, زندگی و شخصیت حضرت معصومه سلام الله علیها, شهر قم
    موضوعات: زندگی نامه حضرت معصومه(س)  لینک ثابت [یکشنبه 1397-01-12] [ 07:38:00 ب.ظ ]

    1 نظر »

       
      مناجات    

    الهی

    دردهایی هست که نمی توان گفت و گفتنی هایی هست که هیچ قلبی محرم آن نیست.

    الهی

    اشک هایی هست که با هیچ دوستی نمی توان ریخت و زخم هایی هست که هیچ مرحمی آنرا التیام نمی بخشد و تنهایی هایی هست که هیچ جمعی آنرا پر نمی کند.

    الهی

    پرسش هایی هست که جز تو کسی قادر به پاسخ دادنش نیست دردهایی هست که جز تو کسی آنرا نمی گشاید قصدهایی هست که جز به توفیق تو میسر نمی شود.

    الهی

    تلاش هایی هست که جز به مدد تو ثمر نمی بخشد تغییراتی هست که جز به تقدیر تو ممکن نیست و دعاهایی هست که جز به آمین تو اجابت نمی شود.

    الهی

    قدم های گمشده ای دارم که تنها هدایتگرش تویی و به آزمون هایی دچارم که اگر دستم نگیری و مرا به آنها محک بزنی شرمنده خواهم شد.

    الهی

    با این همه باکی نیست زیرا من همچو تویی دارم تویی که همانندی نداری رحمتت را هیچ مرزی نیست ای تو خالق دعا و مالک روز جزا.

    آمین یا رب العالمین

    منبع:صحیفه سجادیه

    کلیدواژه ها: صحیفه سجادیه, مناجات
    موضوعات: مناجات  لینک ثابت  [ 02:40:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  موضوعات  
    •  آرشیوها  
    •  آخرین نظرات