لُؤلُؤ مَکنون


فروردین 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30 31

لُؤلُؤ مَکنون

این وبلاگ به نام بانوی کرامت و بزرگواری حضرت معصومه(س) ،به لُؤلُؤ مَکنون نام گذاری شده و در آن سعی شده به مسائل مهم امروز جامعه زنان از جمله :حجاب ،عفاف ،حدود آزادی زن،نحوه برخورد و معاشرت زن در اجتماع و ... پرداخت. اگر چه کتاب ها و مقالات زیادی در رابطه با آن به نگارش درآمده است ولی در این وبلاگ سعی می شود که خلا ها و مسائلی مطرح شود که مورد نیاز زن امروز بوده و شاید در کمتر کتابی به آن پرداخته شده است.تعریف کامل و جامعی از حجاب،عفاف و آزادی و مقایسه حجاب و آزادی از مهم ترین محورهای این وبلاگ میباشد. این وبلاگ برگ سبزی است تقدیم به ساحت مقدس و نورانی بانوی کرامت،حضرت معصومه (س) و تمام بانوان پاکدامن و با عفت سرزمینم ایران و تحفه ایست ناقابل تقدیم به ساحت پر برکت مولا و صاحب امرمان امام زمان(عج).باشد که مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.انشاءالله.

جستجو


موضوعات

  • همه
  • مناجات
  • سخنان رهبر در مورد حجاب و عفاف
  • زندگی نامه حضرت معصومه(س)
  • حجاب
  • آزادی
  • رابطه حجاب با آزادی
  • داستان
  • شعر
  • دلنوشته
  • حدیث
  • آیات قرآنی مربوط به حجاب
  • مناسبات
  • دعاهای واردشده از اهل بیت(ع)

  •   فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
  • RSS چیست؟

    اوقات شرعی

    اوقات شرعی

    ذکر ایام هفته

    ذکر روزهای هفته

    پخش زنده حرم ها

    پخش زنده حرم

    ساعت

    ساعت فلش مذهبی
     
       
      حجاب    

    آرام از کنارت می گذرد ، بی صدا …بدون جلب توجه…

    سیاهی رنگ اوست و بو نداشتن ویژگی او..صورتش نمیبینی،اما در مقابل اویی.

    اوست که با سکوت، با تو حرف میزند و به تو می آموزد…..اگر اهلش باشی.

    در اوج کرامت هست و تندیس متانت..

    نزدیک،اما دور از دسترس…بی عشوه ولی دلربا…اوست معلم وقار در قله ی بی نیازی..

    هر خارو خسی عاشقش نمی شود و زیباییش را هر دلی لمس نمیکند…

    او پیش از انتخاب شدن انتخاب میکند و پیش از معشوق شدن عاشق میشود…

    با زیرکی گوی عقل را از کنار دیو هوس می رباید….

    او همان دختر  عفیف و در پس پرده ی حجاب است…

    آری او دختری است شبیه به خدا…

    کلیدواژه ها: «چادری که جا نماند», دلنوشته درباره حجاب, محجبه ها فرشته اند
    موضوعات: دلنوشته  لینک ثابت [دوشنبه 1397-01-20] [ 09:21:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      سالروز شهادت شهيد اهل قلم،سيد مرتضي آويني    

    بيستم فروردين سالروز شهادت،شهيد اهل قلم،سيد مرتضي آويني گرامي باد.

    ای شقایق‌های آتش گرفته!
    دل خونین ما شقایقی است که داغ شهادت شما را بر خود دارد.
    آیا آن روز نیز خواهد رسید که بلبلی دیگر در وصف ما سرود شهادت بسراید؟!
    “سید مرتضی آوینی”


    سید مرتضی آوینی ۲۰ مهر ۱۳۲۶ در شهر ری به دنیا آمد. در سال ۱۳۳۳ كلاس اول دبستان را در خمین به پایان رساند. دو سال بعد به دلیل موقعیت شغلی پدر از خمین به زنجان رفتند. از آنجا كه در زنجان مدرسه‌ای نبود بنابراین پدر وی مدرسه‌ای را دایر كرد و مرتضی توانست دوره ابتدایی را در آن مدرسه تمام كند. دبیرستان خود را هم در كرمان در رشته ریاضی پشت‌ سر گذاشت. آوینی خدمت سربازی خود را نیز در نیروی هوایی به پایان رساند و در سال ۱۳۴۴ وارد دانشكده هنرهای زیبا شد. او با مریم امینی (زاده ۱۳۳۶) ازدواج کرد.

    شهید سید مرتضی آوینی از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود ، داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد. تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای (معماری) به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت. مجموعه فیلم‌های مستند تلویزیونی او درباره جنگ ایران و عراق با نام “روایت فتح” شناخته‌شده‌ است. به گفته بسیاری از هم دوره‌هایش از جمله عطا‌ء‌اله امیدوار هنرمند برجسته كشورمان، آوینی دارای نبوغ ویژه‌ای در فلسفه ادبیات بود. شهید آوینی به نقاشی و شعر نیز گرایش كم‌نظیری داشت و البته هم نقاشی می‌كرد و هم شعر می‌سرود.

    او که در آغاز خود را «کامران آوینی» معرفی می‌کرد، به اشعار فروغ فرخزاد، احمد شاملو و مهدی اخوان ثالث علاقه داشت. به ظاهر خود می‌رسید، کراوات می‌زد، و به فلسفه غرب علاقه‌مند بود. آوینی بعدها با اندیشه‌های امام روح‌الله خمینی آشنا شد و در سالیان بعد به یک انقلابی بدل شد و مسیر زندگی خود را تغییر داد و در سال ۱۳۵۸ وارد جهاد سازندگی شد و پس از زمان كوتاهی به فیلمسازی روی آورد.

    “آوینی” روش مستندسازی‌اش را كه هدف آن ظاهر كردن واقعیت بود “مستند اشراقی” نام گذاشت.

     

    به گفته همسرش:
    “چند سال از انقلاب گذشته بود که مرتضی سیگارش را ترک کرد. دلیلی که برای این کار ذکر کرد این بود که آقا امام زمان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار ما هستند؛ در این صورت من چطور می‌توانم در حضور ایشان سیگار بکشم؟ این‌گونه بود که دیگر هرگز لب به سیگار نزد.”

     

    سخنان شهید سید مرتضی آوینی درباره دوران جوانی‌اش:
    تصور نکنید که من با زندگی به سبک و سیاق متظاهران به روشنفکری ناآشنا هستم. خیر. من از یک «راه طی شده» با شما حرف می‌زنم. من هم سال‌های سال در یکی از دانشکده‌های هنری درس خوانده‌ام. به شب‌های شعر و گالری‌های نقاشی رفته‌ام. موسیقی کلاسیک گوش داده‌ام، ساعت‌ها از وقتم را به مباحثات بیهوده درباره چیزهایی که نمی‌دانستم گذرانده‌ام. من هم سال‌ها با جلوه‌فروشی و تظاهر به دانایی بسیار زیسته‌ام، ریش پروفسوری و سبیل نیچه‌ای گذاشته‌ام و کتاب «انسان موجود تک‌ساحتی» هربرت مارکوزه را (بی آنکه آن زمان خوانده باشم‌اش) طوری دست گرفته‌ام که دیگران جلد آن را ببینند و پیش خودشان بگویند: عجب! فلانی چه کتاب‌هایی می‌خواند، معلوم است که خیلی می‌فهمد… اما بعد خوشبختانه زندگی مرا به راهی کشانده‌است که ناچار شده‌ام رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و عمیقا بپذیرم که «تظاهر به دانایی» هرگز جایگزین «دانایی» نمی‌شود، و حتی از این بالاتر دانایی نیز با تحصیل فلسفه حاصل نمی‌آید. باید در جستجوی حقیقت بود و این متاعی است که هر کس به راستی طالبش باشد، آن را خواهد یافت و در نزد خویش نیز خواهد یافت… و حالا از یک راه طی شده با شما حرف می‌زنم.

     

    شهادت سید مرتضی آوینی
    شهید سید مرتضی آوینی روز جمعه بیستم فروردین ۱۳۷۲ هنگامی كه به همراه گروه برای تولید مجموعه‌ای جدید از “روایت فتح” به فكه،‌ منطقه‌ عملیاتی والفجر مقدماتی رفته بود، بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.

    هرچند كه فیلم‌های “روایت فتح” تا آن زمان در میان مردم مشهور بود، اما تا آن زمان كسی نمی‌دانست كه سازنده آن‌ها كیست؛ چراكه در “روایت فتح” و نه در هیچ‌كدام از فیلم‌هایی كه او كارگردانی و تدوین كرده بود، نام عوامل عنوان نمی‌شد و “آوینی” به تصمیم خود وفادار مانده بود. “شهید مرتضی آوینی” تصمیم گرفته بود كه دیگر چیزی كه حدیث نفس باشد ننویسد و دیگر از خودش سخنی به بیان نیاورد.

     

    مهمترين آثار شهيد

    از آثار شهید آوینی مجموعه ی مقالات سینمایی با نام آیینه ی جادو، كتاب آغازی بر یك پایان، كتاب فتح خون و كتاب مجموعه ی مقالات فرهنگ و هنر، مقاله ی شرح نور در تفسیر غزلیات امام خمینی قدس سره را می توان نام برد.

    دیدگاه های شهیدشهید آوینی، غرب را به عنوان یك كلّیت، تجسم ظهور تاریخی شیطان می دانست و به ویژه درباره ی غربِ پس از رنسانس، معتقد بود كه با غلبه ی اومانیسم و خود بنیادی، جهالت و طغیان بشر غربی به نهایت رسیده و همین به نهایت رسیدن طغیان و خود بنیادی، زمان توبه را نزدیك كرده است.شهید آوینی عصر كنونی را عصر توبه بشریت می نامید و ظهور انقلاب دینی را تجسم این توبه تاریخی و معنوی می دانست. شهید آوینی مسیر تقدیر تاریخی بشر را متشكل از مراحل زیر می شمرد:

    1- هبوط (در مصداق جمعی و تاریخی) 2- طغیان و خودبنیادی 3- توبه (در مصداق جمعی و تاریخی) 4- طلوع عصر معنویت و نجات از خود بنیادی.

    شهید آوینی تنها صورت مشروع از حكومت را نظام مبتنی بر ولایت فقیه می دانست:

    «ولایت فقیه تنها صورتی است كه می تواند به حكومت اسلام فضیلت بخشد. فقیه انسانی است كه حقیقت دین در وجود او تبین یافته است و قدرت استنباط احكام عملی دین را از سرچشمه های حقیقت كه كتاب و سنت است داراست.»

    وی آزادی را برای انسان حق نمی دانست بلكه آزادی را یك تكلیف می دانست:

    «آزادی حق انسان نیست بلكه تكلیف اوست در برابر حقیقت و عدالت.

    و البته در این گفتار نیز مسامحه ای وجود دارد كه آزادی در حقیقت خویش، مقابله ای با حقیقت و عدالت یا تعهد ندارد و اگر حقیقت آزادی ظهور می یافت، همه ی دعواها از میان بر می خاست. این دعواها از سر جهل نسبت به حقیقت آزادی است كه «حریت» است.

    شهید حضور را برتر از حصول می دانست و تقوا را یگانه راه حقیقی كسب معرفت می خواند و حضور دل آگاهانه و متذكرانه را از لوازم تفكر حقیقی می دانست؛ زیرا كه او تفكر را جز به معنای تقرب نمی دانست:

    «تفكر حقیقی، همان تفكر حضوری است كه ذكر است و ذكر نیز نه آن چنان است كه به كوشش خود حاصل آید. حضور عین ذكر است و تقرب است و غفلت عین بُعد است.»
    آوینی یكی از منتقدان جدی و پیگیر روشنفكری بود. وی پیوسته ابتذال سطحیت و غربزدگی روشنفكری ایرانی را مورد نقادی تند و تیزی قرار می داد. او روشنفكر را كسی می دانست كه تلاش می كند تا احكام و اعتبارات نظری و عملی، تجربی و حسی را كه در چهارچوب عقل، جزوی منقطع از وحی به دست آمده، مبنای تغییر هستی و زندگی آدمیان قرار دهد.«روشنفكر مخالف سنّت ها و دین، و متكی بر بینش فردی خویش از جهان می باشد و احكام عملی زندگی خویش را از علوم تجربی كسب می كند. جامعه ی روشنفكر اصولاً غربگراست و با تفكر غربزده می ا ندیشد و حتی اگر روی به دینداری بیاورد به شدت در معرض التقاط قرار دارد. او به مفهوم ولایت اعتقادی ندارد چرا كه به دموكراسی غربی ایمان آورده است.»
    شهید آوینی ترویج التقاط فرهنگی را یكی از اهداف تهاجم فرهنگی می دانست: «تهاجم فرهنگی دشمنان انقلاب متوجه همه ی آن نقاطی است كه انقلاب اسلامی را هویت مستقل بخشیده و آن را به مبارزه با غرب می كشاند. فرهنگ اسلامی انقلاب، ولایت فقیه و عدم رابطه با آمریكا»  

    سید شهیدان اهل قلم، عاشق پاكباخته ی مقام عظمای ولایت و پیرو راه پیر و مراد خویش حضرت امام خمینی «قدس سره» و مطیع و فرمانبردار مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای بود.

    روحش شاد راهش پر رهرو باد

    گردآوری: مجله اینترنتی ستاره

    کلیدواژه ها: بيوگرافي شهيد آويني, زندگينامه شهيد آويني, شهيد سيد مرتضي آويني
    موضوعات: مناسبات  لینک ثابت  [ 06:51:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      آهنگر    

    بسم الله الرحمن الرحیم

    آهنگر

    سید محمد اشرف علوی می‏نویسد:
    « در سفری به مصر، آهنگری را دیدم که با دست خود آهن گداخته را از کوره آهنگری بیرون می‏ آورد و روی سندان می‏گذاشت و حرارت آهن به دست وی اثر نمی‏کرد. با خود گفتم این شخص، مردی صالح است که آتش به دست او کارگر نیست. ازاین‏رو، نزد آن مرد رفتم، سلام کردم و گفتم:
    «تو را به آن خدایی که این کرامت را به تو لطف کرده است، در حق من دعایی کن.» مرد آهنگر که سخن مرا شنید، گفت: «ای برادر! من آن‏گونه نیستم که تو گمان کرده‏ای.»

    گفتم: «ای برادر! این کاری که تو می‏کنی، جز از مردمان صالح سر نمی‏زند.»
    گفت: « گوش کن تا داستان عجیبی را دراین‏باره برای تو شرح دهم. روزی در همین دکان نشسته بودم که ناگاه زنی بسیار زیبا که تا آن روز کسی را به زیبایی او ندیده بودم، نزد من آمد و

    گفت:« برادر! چیزی داری که در راه خدا به من بدهی؟»
    من که شیفته رخسارش شده بودم، گفتم: «اگر حاضر باشی با من به خانه‏ ام بیایی و خواسته مرا اجابت کنی، هرچه بخواهی به تو خواهم داد.»
    زن با ناراحتی گفت: «به خدا سوگند، من زنی نیستم که تن به این کارها بدهم.»

    گفتم: «پس برخیز و از پیش من برو.»
    زن برخاست و رفت تا اینکه از چشم ناپدید شد. پس از چندی دوباره نزد من آمد و گفت: «نیاز و تنگ‏دستی، مرا به تن دادن به خواسته تو وادار کرد.»
    من برخاستم و دکان را بستم و وی را به خانه بردم. چون به خانه رسیدیم، گفت: «ای مرد! من کودکانی خردسال دارم که آنها را گرسنه در خانه گذاشته‏ ام و بدینجا آمده ‏ام. اگر چیزی به من بدهی تا برای آنها ببرم و دوباره نزد تو باز گردم، به من محبت کرده‏ ای.»
    من از او پیمان گرفتم که باز گردد. سپس چند درهم به وی دادم. آن زن بیرون رفت و پس از ساعتی بازگشت. من برخاستم و در خانه را بستم و بر آن قفل زدم.
    زن گفت: «چرا چنین می‏کنی؟» گفتم: «از ترس مردم.» زن گفت: «پس چرا از خدای مردم نمی‏ترسی؟»

    گفتم: «خداوند، آمرزنده و مهربان است.»

    این سخن را گفتم و به طرف او رفتم.دیدم که وی چون شاخه بیدی می‏لرزد و سیلاب اشک بر رخسارش روان است.

    به او گفتم: «از چه وحشت داری و چرا این‏گونه می‏لرزی؟ »

    زن گفت: «از ترس خدای عزوجل.» سپس ادامه داد: «ای مرد! اگر به خاطر خدا از من دست برداری و رهایم کنی، ضمانت می‏کنم که خداوند تو را در دنیا و آخرت به آتش نسوزاند.»

    من که وی را با آن حال دیدم و سخنانش را شنیدم، برخاستم و هرچه داشتم به او دادم و گفتم: «ای زن! این اموال را بردار و به دنبال کار خود برو که من تو را به خاطر خداوند متعال رها کردم.»
    زن برخاست و رفت.اندکی بعد به خواب رفتم و در خواب بانوی محترمی که تاجی از یاقوت بر سر داشت، نزد من آمد و گفت: «ای مرد! خدا از جانب ما جزای خیرت دهد.» پرسیدم: شما کیستید؟ فرمود: «من مادر همان زنی هستم که نزد تو آمد و تو به خاطر خدا از او گذشتی. خدا در دنیا و آخرت تو را به آتش نسوزاند.» پرسیدم: «آن زن از کدام خاندان بود؟» فرمود: «از ذریه و نسل رسول خدا (صلّی ‏الله علیه و آله و سلّم).» من که این سخن را شنیدم، خدای تعالی را شکر کردم که مرا موفق داشت و از گناه حفظم کرد و به یاد این آیه افتادم که خداوند می‏فرماید:

    «إِنَّما یُریدُ اللّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»

    «خدا می‏خواهد هر پلیدی را از شما خاندان نبوت ببرد و شما را از هر عیبی پاک و منزه گرداند.» (احزاب: ۳۳)

    سپس از خواب بیدار شدم و از آن روز تاکنون آتش دنیا مرا نمی‏ سوزاند و امیدوارم آتش آخرت نیز مرا نسوزاند.۱

    پی نوشت :
    فضائل‏السادات، صص ۲۴۰ و ۲۴۱.

    برگرفته از : کتاب «گناه گریزی» / سیدحسین اسحاقی / نشر دفتر عقل

    کلیدواژه ها: آتش دنیا و آخرت, خدای مهربان و امرزنده, داستان آهنگر, زن پاکدامن, مرد صالح
    موضوعات: داستان  لینک ثابت  [ 02:50:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      شعر حجاب    

     

    شعر معاصر درباره حجاب در قوالب سنتی
     

    رخت زیبای آسمانی را

    خواهرم با غرور بر سر کن

    نه خجالت بکش نه غمگین باش

    چادرت ارزش است باور کن

     

    بوی زهرا و مریم و هاجر

    از پر چادرت سرازیر است

    بشکند آن قلم که بنویسد:

    دِمُدِه گشت و دست و پا گیر است

     

    توی بال فرشته‌ها انگار

    حفظ وقت عبور می‌آیی

    کوری چشم‌های بی عفت

    مثل یک کوه نور می‌آیی

     

    حفظ و پوشیده در صدف انگار

    ارزش و شأن خویش می‌دانی

    باوقاری و مثل یک خورشید

    پشت یک ابر تیره می‌مانی

     

    خسته‌ای از تمام مردم شهر

    از چه رو این قدر تو غم داری؟

    نکند فکر این کنی شاید

    چیزی از دیگران تو کم داری

     

    قدمت روی شهپر جبریل

    هر زمانی که راه می‌آیی

    در شب چادرت تو می‌تابی

    مثل یک قرص ماه می‌آیی

     

    سمت جریان آب‌ها رفتن

    هنر هر شناگری باشد

    تو ولی باز استقامت کن

    پیش رو جای بهتری باشد

     

    پر بکش سمت اوج می‌دانم

    که خدا با تو است در همه جا

    پر بزن چادرت تو را بال است

    و بدان می‌برد تو را بالا

     

    در زمانی که شأن و ارزش جز

    به دماغ و لباس و ماشین نیست

    توی چادر بمان و ثابت کن

    ارزش واقعی زن این نیست

     

    شاعر:وحید مصلحی

    کلیدواژه ها: حضرت زهرا (س), حضرت مریم و هاجر, شعر حجاب, فرشته ها, چادر
    موضوعات: شعر  لینک ثابت  [ 02:37:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مفهوم آزادی    

    مفهوم آزادی

    آزادی، پدیده ای طبیعی نیست، از صفات واقعی انتزاعی فلسفی یا از صفات فرض ریاضی اشیاء هم نیست، بلکه مفهومی است اعتباری و عملی که از استعداد طبیعی یک موجود برای تکامل اعتبار می شود و خلاصه مفهومش این است که نباید مانعی در راه رشد استعداد طبیعی انسان به وجود آورد. (نه اینکه مانعی در مقابل خواسته و عقیده او ایجاد کرد) «1»

    آزادی کلی به این معنی صحیح است که نباید مانع بروز استعدادهای بشر شد، دیگر به این معنی صحیح است که بسیاری چیزهاست که با جبر نمی توان به بشر تحمیل کرد و دیگر به این جهت است که بشر موجودی است که باید بالاختیار و در صحنه تنازع و کشمکش به کمال خود برسد، اما آزادی به معنی اینکه نباید مزاحم خواب بشر شد، غلط است «2».

    ایجاد مانع برای رشد طبیعی یک گیاه مثل اینکه گلی را در سایه یا در محیط تنگ و کوچک از لحاظ فضا قرار دهیم، کار ناپسند و تجاوز به حق اوست اما چون مقرون به شعور از طرف گل نیست، ظلم نیست و در حیوان اگر مستلزم ایذاء باشد ظلم است و الّا نه. اما به مصرف انسان رساندن گیاه یا حیوان به هیچ نحو ظلم نیست. پس این بحث که آیا آزادی از مختصات انسان است یا نه، به این صورت باید حل شود که معنی آزادی لزوم عدم ایجاد مانع است، این لزوم فقط درباره ی انسان صادق است و درباره ی گیاه به هیچ نحو صادق نیست هر چند گیاه هم دارای حقوقی است و درباره ی حیوان فقط نباید ایجاد اذیت و آزار کرد ولی این معنی غیر از آزادی مصطلح است. آزادی از مختصات انسان است … «3»

     

    منابع:

    1- مطهری، مرتضی، (آزادی معنوی): مجموعه آثار 23، انتشارات صدرا، تهران، 1384.

    2- مطهری، مرتضی، آشنایی با قرآن، ج 3، انتشارات صدرا، تهران، 1384.

    3- مطهری، مرتضی، (انسان کامل): مجموعه آثار 23، انتشارات صدرا، تهران، 1384.

    کلیدواژه ها: اختیار, استعداد طبیعی, مانع, مفهوم آزادی
    موضوعات: آزادی  لینک ثابت  [ 02:28:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      هدف و فلسفه حجاب    

    هدف و فلسفه‎ی حجاب

    هدف از تشریع حجاب اسلامی و فلسفه ی حجاب و پوشش چیست؟

    ‎ هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله ی تزکیه ی نفس و تقوا به دست می‎آید:

    إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ؛[1] بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

    هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یتْلُوا عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ الْحِکمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ ؛

    اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه ی جهالت و گمراهی بودند.

    از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست یابی به تزکیه ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:

    قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِک أَزْکی لَهُمْ؛[2] ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.

    وَ إِذا سَأَلُْتمُوهُنَّ مَتاعاً فَسْئَلُوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجابٍ ذلِکمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِکمْ وَ قُلُوبِهِنَّ؛[3] و هرگاه از زنان رسول متاعی می‎طلبید از پس پرده بطلبید، که حجاب برای آن که دل های شما و آنها پاک و پاکیزه بماند بهتر است.

    وَ الْقَواعِدُ مِنَ النِّساءِ اللاَّتِی لا یرْجُونَ نِکاحاً فَلَیسَ عَلَیهِنَّ جُناحٌ أَنْ یضَعْنَ ثِیابَهُنَّ غَیرَ مُتَبَرِّجاتٍ بِزِینَةٍ وَ أَنْ یسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَهُنَّ وَ اللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ؛[4] و زنان سالخورده که از ولادت و عادت بازنشسته اند و امید ازدواج و نکاح ندارند، بر آنان باکی نیست که اگر اظهار تجملات و زینت خود نکنند، نزد نامحرمان جامه‎های خود را از تن برگیرند و اگر بازهم عفت و تقوای بیش تر گزینند، بر آنان بهتر است و خدا به سخنان خلق شنوا و آگاه است.

    یا أَیهَا النَّبِی قُلْ لِأَزْواجِک وَ بَناتِک وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِنْ جَلاَبِیبِهِنَّ ذلِک أَدْنی أَنْ یعْرَفْنَ فَلا یؤْذَینَ وَ کانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِیماً؛[5] ای پیغمبر با زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که خویشتن را به چادرهای خود فروپوشند که این کار برای این که آنها به عفت و حریت شناخته شوند تا از تعرض و جسارت (هوس‎رانان) آزار نکشند بر آنان بسیار بهتر است و خدا در حق خلق، آمرزنده و مهربان است.

    چون نگاه به نامحرم توسط مردان، باعث تحریک و تهییج جنسی آنان و در نتیجه منجر به فساد می‎شود، خداوند در کنار دستور حجاب و پوشش بدن به بانوان، به مردان نیز دستور به حجاب و پوشش چشم داده و نگاه به نامحرم را بر آنان حرام کرده است؛ چنان‎که از امام رضا(ع) نقل شده است:

    حُرّم النظر الی شعور النساء المحجوبات بالازواج و غیرهنّ من النساء لما فیه من تهییج الرجال و ما یدعوا التهییج الی الفساد و الدخول فیما لا یحلّ و لا یجمل؛[6] نگاه به موهای زنان با حجاب ازدواج کرده و بانوان دیگر، از آن جهت حرام شده است که نگاه، مردان را برمی‎انگیزد و آنان را به فساد فرا می‎خواند در آنچه که ورود در آن نه حلال است و نه شایسته.

    از مجموع آیات و حدیث فوق به خوبی استفاده می‎شود که هدف و فلسفه ی وجوب حجاب اسلامی، ایجاد تزکیه ی نفس، طهارت و عفت و پاکدامنی در بین افراد جامعه، و ایجاد صلاح و پیش گیری از فساد است.

     

    پی نوشتها

    [1]. سوره ی حجرات (49)، آیه ی 13.

    [2]. سوره ی نور (24)، آیه ی 30.

    [3]. سوره ی احزاب (33)، آیه ی 53.

    [5]. سوره ی نور (24)، آیه ی 60.

    [6]. سوره ی احزاب (33)، آیه ی 59.

    [22]. مجلسی، بحارالانوار، ج 104، ص 34.

    منبع:

    پایگاه اطلاع رسانی حوزه

    کلیدواژه ها: تزکیه نفس, عفت, هدف و فلسفه حجاب, پاکدامنی
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت  [ 02:17:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »

       
      مفهوم و ابعاد حجاب    

    مفهوم و ابعاد حجاب

    مفهوم حجاب چیست و از نظر قرآن و حدیث، حجاب و پوشش اسلامی دارای چه ابعاد و اقسامی است؟

    حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است[1]. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است[2]. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد[3].

    در این نوشتار مراد ما از حجاب، پوشش اسلامی است، و مراد از پوشش اسلامی زن، به عنوان یکی از احکام وجوبی اسلام، این است که زن، هنگام معاشرت با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‎گری و خودنمایی نپردازد.

    بنابراین، حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.

    گاهی مشاهده می‎کنیم که بسیاری از زنان محجبه در پوشش خود از رنگ‎های شاد و زیبا و تحریک برانگیز استفاده می‎کنند که به اندامشان زیبایی خاصی می‎بخشد و در عین پوشیده بودن بدن زن، زیبایی‎اش آشکار است، گویی که اصلاً لباس نپوشیده است[4]؛ و این دور از روح حجاب است.

    اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.

    علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛

    مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده ‎اند:

    قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ[5]؛ ای رسول ما به مردان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

    قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ[6]؛ ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.

    نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب گفتاری زنان در مقابل نامحرم است:

    فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ[7]؛ پس زنهار نازک و نرم با مردان سخن نگویید؛ مبادا آن که دلش بیمار (هوا و هوس) است به طمع افتد.

    نوع دیگر حجاب و پوشش قرآنی، حجاب رفتاری زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎ای راه نروند که با نشان دادن زینت‎های خود باعث جلب توجه نامحرم شوند:

    وَ لا یضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ ما یخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ[8]؛ و آن طور پای به زمین نزنند که خلخال و زیور پنهان پاهایشان معلوم شود.

    از مجموع مباحث طرح شده به روشنی استفاده می‎شود که مراد از حجاب اسلامی، پوشش و حریم قایل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحای مختلف رفتار، مثل نحوه ی پوشش، نگاه، حرف زدن و راه ‎رفتن است.

     

    پی نوشتها

    [1]. جوهری، صحاح اللغه، الحجاب: الستر؛ فیومی، المصباح المنیر، حجبه حجباً من باب قتل: منعه و منه قیل للستر الحجاب لانه یمنع المشاهده.

    [2]. در قرآن این کلمه در هشت مورد به کار رفته که بیش تر به معنای حاجز، مانع، حایل و پرده است.

    [3]. استاد مطهری، مسئله ی حجاب، ص 78.

    [4]. علامه سیدمحمدحسین فضل الله، مجله‎ی پیام زن، «جوانان، ورزش و حجاب» شماره ی 74، ص 19.

    [5]. سوره ی نور (24)، آیه ی 30.

    [6]. سوره ی نور (24)، آیه ی 31.

    [7]. سوره‎ی احزاب (33)، آیه‎ی 32.

    [8]. سوره ی نور (24)، آیه ی 31.

    منبع:

    پایگاه اطلاع رسانی حوزه

    کلیدواژه ها: حجاب, حجاب زبانی, پوشش, پوشش اسلامی بانوان
    موضوعات: حجاب  لینک ثابت  [ 02:04:00 ب.ظ ]

    ارسال نظر »
     
    •  خانه  
    •  موضوعات  
    •  آرشیوها  
    •  آخرین نظرات